با سلام
كسي كه درجايي كار مي كند و به او ظلم شود و حقوقي را كه از ابتدا قرار بوده به او بدهند ندهند وظيفه اش در مقابل ظالم چيست ؟ آيا دعايي براي نفرين ظالم وجود دارد؟وآيا ظالم در همين دنيا كيفر مي شود؟
با تشكر خدانگهدار
برادر عزیز!
یکی از چیزهایی که در روایات به شدت مورد مذمت قرار گرفته و در مورد عواقب آن هشدار داده شده است. ظلم و ستم به دیگران است. حضرت علی (ع) در این باره می فرماید:«انّ اسرع الشّرّ عقابا الظّلم»(1) به درستی که سریع ترین بدی از نظر عقاب ظلم و ستم است.
توصیه می کنیم در این گونه مواقع با نرمخویی و برخورد خوب سعی کنید از حق خود دفاع کنید. اگر توانایی دفاع از حق خود ندارید، با مراجعه به محاکم از حق خود دفاع کنید.
دوست عزیز لازم نیست که در حق ایشان نفرین کنید، نفرین مؤمن جایز نیست، اگر مؤمنی به مؤمنی دیگر ظلم کرده باشد و یا با کلاهبرداری، حق او را خورده باشد، باید از راه صحیح و شرعی اقدام نماید، البته اگر کسی ظلمی کرده باشد، نتیجه عمل خود را خواهد دید، حتی اگر نفرین نشده باشد. آنها را به خداوند واگذار کنید، ممکن است بعضی از افراد با انجام دادن این قبیل کارها به خواسته های دنیایی خودشان برسند و در ظاهر حقی را از شما گرفته باشند، ولی مطمئن باشید که در حقیقت آنها چیزی را به دست نیاورده اند؛ و بالاخره روزی تاوان کار خود را خواهند دید، البته این به این معنی نیست که از حق خودتان دفاع نکنید. بلکه همانطوری که گفتیم از حق خود باید دفاع کنید و در برابر این ظلمی که در حق شما روا داشته اند ساکت ننشینید. ولی اگر با تلاشی که انجام دادید نتوانستید به حق خود برسید ناراحت نباشید و آنها را به خدا واگذار نمایید؛ چه بسا ممکن است که کسانی که در حق شما ظلم کرده اند، تاوان کار خود را در همین دنیا ببینند. ولی تردیدی نداشته باشید که خداوند به قول معروف جای حق نشسته است و این ظلم آنان در حق شما را بی جواب نخواهد گذاشت. در روایتی از امام صادق (ع) وارد شده که می فرمایند: «مَنِ ارْتَكَبَ أَحَداً بِظُلْمٍ- بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ مَنْ يَظْلِمُهُ بِمِثْلِهِ...»(2) اگر کسی در حق دیگری ظلم و ستم روا دارد، خداوند کسی را بر می انگیزد که مثل همان ظلم را درحق او روا دارد.
موفق باشید.
پی نوشت:
1. عبد الواحد تميمى آمدى، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات، 1366ش، حدیث10145، ص457.
2. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، تهران، اسلامیه، ج72، ص313.






