با سلام الان نزدیک جند سال است که هرجه دعا میکنم قبول نمیشود به همین خاطربه وجود خدا شک دارم عقیده ام براین شده هرجه ادم خلاف کند خدا بیشتر هوایش رو داره خواهش میکنم راهنماییم کنید چون دارم کافر میشم
دوست و برادر عزیز ؛ اگر بچه ای از پدرش خواسته ای داشته باشد و پدرش بنا به مصالحی که به نفع خود اوست خواستهء او را برآورده نکند یا این که برآورده کرده ولی هفتهء آینده رخ می دهد این فرزند باید مساله را به وجود نداشتن پدر یا ارزش قائل نبودن پدر برای او تلقی کند ؟ به نظر شما آیا خدا باید تابع ما باشد و هر خواسته ای که داشته باشیم (اگر چه نادرست یا ناموقع باشد)برآورده کند ؟ آیا به نظر شما ما نیز برای برآورده شدن حاجات خود وظیفه و نقشی داریم ؟ اگر شما از طرف خدا مامور ادارهء جهان بودید و با افرادی مواجه می شدید که خواسته ها و توقعات جور واجور و ضد و نقیض داشتند یا برای رسیدن به خواسته های خود عجله داشتند یا اقدام مناسب با آن خواسته ها را انجام نمی دادند چکار می کردید ؟ آیا نظام علت و معلول جهان را به هم می ریختید و هر کس هرچی خواست به او می دادید؟
نه؛ چنین کاری نمی کردید ؛ زیرا درست نبود و خدا هم چنین نمی کند و از ما توقع دارد که بنده ای قوی و دانا باشیم و با همکاری و همدلی با یکدیگر و با اقدامات درست ، به نیازهای واقعی خود(نه هر چه دلمان می خواهد)دست پیدا کنیم ؛ بسلامتی ما خلیفه الله و اشرف مخلوقاتیم!
خداوند بزرگ ومهربان ، جهان را بر اساس قوانین و سنت هایی به چرخش درآورده که اگر ما بر اساس آن قوانین و سنت ها عمل کنیم ، موفق می شویم ولی اگر به آنها عمل نکنیم ، هر چه که ناله و فریاد بکنیم موفق نخواهیم شد و به موفقیت نخواهیم رسید. بچهء شما اگر از در منزل نخواهد بیرون رود(به هر دلیل) و روبری پنجره بایستد و دائما دادو فریاد کند آیا شما او را از پنجره خارج می کنید یا به او تفهیم می کنید که راه خروج ، در منزل است نه پنجره ؟!
افراد به قول شما خلاف ، اگر اوضاعشان درست است یک دلیلش همین است که به قوانین الهی در آفرینش عمل می کنند و خود را به خدا آویزان نمی کنند و از دانایی خود استفاده می کنند البته آنها تقیدی در امور دینی ندارند و دستشان باز است ولی ما حتی همان حداقل عقلانیت و تلاش و مشورت و همکاری و مثبت بینی و ... را که از لوازم موفقیت هستند انجام نمی دهیم و فقط با دعا و توقع بی حساب از خدا و توکل بی عمل و بدون عقلانیت و مشورت می خواهیم به خواسته های خود برسیم (که هیچ گاه نمی رسیم).
مطلب دیگری که توجه به آن لازم است این است که خداوند نسبت به خوبان و کسانی که دوستشان دارد ، سخت گیر تر است ، زیرا می خواهد آنان را را ارتقاء بدهد ؛ درست مثل استادی که نسبت به شاگردان خوب و زرنگ کلاس دقت و سخت گیری بیشتری دارد و در کمترین ضعفی آنها را مورد سوال و توبیخ قرار می دهد یا حتی جریمه می کند ولی نسبت به افراد تنبل و بی انگیزه اگر چه نمرات بسیار پائینی بیاورند ، حساسیتی از خود نشان نمی دهد و آنها را به حال نامناسبشان وامی گذارد.سخت گیری استاد ، اگر چه تلخ و ناخوشایند است ولی سبب قوی شدن و ارتقاء انسان می شود و لذا دانشجویانی که به مدارج عالی می رسند ، به خدمت استاد رفته و از سخت گیری های دلسوزانهء استادشان در دوران تحصیل تشکر می کنند و می گویند اگر چه در آن زمان خیلی بر ما سخت و دشوار بود ولی الان فهمیده ایم که از روی لطف و مهربانی بوده و سبب رسیدن ما به موفقیت های بالایی شده.
توصیهء ما به شما این است که آستین را بالا بزنید و کمر همت ببندید و با عمل کردن به قوانین و سنن استوار آفرینش ، آینده ای موفق و زیبا را برای خود بسازید. یکی از لوازم موفقیت همان گونه که گفتیم ، مشورت و یاری گرفتن از دیگران است ؛ برای رسیدن به خواسته های معقول و مشروع خود ، در صورتی که مایل بودید ، از وضعیت و شرایط شخصی و خانوادگی خود و نیز اهداف و خواسته هایتان بنویسید تا در خدمت شما باشیم. موفق باشید و خدا نگهدار






