*در حال بحث با یک مسیحی هستم.لطفا به این پرسش پاسخ عقلی و تاریخی بدهید.
1-آیادرزمان حضرت محمدنسبت به زمان حضرت عیسی مردم از نظر عقلی کامل تربوده اند؟ 2-چه مزیتی وجود داشت که خدا پیامبراسلام را در سرزمین حجاز به رسالت برگزید ؟
پرسش: در باره زمینه های نبوت پیامبر اسلام
شرح : *در حال بحث با یک مسیحی هستم.لطفا به این پرسش پاسخ عقلی و تاریخی بدهید. 1-آیادرزمان حضرت محمدنسبت به زمان حضرت عیسی مردم از نظر عقلی کامل تربوده اند؟
پاسخ:
در اين زمينه به دو مساله مي پردازيم كه نشان دهنده اين مطلب است كه عقول مردم در دوره حضرت رسول اكرم (ص) كامل تر از عقول مردم در زمان حضرت عيسي مسيح (ع) بوده است:
1. تحريف كتاب مقدس مسيحيان: همانطور كه مي دانيد بعد از عروج حضرت مسيح (ع) كتابهاي انجيل فراواني توسط افراد مختلفي نگاشته شد كه مطالب بعضا متناقضي در آن بود. اين هرج و مرج در كتاب مقدس مسيحيان به قدري بالا گرفت كه بزرگان ديني مسيحيت شورايي به نام شوراي نيقيه را تشكيل داده و از ميان دويست و هفتاد انجيل موجود، چهار انجيل را به رسميت شناخته و باقي را سوزاندند و افراد را از پيروي آن منع نمودند.(1) اما اين مساله در دين اسلام و مسلمانان در نقطه مقابل اين امر است. در دين اسلام از همان ابتداي نزول وحي افراد زيادي بنا به توصيه پيامبر به حفظ و نگهداري قرآن همت گماشتند. عده اي كه سواد داشتند مثل حضرت علي (ع) و عبدالله بن مسعود به ثبت آن پرداختند و عده اي ديگر با حفظ آن در حافظه خود، به ماندگاري آن كمك كردند.(2) بعدها نيز در زمان خليفه سوم به گردآوري قرآن پرداختند تا ديگر شائبه اي در مورد تحريف قرآن نه به زياده و نه به نقيصه پيش نيايد.(3) در حال حاضر نيز تقريبا هيچ يك از دانشمندان اسلامي به تحريف قرآن قايل نيست و اين قرآن موجود را همان قرآن نازل شده بر پيامبر مي دانند.
همانطور كه مي بينيد مسلمانان بر خلاف مسيحيان براي حفظ كتاب مقدس خود همت فراواني نشان دادند كه تنها به گوشه اي از آن اشاره شد. اين خود دليل بسيار خوبي بر كاملتر بودن عقول در آن دوره است.
2. تحريف در اصل دين: در دين مسيحيت متاسفانه آموزه هايي وجود دارد كه توحيد منافات جدي دارد نظير آموزه تثليث. در صورتي كه حضرت مسيح (ع) را پيامبري الهي بدانيم، ديگر نمي توانيم چنين عقايدي را ترويج شده از سوي ايشان قلمداد كنيم. مسيحيان به علل مختلف كه در اين موضع جاي بحث از آن نيست نسبت هايي را به حضرت عيسي (ع) دادند كه با توحيدي بودن دين مسيحيت تضادي كامل دارد. آنها پيامبر خود را تا حد يك اله بالا برده و براي او وجودي همچون پدر و تجسد يافته او در دنياي مادي قايل شدند. در نقطه مقابل و در دين اسلام با آنكه مسلمانان براي پيامبر خود احترام فوق العاده اي قايل اند اما او را همچنان عبد خداوند مي دانند و به هيچ وجه براي ايشان جايگاه الوهي قايل نبوده و نيستند.
اين مساله نيز دليل ديگري بر كاملتر بودن عقول مسلمانان است چرا كه دين خود را به عنوان يك دين توحيدي يه خوبي درك كردند و به لوازم آن به خوبي واقف شده و به آن پايبند ماندند. آنها در عين آنكه حضرت رسول اكرم (ص) را داراي شاني بسيار عظيم مي دانند و احترام فوق العاده اي به ايشان مي گذارند اما اينطور نيست كه اين احترام سبب شود كه پا را فراتر نهاده و ار دايره توحيد خارج شوند.
پي نوشت ها:
1. بهشتي، احمد، عيسي پيام آور اسلام، تهران، اطلاعات، چاپ اول، 1373ش، ص133.
2. علامه زنجانی، تاریخ القرآن، بي تا، بي جا، الفصل السادس، فی کتابه القرآن حین نزوله، ص 20.
3. خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامة قرآن، انتشارات دوستان، تهران، 1382ش، ج 2، ص 1634، مادة جمع قرآن.
4. بی ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1388ش، ص634.
پرسش: 2-چه مزیتی وجود داشت که خدا پیامبراسلام را در سرزمین حجاز به رسالت برگزید ؟
پاسخ:
ظهور اسلام و بقای آن در شبه جزیره عربستان از بسیاری جهات بهتر از شرایط سرزمینهای دیگر بوده است،که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم
1ـ در شبه جزیره عربی به خصوص سرزمین حجاز حکومت مقتدر مرکزی وجود نداشت. این امر اگر چه باعث یک سری نابسامانیهای اجتماعی میشد، لیکن در مسیر موفقیت انقلابی که پیامبر(ص) به راه انداخت؛ مؤثر بود، خلاء حکومتی یکی از زمینههای موفّقیت در نهضتها و قیامها است. اگر حکومت مقتدری همانند حکومتهای ایران و روم وجود داشت، صداهای مخالفان توسط حکومت خاموش میشد و مجالی برای پیامبر(ص) باقی نمیماند تا مردم را به راه راست، ارشاد نماید.
2ـ برقراری نظام قبیلگی و پایبندی افراد به حمایتهای گسترده از افراد قبیله؛ این امر سبب میشد که اگر فردی همانند پیامبر اسلام(ص) بر خلاف نظام حاکم آن دیار که نظام حکومتی اشرافی یا آریستوکراسی بود، بخواهد اقدامی صورت دهد، افراد قبیله در مجموع از او حمایت میکردند. این حمایت چشمگیر سبب میشد که چندان گزندی به وی نرسد، همان گونه که در دوره مکه به رغم آن همه مبارزههای رسول گرامی اسلام بر ضد شرک و بت پرستی، نتوانستند پیامبر را بکشند.
3ـ وجود قانون ماههای حرام؛ در محیط عربستان و سرزمین حجاز در چهار ماه از سال، یعنی ماههای حرام (ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب) جنگ و خون ریزی ممنوع بود. جنگ در ماههای حرام را گناهی بزرگ و نابخشودنی (فجار) میدانستند. چنین قانونی آن هم با آن گستره حمایتی و پشتوانه فرهنگی، فرصت خوبی برای رساندن پیام پیامبر(ص)به گوش دیگران پدید آورد که این زمینه و بستر در ایران نبود.(1)
4- وجود کعبه و سنت حج و زیارت خانه خدا که از زمان حضرت ابراهیم خلیل به یادگار مانده بود. این امر موجب شد که مکه مرکز رفت و آمدها و تبادلات امور تجارتی و فرهنگی گردد و پیامبر از این فرصت استفاده کند تا پیامش را به گوش اقوام و ملل جهان برساند.
5- قانون امان؛ عربهای جاهلی به رغم آن همه ضعفهای اخلاقی، برخی از خصلتهای پسندیده و مترقی میان آنان رواج داشت که از آن جمله قانون امان و پناهندگی بود.
طبق این قانون اگر کسی حتی دشمن در پناه فرد یا قبیله ای قرار میگرفت، در امان میبود و با تمامی وجود از او دفاع میکردند.
6- همچنین میتوان گفت: گرچه سرزمین حجاز واجد برخی از تمدن ها بود، اما با توجه به شرایط سرزمین عربستان مردم این سر زمین از نظر بافت فرهنگی سنت، روابط اجتماعی... از سایر ملتهای همجوار، پایین تر بود. (2) طبعاً چنین انسان هایی به هدایت و پیام الهی نیاز بیشتری به هدایت داشتند.
در پایان توجه داشته باشید اولاً گر چه انقلاب پیامبر و بعثت او در شبه جزیره عربستان واقع شد، اما پس از مدت کوتاهی پیام الهی پیامبر (ص) به دورترین نقاط و سرزمینهای آن روزگار، گسترش یافت. بیش از بیست سال از رحلت پیامبر نگذشته بود که پیام اسلام به وسیله مسلمانان به سرزمین ایران رسید و پس از مدتی به تدریج عده بسیاری به آن گرایش یافتند و کم کم از ایران فراتر رفته و به کشورهای شرق آسیا راه یافت؛ بنابراین اگر چه اسلام در شبه جزیره عربستان ریشه دوانید، اما ایرانیان پس از مدتی آن را پذیرفتند و از آثار و فواید و برکات و احکام ارزشمند آن بهره مند شدند. (3 )ثانیاً آنچه بیان شد تنها بخشی از حکمت هایی است که ما با عقل خود درک کرده و برای مزیت سرزمین حجاز بیان کرده ایم اما هیچگاه فلسفه این امر را منحصر در موارد بیان شده نمی دانیم چرا در ممکن است در مجموع دلائل دیگری برای این امر موجود باشد و یا احیاناً برخی از موارد بیان شده، مشترک بین سرزمین حجاز و سائر سرزمین ها باشد اما در عین به نظر می آید مجموع دلائل با هم می تواند دلیل احتمالی خوبی برای امتیاز سرزمین حجاز باشد و نکته اساسی در این زمینه آن است که مطابق آیه "خداوند آگاه تر است که کجا رسالت را قرار دهد"(4) به حکمت و علم خداوند علم داشته و چنین عملی را مطابق آن می دانیم
پی نوشت ها:
1. مکارم شیرازی، ناصر، تفسيرنمونه، چ دار الكتب الاسلامیه، تهران، 1374 ه ش، ج7، ص 407.
2. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، چ دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1370 ه ش، ص63.
3. مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، چ دفتر انشارات اسلامی، قم 1362 ه ش، ص 322 .
4. انعام(6) آیه 124.






