خواهر محترم! از اینکه عنایت خدا شامل شما شده و در صدد تقویت ایمانتان شده اید، خدا را شاکر باشید. علت أصلی سستی به نماز و سایر مقوله های دینی، ضعف شناخت و ایمان است.
راههای تقویت ایمان:
می دانیم که سعادت جاودان بر پایه ایمان و عمل صالح استوار است و از این رو، ایمان اصل و عمل صالح (تقوا) فرع به شمار میرود و حتی میتوان یکی را (ایمان) علت دیگری (عمل صالح) دانست.
ایمان چونان چشمه ای است که از دل میجوشد و در جوارح جاری میگردد و به شکل اعمال نیک ظاهر میشود. از این رو میتوان گفت میوه تقوا را باید از شاخه ایمان بر گرفت. ایمان که یک عمل اختیاری قلب است ، مراتبی دارد و شدت و ضعف میپذیرد. از این رو، باید عوامل پیدایش، تضعیف و تقویت آن را بشناسیم تا ایمان را در خود پدید آوریم و از آفات آن بپرهیزیم ودر تقویت آن بکوشیم.
1)گام نخست: "غفلت زدایی"؛ نخستین آفت ایمان، غفلت است؛ برای فراهم ساختن ایمان ، نخست باید غفلت زدایی کرد؛ یعنی توجه کنیم که غیر از ارضای غرایز مادی و کسب لذتهای ناپایدار، حقایق دیگری نیز هست ، پیامبران الهی با یادآور شدن پاره ای حقایق روشن که مورد غفلت قرار گرفتهاند، سعی در بیدار ساختن آدمیان داشتند و از این رو قرآن کریم کار آنان را ذکر و خود ایشان را مذکر میخواند.
2)گام دوم:"علم آموزی"؛ پس از زدودن غفلت و حصول توجه، این شک برای آدمی رخ مینماید که آیا آنچه پیامبران میگویند حقیقت دارد. چاره این تردید در تحصیل علم است اما بسیاری در این مرحله، به ظن و گمان بسنده میکنند «حال آن که گمان ذره ای از حق بی نیاز نمیسازد.» (1) قرآن کریم ، تأکید دارد که پس از حصول شک، آدمی جز علم را دنبال نکند و از آنچه بدان یقین ندارد پیروی ننماید. (2)
علم زمینه ساز ایمان و شرط لازم برای آن است؛ از همین رو است که «از میان بندگان خدا ، تنها عالمانند که خشیت خدا دارند. » (3) و میدانیم که خشیت از آثار ایمان است. علم با همه اهمیتی که در گسترش ایمان دارد، علت تامه آن نیست، زیرا همیشه علم به ایمان نمی انجامد، بلکه پس از علم یافتن به وجود خدا، معاد و حقانیت پیامبر، انسان مختار است که ایمان بیاورد یا نیاورد. چنین نیست که پس از علم، حصول ایمان به قهر و جبر، حتمی باشد، اگر ایمان را پذیرش و التزام عملی به یک حقیقت بدانیم، از مقوله فهمیدن و دانستن نیست هر چند فهم و دانش، زمینه گستر ایمان است.
3)گام سوم:"تعلق ستیزی"؛دل سپردن به غیر، مانع تأثیر علم است. علت این که گاهی آدمی به چیزی علم دارد، اما بدان ایمان نمیآورد آن است که پیش از آن، دل در گرو چیز دیگری نهاده است. علم به ذهن مربوط است و ایمان کار دل است. ایمان دل دادن و دل سپردن است و این زمانی میسور است که تمام توجه دل به چیزی دیگر معطوف نباشد که در این صورت دلی برای آدمی باقی نمانده که به حقیقت بسپارد. به همین دلیل است که تذکر، یادآوری و پندپذیری از حوادث درس آموز نیز ویژه کسانی است که دلی داشته باشند. (4)
بنابراین ، ایمان و تحصیل آن، فرآورده ضرورتهای زیر است :
1ـ زدودن غفلت.
2ـ به دست آوردن شناخت و معرفت درباره مبدأ و معاد.
3ـ فراهم ساختن شرایط روانی برای پذیرش حق، و به دیگر سخن، انگیزش میل فطری خویش به ایمان.
لذا در بدست آوردن این مطلب و موفقیت در این زمینه همواره از خدای متعال کمک بگیرید و توسل به اهل بیت(ع) داشته باشید ودر مورد علت یابی این مسئله و توضیحات کامل برای حل مشکل نماز ،با شماره (09640) تماس بگیرید
پی نوشت ها :
1. سوره یونس، آیه 36.
2. سوره اسراء، آیه 36.
3. سوره فاطر، آیه 28.
4. سوره ق، آیه 37.






