با سلام
آیا غیبت امام زمان(عج)را می توان به عنوان معجزه از طرف رسول اکرم(ص)بیان کرد؟
اگر چنین باشد،با توجه به اینکه معجزه پیامبران در زمان حیات آنها رخ می دهد،حال آنکه پیامبر در قید حیات نیستند؛چگونه می شود ای مسأله را اثبات کرد؟
و همچنین می توان گفت که در صورت معجزه بودن ای رویداد،آیا امام زمام(عج)وجود خارجی دارد یا بعداً به اذن خداوند به وجود خواهند آمد؟
پاسخ در دو محور بیان می شود:
الف_در باره فراز اول پرسش باید گفت غیبت امام زمان به عنوان سرّی از اسرار الهی مطرح است".(1) ولی به عنوان معجزه پیامبر (ص) مطرح نشده، گرچه از این منظر می توان آن را به عنوان اعجاز کلام نبوی مطرح نمود که سخنان ان حضرت در باره مهدی امت به عینیت رسید و او در زمان خود بدنیا آمد و معجزه آسا در فرا سوی غیبت تا کنون به حیات پربرکتش ادامه داده است که در بخش دوم پرسش به تفصیل بیشتر در این باب بحث می شود .
ولی آنچه در این جا مطرح است این است که بر فرض مسله غیبت مهدی به عنوان معجزه پیامبر تلقی شود منافات با این ندارد که این اعجاز او در غیر زمان حیاتش تحقق یابد، زیرا گر چه برخی از معجزه های اعجاز گر لازم است در زمان حیات او واقع شود تا هدف او را در ارایه معجزه تامین نماید ومثلا مردم به او ایمان آورده و به صدق گفتارش باور کنند ،ولی بعض دیگر از اعجاز های او ممکن است به دلایل ومصلحت های در غیر زمانش ظاهر گردد و یا اساسا بگونه ی باشد که در آینده وبعد از حیاتش تحقق یابد.
مثلا خبری از غیب بوده که در زمان های بعد بوقوع می پیوسته، ولی او سال ها پیش از وقوع آن خبر داده است .چه این که در موارد دیگر نیز نمونه های از این دست خبرهای غیبی داشته است مثل خبر از شهادت امیر مومنان ع بدست ابن ملجم در ماه رمضان که این حادثه دقیق طبق سخن پیا مبر بوقوع پیوست (2) ویا ماجرای شهادت امام حسین ع در کربلا (3) ومانند آن . پس مسله غیبت مهدی اگر به حیث معجزه کلام پیامبر باشد از این با ب است . بخصوص این که پیامبر اکرم فرمود:« حضرت مهدی (ع) بعد از غیبتی طولانی ظهور خواهد کرد. »(4) پس این کلام معجزه آسای پیامبر در غیبت مهدی تحقق یافته است.
ب_ در باره فراز دوم پرسش باید گفت در نگاه همه شیعیان امامیه : مهدی موعود هم اکنون موجود است و در سال 255 هجری در سامرا متولد شده است و در پس پرده غیبت زندگی میکند و روزی به امر خداوند ظهور خواهد کرد.البته این سخن را افزون بر شیعیان، بسیاری از دانشمندان نامدار اهل سنت نیز پذیرفتهاند و در کتابهای شان متذکر شدهاند، تا جایی که برخی از پژوهشگران بیش از صد نفر از دانشمندان اهل سنت را نام بردهاند که در تألیفات شان ولادت امام مهدی(عج) را متذکر شدهاند.(5)
در نتیجه می توان گفت به طور کلی همه قبول دارند که مهدی موعود هم اکنون موجود است همه شیعیان به این امر معتقدند و گروهی از عالمان اهل سنت همانند حافظ سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی نیز آن را پذیرفتهاند.(6)
نکته دیگر این که مبانی کلامی مهدویت گاهی مبانی نقلی اند. گاهی مبانی عقلی؛ روشن است که ما نمی توانیم روی وجود یا عدم فردی که با او ارتباط نداریم، به طور قطع برهان عقلی اقامه کنیم؛ در نتیجه نباید توقع داشت که در خصوص وجود امام زمان دلیل و برهان قطعی عقلی بیاوریم؛ اما در عین حال دلایل و قرائن عقلی و نقلی بسیاری وجود دارد که در جمع بندی آن ها انسان به این باور می رسد که یقینا امام زمان در این مقطع زمانی وجود دارند .
در مسئله وجود امام زمان(ع) چون مربوط به شخص خاصی است ، از دلایل عقلی محض که مربوط به کلیات است، نمی توان بهره گرفت ، اما در آن از دلایل ترکیبی عقلی و نقلی می توان سود جست. مثلا می توان برای اصل امامت به دلایلی عقلی تمسک کرد، آن گاه آن را در زمان حاضر بر امام زمان منطبق دانست؛ یعنی اگر با دلایل عقلی ثابت کردیم که جامعه بعد از پیامبر نیازمند امام معصوم است، می توان پذیرفت که یقینا در زمان کنونی هم امامی وجود دارد که امام این عصر و زمان محسوب می گردد.
یعنی بنابر دلایل امامت و اعتقاد به خاتمیت و لزوم وجود امام (ع) بعد از پیامبر ، وجود امام در زمان حاضر نیز باید پذیرفته شود؛ هم چنین طبق مسئله خلافت الهی که خداوند با آفرینش انسان او را خلیفه و جانشین خود روی زمین دانسته، باید این جانشین (که انسان کامل و معصوم است) در هر عصر و زمانی وجود داشته باشد. کسی که واسطه فیض الهی روی زمین است.
بر اساس همین ضرورت وجود انسان معصوم و حجت الهی بر زمین می توان بر اثبات موجود بودن امام زمان (ع) هم برهان اقامه کرد. اگر لزوم وجود امام ثابت شد و از طرف دیگر ثابت گشت که امام قبلی از دنیا نرفته، بلکه به دلایل گوناگون نقلی، حیات اعجاز گونه وی به ما رسیده ، می توان به این باور رسید که امام دوازدهم ما شیعیان همچنان زنده و موجود است. در این باب جای سخن بسیار است. ولی تنها به این مطلب اشاره می شود که حکیمه خاتون میگوید وقتی مهدی به دنیا آمد.
امام حسن عسکری(ع) صدا زد: «عمه! فرزندم را نزد من بیاور»؛ نوزاد را خدمت حضرت بردم، حضرت او را در آغوش گرفت و بر دست و چشم و مفاصل کودک دست کشید و در گوش راست اذان و در گوش چپ اقامه گفت: و فرمود: فرزندم، سخن بگو. نوزاد لب به سخن گشود و شهادتین بر زبان جاری کرد و سپس به امام علی(ع) و دیگر امامان(ع) به ترتیب درود فرستاد تا رسید به نام پدرش و بر او هم درود فرستاد.
سپس امام عسکری(ع) به من فرمود: عمه، فرزند را نزد مادر ببر تا به او سلام کند و بعد نزد من بیاورد. نوزاد را نزد مادر بردم و به مادر سلام گفت، و سپس نزد حضرت برگرداندم. حضرت فرمود: روز هفتم نزد ما بیا، روز هفتم آمدم. حضرت فرمود: عمه جان، فرزندم را بیاور، آوردم. همانند روز اوّل شهادتین و سلام بر امامان را بر زبان جاری کرد. (7)
بعد از شهادت امام عسکری، امام مهدی از طریق نشان دادن کرامتها و شواهد صدق معجزه یا شبه معجزه) وجود و امامت خویش را برای شیعیان امام عسکری(ع) نمایاند و حجت را بر آنان تمام کرد.
در آغاز غیبت صغری، سازمان مخفی وکالت که از زمان امام صادق(ع) برای چنین دورهای پایهریزی شده بود، از مهمترین وظایفش این بود که شک و حیرت شیعیان را بزداید و آنان را به امام غایب و نیابت نواب اربعه مطمئن نماید. نائبان و وکیلان حضرت با ارائة شواهد صدق، کرامتها و علوم برتر اعطایی از ناحیة مقدسه به این امر اقدام نمودند.
کرامتها و شواهد صدق در برخی موارد مستقیماً توسط امام مهدی و در برخی موارد با واسطة سفیران به شیعیان عرض میشد. تا شیعیان افزون بر این که به وجود امام مهدی ایمان داشته باشند، به نیابت نواب اربعه نیز مطمئن شوند. نشان دادن کرامتها و شواهد صدق عمدتاً در زمان سفارت اولین سفیر ناحیة مقدسه، عثمان بن سعید عمری صورت گرفت، چون که در این دوره هنوز شیعیان در حیرت بودند و به وجود امام مهدی پی نبرده بودند.
سید بن طاووس مینویسد: «امام زمانرا بسیاری از اصحاب پدرش امام حسن عسکری دیده و از وی اخبار واحکام شرعی روایت کردهاند. از این گذشته حضرت وکیلهایی داشت که اسم، نسب و وطن آنان معلوم بود و آنان معجزات، کرامات، جواب مسائل مشکل و بسیاری از اخبار غیبی را که حضرت از جدش پیامبر روایت کرده بود، نقل کردهاند.(8)
به نظر می رسد با تامل و دقت در مجموعه روایات و احادیث متعدد که بر اساس مبانی علوم حدیث شیعه متقن و قابل استناد محسوب می شوند و به علاوه دقت در دلایل عقلی و قرآنی لزوم وجود امام و ولی معصوم و حجت خدا بر روی زمین ، برای هر انسان منصفی این باور و عقیده یه شکلی کامل و جدی شکا می گیرد که در زمانت کنونی هم ، امام زمان زنده و موجود هستند و ادعای بزرگان دینی ما در خصوص ملاقات بسیاری از افراد مومن با آن حضرت نمی تواند نادرست باشد .
پینوشتها:
1. شیخ صدوق، کمال الدین، نشر دار الکتب الاسلامیه تهران، بی تا، ج 2، ص 158.
2. شیخ عباس قمی، منتهی الامال نشر هجرت 1378 ش، ج1، ص 321.
3. مجلسی بحار نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت 1403 ق، ج44، ص293 .
4. بحار الانوار 52 / 379 حدیث 187 .
5. علی یزدی حائری الزام الناصب، نشر دار النشر الاسلامیه تهران ، ج 1، ص 321 تا 340؛ دادگستر جهان، ابراهیمی امینی، نشر پیشین ص 118 تا 120.
6. سلیمان قندزی ینابیع الموده، نشر مکتبه المهدی 1385 ش، ص 440.
7. شیخ صدوق، کمال الدین، نشر دار الکتب الاسللامیه تهران، بی تا، ج 2، ص 158.
8. ابن طاووس، الطرائف فی معرفه مذهب الطوائف، نشر دار الکتب الاسلامیه تهران، بی تا، ج 1، ص 183 ـ 184.






