دوست من در قضیه ملاقات شمس و مولانا و سئوال شمس از مولانا در رابطه با سخنان (محمد(ص)وبایزید بسطامی)
و جواب آن :حقیقیت اینست که جوابی که کفته اند و شماهم نوشته اید صورت قضیه است برای عوام و اهل ظاهر که قضیه این سئوال شمس به تکفیر نکشد و عوام را راضی نگه دارد جواب سئوال آن نیست .
شما را یک راهنمائی میکنم .که در گفتمان محمد(ص)و بایزید قطب القطاب در سخن یکی کثرت و در سخن دیگری وحدت است حال شما خود حلاجی کنید و بفهمید که حق با کدام بوده است.کدام هنوز در دوئیت بوده و کدام یک به وحدت رسیده بوده است که شمس در خلوت اصل موضوع را به مولانا تفهیم کرده است
اصولا طرح این سئوال از جانب شمس که جوابش در نظر اهل ظاهر و عوام معلومست بچه گانه مینماید
ولیکن ایهام موجود در سئوال مولانا را دگر گون ساخته که جواب نزدیک به اذهان همان جواب معلوم است که مکتوب است اما جواب دور از ذهن اهل ظاهر (همان مسئله ثنویت و وحدت است )که اهل ظاهر هرگز تاب تحمل آنرا ندارد.

از تذکر شما متشکریم؛ البته در نامه های قبلی تان به چنین سوال و پرسشی برنخوردیم و اگر نسبت به پاسخی از سایت هم نقد و نظری دارید به طور معین و با آدرس مشخص بفرمایید تا مورد بررسی قرار بگیرد .