در قرآن و احادیث امده است که نیاز های خود را از خدا بخواهیم که در این خواستن نه تنها عجز نیست بلکه شجاعت است.
سوالی که مطرح می شود این است که مگر خداوند نیاز ها و درد ها و خواسته های ما را نمیداند که ما باید از او بخواهیم ؟ در ضمن این دعا کردن همیشه همراه با اجابت در این دنیا نیست بلکه اگر به مصلحت نباشد در این دنیا داده نمی شود
همچنین گفته اند که حتی نمک سفره خود را از خداوند بخواهید و از بنده نخواهید که عزت نفس شما از بین نرود؟
مگر چه تفاوتی در ماهیت خواستن می باشد که از خدا خواستن عزت نفس را بالا می برد ولی از غیر خدا چنین نیست ؟ آیا مدامت در خواستن از خدا باعث نهادینه شدن احساس عجز در انسان نمی شود؟
دعا به معناى اين است كه دعا كننده نظر دعا شده را به سوى خود جلب كند(1) لذا اولاً اگر چه خداوند به نیازهای بندگان علم دارد. اما سنت خداوند در این عالم به آن تعلق گرفته که در این میان مشکلات افرادی را برطرف نماید که با طریقی خدا را خوانده و درخواستهایشان را به نوعی مطرح کنند به عبارت دیگر دعا و درخواست، خود نوعی توجه و اظهار بندگی به خداوند متعال است و خداوند در خواست انسانها را مقرر کرده است تا آنها به خداوند توجه کرده و یگانه قدرت مطلق هستی را از یاد نبرند و تاثیر آن را نیز برای کسی قرار داده است که بدین وسیله به عجز خود پی برده و در عمل آن را نشان دهد آنچنانکه پاداشهای بهشتی را برای افرادی قرار داده است که به خداوند ایمان آورده و ایمان خود را با اعمالی مانند نماز و...نشان داده اند نه همه افراد.
ثانیاً در نظام عالم، دعا خود یکی از عوامل و اسباب بر طرف شدن نیازها است لذا مثل دیگر اسباب مادی، برای کسی تاثیر گذار است که به نوعی از آن استفاده نماید و الا خداوند می بایست نیازهای همه افراد از جمله افرادی که بی دین بوده و به خداوند،دعا و... ایمان نداشته، را برطرف نماید مانند پدری که به نیازهای فرزندان آگاه بوده، اما در عین حال بر آورده کردن نیاز را برای فرزندی می داند که به عجز خود پی برده و از غرور و...دست بر دارد و به نوعی در برآورده کردن مشکل خود را نیازمند به پدر بداند. لذا خداوند در قرآن مسئله درخواست را مطرح کرده و می فرماید"وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ..."(2)و از هر چيزى كه از او خواستيد، به شما داد..."
ثالثاً دعاء برای افراد با ایمان نوعی اطمینان به موجود برتر و در نتیجه آرامش روحی و روانی را به همراه دارد لذا دعا و نماز و داشتن يك ايمان محكم به دين، نگرانى و تشويش و هيجان و ترس را كه موجب نيم بيشترى از ناراحتيهاى ما است بر طرف مىسازد آنچنانکه در تلاش برای درک افسردگی ناشی از بستری شدن در بیمارستان، محققان یک دانشگاه 1000 بیمار بستری شده در بیمارستان که عادت به انجام امور مذهبی از قبیل نماز و دعا داشته اند را از سال 1987 تا 1989 مورد بررسی قرار داده و دریافته اند که این افراد بسیار بهتر از دیگران با مشکلات سلامتی خود کنار می آیند.
اما در مورد عزت نفس باید توجه داشته باشید که آنچه در مورد انسان مهم است آن است که عزت نفس وی در مواجهه با سائر انسانها شکسته نشود و اتفاقاً خود دعاء نیز سببی برای همین همین منظور در نظر گرفته شده است چرا که فرد با توجه به قدرت الهی، هیچگاه مایوس و در مقابل مردم به نوعی ذلیل نمی شود و اين خود عاملي مي شود تا خداوند عزت نفس در مقابل ديگران را به وي عنايت كند. لذا خداوند در قرآن عزت نفس را منحصر در خدا ،رسول و مومنين دانسته و مي فرمايد"...وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَعْلَمُون"(3)...در حالى كه عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است. ولى منافقان نمىدانند"
بنابراین وقتى فرد نيايش مىكند خود را به قوه پايان ناپذيرى كه تمام كائنات را به هم پيوسته است متصل و مربوط مىسازد و چنین فردی هیچگاه خود را در مقابل مردم کوچک نکرده و عزت نفس خود را نمی شکند لذا اتفاقاً دعاء برای نهادینه شدن احساس عجز در انسان است اما عجزی که انسان در مقابل خداوند احساس می کند نه عجز در مقابل انسانی دیگر. و آنچه مذموم است عجز در مقابل انسان دیگر است نه عجز در مقابل خداوند .
پی نوشت ها:
1. موسوی همدانی، سید محمد باقر ، ترجمه تفسیر المیزان، چ دفتر انتشارات اسلامی، قم 1374، ج 2 ص 42 .
2. ابراهیم(14)آیه 34 .
3. منافقون(63)آيه 8 .






