بعضی مواقع ، قلبم احساسی پیدا میکند که انگار اصلا خدا را قبول ندارم. با اینکه قبلش ایمان به خدا در قلبم وجود دارد ، اما در آن مواقع خاص ، اصلا از پایه ذهنم قفل میکند و طوری می شود که حس میکنم چه طور من قبلا با ایمان بودم؟
و هر چقدر هم دعا و توسل پیدا میکنم ، فایده ای ندارد... انگار نه انگار ، اصلا فراموشم می شود که چه طور آدمی بودم.
با این که قبلش انسان معتقدی بودم ، اما یک دفعه تمام پایه هایم فرو میریزد و تا ساعاتی منگ هستم.
دلیل این اتفاق چیست؟
راهبرد عملیاتی درمان آن چیست؟

برادر محترم! از اینکه عنایت خدا شامل شما شده و در صدد تقویت ایمانتان شده اید، خدا را شاکر باشید. سوالی که از شما داریم این است که آیا اتفاق خاصی افتاده است(جه مواقعی این حالت به شما دست می دهد؟) یا به صورت طبیعی أهل تردید و شک در امور دینی شده اید؟ در نامۀ بعدی فضای خود را بیشتر تشریح کنید. البته این نکته را بدانید که به طور متوسط، انسان ها در حالات خاصی، به قول شما چرخش دل دارند و گاهی هم از روحیات معنوی برخوردارند. اما اگر همیشه این حالت وجود دارد، باید به صورت عمیق به مسأله نگاه کرد.
چگونه به یقین برسیم؟(رفع شک و تردید در امور دینی):
1. تنها راه به دست آوردن یقین عبادت و بندگی خداست. عبادت اثر عمیقی در تقویت روح و ایمان و ارده آدمی دارد. و یقین دریایی است که رود خانه های عبادت به آن منتهی می‌شود.
2. علت شک و تردید، جهل و تقلید کورکورانه است؛ بزرگ‌ترین اشتباه ما آن است که ما از طریق شناسنامه مسلمان شده‌ایم چون پدران و مادرانمان مسلمان بودند ما نیز مسلمانیم و هیچ وقت در پی آن نبودیم که دین را بشناسیم و ابهامات آن را در ذهن خود برطرف کنیم. چون به ما گفته‌اند نماز بخوانید و روزه بگیرید و حجابتان را حفظ کنید.
3. یقین، راه درمان: خداوند تنها راه درمان شک و تردید را در قرآن یقین معرفی می‌کند یقین به معنای باور چیزی که معلوم و واضح و آشکار است می‌باشد به طوری که قابل زوال و ضعف نباشد.اگر تردید و شک، اضطراب و دلهره و توقف می‌آورد،یقین به انسان آرامش خاصی می‌دهد و او را تا سر منزل مقصود می‌رساند."وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَی قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَی وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی."(1)و (یاد کن) آنگاه که ابراهیم گفت: (پروردگارا، به من نشان ده؛ چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟) فرمود: (مگر ایمان نیاورده‌ای؟) گفت: (چرا، ولی تا دلم آرامش یابد.)
4. یقین میوه عبادت: تنها راه به دست آوردن یقین عبادت و بندگی خداست. عبادت اثر عمیقی در تقویت روح و ایمان و ارده آدمی دارد. و یقین دریایی است که رودخانه های عبادت به آن منتهی می‌شود.
"وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ."(2)و پروردگارت را عبادت کن تا یقین ( مرگ) تو فرا رسد.
انسان موجودی است که بالاترین استعداد و تکامل را دارد از نقطه عدم به آغاز حرکت کرده و به سوی بی نهایت پیش می‌رود و عبادت مکتب عالی تربیت است. اندیشه انسان را بیدار و فکر او را متوجه بی نهایت می‌سازد. گرد و غبار گناه و غفلت را از دل و جان می‌شوید. صفات عالی انسانی را در وجود او پرورش می‌دهد. روح ایمان را تقویت و آگاهی و مسئولیت به انسان می‌بخشد.
5. استمرار در عبادت: یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ."(3)(ی مردم پروردگارتان را که شما و کسانی را که پیش از شما بوده‌اند آفریده است پرستش کنید باشد که به تقوا گرایید.
مهم‌ترین شرط عبادت استمرار و تداوم بر بندگی حق است. عبادت انجام یک سری اعمال عبادی صرف مثل نماز و روزه نیست عبادت بندگی محض خدای تعالی است، ترک محرمات و معاصی و نافرمانی و انجام واجبات دین است.
یک چراغ تا زمانی که به منبع انرژی وصل است روشن است و نور و گرما دارد زمانی که برق قطع شد، نور و گرمای چراغ نیز نابود می‌شود پس شرط در عبادت استمرار و تداوم است. نماز خواندن مداوم و سر وقت و با حضور ،نور خدا را در دل روشن می‌کند. حفظ زبان از گناه پاکیزگی و طهارت روح را تضمین می‌کند. آن‌ها که به دنبال هر بهانه ای از بندگی سر باز می‌زنند یقینا برکات و آثار عبودیت را در زندگی نمی‌بینند و ملکوت انسانی در آنان رشد نمی‌کند.
راههای تقویت ایمان:
باید عوامل پیدایش، تضعیف و تقویت ایمان را بشناسیم تا ایمان را در خود پدید آوریم و از آفات آن بپرهیزیم و در تقویت آن بکوشیم.
راه های تقویت ایمان و اراده:
1.تقویت بینش: بدانیم و باور کنیم که معصیت، خواری می آورد و طاعت، عزت. تقویت اینگونه تفکر در زندگی و باور به اینکه با گناه، جز خواری نصیبمان نخواهد شد، موجب می گردد، عزم و اراده ی انسان قوت یافته و در جهت صلاح خویش و پرهیز از گناه تلاش کند.
2.تمرین در جهت تطهیر قوای فکری: انسان هر قدر هم از معاصی دوری کرده، سعی در ترک محرمات کند، و به عبارت دیگر هر قدر، اراده ی خود را در اجتناب از معصیت قوی کند، اما اگر فکر پاک و طاهر و به دور از معصیت نداشته باشد، سعی و تلاش و اراده ی او نتیجه ای نخواهد داد؛ چرا که معمولا قبل از فعل معصیت، فکر معصیت به سراغ انسان می آید و فکر آلوده، همه ی اراده ها را ضعیف خواهد کرد.
3. ارزش قائل شدن برای خود: معمولا انسانها یی که برای خود، ارزش قائل نیستند، از ایمان و اراده ی ضعیف برخوردارند. انسانی که روح خود را الهی می داند و هدفی مقدس دارد، برای خود، ارزش قائل است؛ و در جهت هدف خود سعی وتلاش می کند. به عبارت دیگر انسانهایی که ازکرامت نفس برخوردارند، خود را به ارزانی یک گناه، نمی فروشند. امام علی (ع) می فرماید:« من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهوته؛ کسی که شخصیت و کرامت نفس داشته باشد یعنی نفسش برایش عزت و شرف داشته باشد، شهوات و میل های نفسانی در نظرش خوار و پست و کوچک است.
4. خودسازی و کسب آزادی معنوی؛ تا زمانی که انسان اسیر خواهش های نفسانی، شیطان و لذت طلبی های افراطی است، اراده قوی ای برای حرکت های معنوی نخواهد داشت، بنابراین بهترین عامل تقویت اراده خود سازی است.
5.یاد مرگ و سرنوشت تمامی انسان ها یعنی قبر و قیامت؛ مرگ اندیشی و یاد اینکه انسان پس از چند سال یا حتی ممکن است چند لحظه دیگر از این دنیا برود و گرفتار آثار و عواقب کارهای خود شود، عامل مهمی در تقویت اراده انسان برای حرکت به سوی خدا و دوری از گناهان است.
براي مشاوره و اطلاعات بيشتر مي توانيد با بخش تلفني ما به شماره( 09640)تماس بگيريد.
منبعی برای مطالعه بیشتر:
1. نقش ايمان در زندگي- يوسف قرضاوي- ترجمه: فرزانه غفاري،محسن ناصري- نشر احسان.
پی نوشت ها:
1.بقره(2)آیۀ260.
2. حجر آیۀ99 .
3. بقره(3)آیۀ21.