بعد از ماه ها دردودل با خدا و گریه و زاری و التماس های بی فایده امروز عصر که تنها بودم با یاد اوری مصایبی که توی زندگی کشیدم خدارا بی رحم و لعنتی خطاب کرده و یک لحظه بعد چشمم به قران کوچک بالا سرم افتاد انرا با عصبانیت برداشته و شروع به پاره کردن صفحات ان نمودم وقصد داشتم دور بریزم که پشیمان شدم...نیم ساعت بعد صفحهت را به دست گرفته و با گریه از خدا خواستم نجاتم دهد.حال که یکی دو ساعتی از این ماجرا گذشته شدیدا عذاب وجدان دارم و میدانم که این گناه کبیره بی تاوان نخواهد ماند...حال سوالم این است که بعد از توبه کفاره ای که باید بدهم چیست؟و ایا توبه ی من قابل پذیرش است؟

هیچ گناهی نیست که بخشیده نشود و با توبه واقعی خدا از ما نگذرد و اثرات وضعی ان با توبه نیز پاک می شود، حقیقت توبه، پشیمانی از گناه و قصد و عزم جدی برای ترک آن است. اگر کسی به این حالت دست یافت، حقیقت توبه در او محقق شده است. توبه هر گاه حقیقى و واقعى باشد و از اعماق جان برخیزد، واقعاً از گناهى که مرتکب شده، احساس خجلت و ندامت کند و خود را در پیشگاه خدا شرمنده ببیند و در صدد کسب رضاى حق تعالى باشد, مقبول درگاه احدیت واقع شده و آثار و برکاتش نمایان مى گردد. هر چند گناه بزرگ یا بسیار باشد.
رسول اکرم(ص) فرمود:
«هر مرضی، دارویی دارد. داروی گناهان، استغفار و طلب عفو و آمرزش از خدا است». (1)
و خداوند در قرآن برای تمام گنهکاران باب توبه را باز کرده و فرموده است:
«قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا؛ ای پیامبر به بندگان گناهکار و اسراف کار در گناه بگو که نباید از رحمت خداوند مأیوس شوید. آری خداوند تمامی گناهکاران را خواهد بخشید» (2).
در مورد کفاره نیز باید بگوییم که لازم نیست برای این کار کفاره ای بپردازید فقط صفحات قرآن را جمع آوری کنید و آن را صحافی کنید و با احترام با قرآن رفتار کنید.
و در مورد علت اين كار كه فرموديد به خاطر مشكلات در زندگي بوده است. بايد توجه داشت كه دنيا ورزشگاه روح است و مشكلات براي رشد و ارتقاء روحي و آماده شدن براي سعادت ابدي است هر كه در اين بزم مقربتر است جام بلا بيشترش مي دهند. ولي براي صحبت درباره مشكلاتتان و آشنا شدن با علت عدم استجابت دعا و وجود مشكلات و توضيحات بيشتر در اين زمينه مي توانيد با شماره (09640) تماس بگيريد.
پی نوشت ها:
1. محمد محمدي ري‌شهري، ميزان الحكمه، دار الحديث، 1416 ه.ق، ج 2،ص 997، ماده ذنب.
3. زمر(39) آیة 53.