من 23 سالمه و4 ماه پیش با پسری اشنا شدم که یه سال از من بزرگتره و من دانشجوی ترم اخره دانشگاهه پیام نور هستم و اون ترم هفته دانشگاهه ازاد .همیدیگرو دوست داریم ولی اون نه کار داره نه سربازی رفته و میخواد ارشد بده .از طرفی میدونم پدرم با ازدواج ما مخالفت میکنه ولی اون میگه تو جرات بیان نظرتو نداری نمیتونی به بابات بگی دوسش دارم .چن وقت پیش بهم یه دروغی گفته بود بعد خودش بهم گفت که دروغ بود ومن مشکلم الان اینه که نمیتونم بهش اعتماد کنم هر حرفی میزنه میگم دروغه.بیش از هزاران بار خواستیم از هم جدا بشیم ولی اون نذاشته.از لحاظ فرهنگی با هم اختلاف داریم بهم میگه تو دوران نامزدی باید از پدرت خرجی بگیری و این تو خانواده ما رسم نیست .تو خانواده ما هر کی ازدواج میکنه خرجیش با نامزدشه .با اینکه تحصیل کرده هست و دانشجوی عمران ولی از خانم ها و نیاز هاشون هیچی نمیدونه به نظر شما چیکار کنم.همش دوس داره من کوتاه بیام
اميد است بتوانيم راهنماييهاي مفيدي در مورد مساله مذکور داشته باشيم.
شما در نامه راجع ارتباط خود با يک پسر، مطالبي بيان کرديد و بعد از ذکر چند نمونه از اختلافاتي که داريد، پرسيدهايد که چکارکنم. ما در ادامه سعي کردهايم که پاسخ را در قالب دو مرجله بيان کنيم.
1– سبک ارتباط خود با پسر از از اساس تغيير دهيد.
قبل از اينکه نوبت به بحث اختلافات و مشکلات ذکر شده
برسيم، لازم است که نکته بسيار مهمتري را متذکر شويم.
آن نکته اين است که شما بايد از اساس در مورد نحوه ارتباط و آشنايي خود با اين پسر تجديدنظر کنيد. بايد سبک ارتباط خود را تغيير دهيد و الا اگر بخواهيد به همين منوال پيش برويد ممکن است با مشکلات بزرگتري در آينده مواجه شويد.
ما فرض ميکنيم که نيت پسر مورد نظر خير است و واقعا قصد ازدواج دارد. ولي باز هم ادامه ارتباط به اين صورت و بدون اطلاع والدين مناسب نيست.
توصيه ما اين است که در مرحله اول به ايشان بگوييد که به جاي ارتباط دوستانه، رسما اقدام کرده، والدين را در جريان بگذارد. سپس تحت نظر والدين چند جلسه به صورت حضوري در مورد مسائل مهم زندگي مشترک صحبت نماييد. اگر به توافق رسيديد مراحل بعدي ازدواج را طي کنيد.
حال ممکن است بگوييد ما به قصد آشنايي ميخواهيم مدتها بدون اطلاع والدين با يکديگر ارتباط داشته باشيم ما ميگوييم اينگونه ارتباطها بدون در جريان گذاشتن والدين و به مدت طولاني پيامدهاي منفي ميتواند داشته باشد.
اينگونه ارتباطات که قبل از منعقد شدن سيستم خانواده شکل مي گيرند. بعدا به صورت ويروسهايي وارد سيستم خانواده شده و منجربه سستي و اختلاف در درون آن ميشوند. سيستم دوستي با سيستم خانواده بسيار فرق دارد در سيستم دوستي باورهايي در ذهن دختر و پسر شکل ميگيرد که با سيستم خانوادگي سازگار نيست. به عنوان مثال در دوستي هاي قبل از ازدواج ناخودآگاه پسر به اين باورميرسد که اين دختر موردنظر احتمالا جرات ارتباط با پسر ديگر را دارد و الا به اين راحتي با من دوست نميشد. اين
باور که در سيستم دوستي به وجود آمده در ذهن باقي ميماند و بعد از منعقد شدن سيستم خانواده تدريجا به صورت عدم اعتماد بروز ميکند. همين عدم اعتماد يکي از زمينه هاي بروز اختلاف در خانوادهها است. اصلا بر فرض که مدتي دوست شديد و بالاخره بعد از چند ماه همديگر را تاييد کرديد، حال اگر بعد از اين مدت والدين را در جريان گذاشتيد و آنها مخالف کردند چه ميکنيد؟ اگر والدين پسر کاملا مخالفت کردند و مانع شدند چگونه ميتوانيد اين همه فرصت از دست رفته را بازيابي کنيد؟
بهتر نيست از همين حالا به صورت منطقي اقدام کنيد و قضيه دوستي را تبديل خواستگاري و آشنايي رسمي از طريق والدين کنيد؟
از طرف ديگر در اينگونه دوستيهاي عاطفي و عاشقانه بين پسر و دختر، معمولا شناخت کاملي بدست نميآيد، زيرا گاهي اوقات عواطف آن قدر غلبه ميکند که نميتوانند عيوب همديگر را تشخيص دهند ولي همراه بودن و در جريان بودن بزرگان، مي تواند به شناخت دقيق واقعيتها کمک کند. به طور کلي خواهر گرامي ما ادامه اين رابطه را مناسب نميدانيم اگر واقعا قصد ازدواج دارد بايد رسما اقدام کنيد و مراحل بعدي ازدواج به صورت منطقي و تحت نظر بزرگان طي شود و اگر قصد ازدواج ندارد بهتر است از همين حالا اين رابطه کنترل شود.
2- آيا اين پسر ميتواند شوهر مناسبي براي شما باشد يا نه؟
خواهر گرامي براي اينکه بتوانيد پاسخ مناسبي براي اين سوال پيدا کنيد، بهتر است بعد از در جريان گذاشتن والدين و رضايت اوليه آنها، چند کار مهم انجام دهيد الف ـ به طور جدي اصول و تعصبات فکري خود را شناسايي کرده و نظر پسر را در مورد اين اصول جويا شويد همينطور به ايشان هم بگوييد که اصول فکري خود را براي شما بيان کند تا بتوانيد با يکديگر مقايسه کنيد. يادتان باشد اگر نتوانيد در اصول فکري به توافق نسبي برسيد بهتر است اقدام به ازدواج نکنيد زيرا احتمال اختلاف در طول زندگي بالا خواهد بود ب- ويِژگي هاي شخصيتي همديگر را شناسايي کرده و با يکديگر مقايسه کنيد.
اگر ويژگيهاي شخصيتي شما هماهنگي داشت اقدام به ازدواج کنيد. مثلا اگر يکي از طرفين پارانويا( بدبين افراطي) باشد زندگي براي نفر بعد تبديل به جهنم مي شود و يا اگر زن و مرد هر دو اقتدار طلب باشد باز احتمال اختلاف بسيار بالا خواهد بود و.... البته لازم به ذکر است که شناخت ويژگي هاي شخصيتي بسيار مشکل است. لذا توصيه ميکنيم که علاوه بر تحقيق و دقت در رفتارهاي پسر حتما به روانشناس مراجعه کرده و از او بخواهيد تست شخصيتي کتل براي هر دو شما اجرا کند. روانشناس بعد از اجراي تست برخي از
ويژگيها شخصيتي را شناسايي کرده و مقايسه ميکند و سعي ميکند ميزان موفقيت يا عدم موفقيت شما در ازدواج را تا حدي پيشبيني کند و يا حداقل خطرات احتمالي را متذکر شود. ج- بينيد که خانواده شما دونفر به لحاظ فرهنگي و آداب و رسوم تا چه حد با هم هماهنگي دارند. يادتان باشد هر چه هماهنگي کمتر باشد احتمال بروز اختلاف در زندگي آينده شما بيشتر خواهد بود.
اما نظر اوليه ما در مورد ازدواج شما دو نفر با توجه به اينکه فرمودهايد پدرتان مخالف خواهد کرد، اختلاف فرهنگي داريد و از سوي ديگر احساس ميکنيد ايشان از نيازهاي زنان اطلاعات زيادي ندارد به نظر ميرسد زندگي کاملا شيريني رانتوانيد تجربه کنيد مگر اينکه قبل از ازدواج اين مسائل حل شود يا معلوم شود که تصورات شما در
مورد اختلاف فرهنگي و رضايت پدر و... اشتباه بود.
به هر حال خلاصه توصيه ما اين است در مرحله اول حتما سبک اينگونه ارتباط را تغيير دهيد. اگر ميترسيد پدر مخالفت کند باز هم لازم است مطلع شود و نبايد مخفي بماند. بالاخره که شما بدون اطلاع والدين ازدواج نخواهيد کرد. آنها خواهند فهميد اگر قرار است در آينده مخالفت کنند چه بهتر که حداقل الان مطلع شده و مخالفت کنند تا ضرر بيشتري متحمل نشويد. در مرحله دوم اگر اگر والدين در حد اوليه رضايت به خواستگاري دادند ان موقع تحقيقات و روند صحيح شناخت را شروع کنيد اگر در اصول فکري، ويژگيهاي شخصيتي و
فرهنگ خانوادگي هماهنگي نسبي داشتيد اقدام به ازدواج کنيد.






