سلام خدمت شما و تبریک اعیاد شعبانیه
سوال من این است که آیا اجنه قدرت تصرف در ماده را دارند و تصرفشان تا چه حدی است
و این تمثلی که قران می فرماید برای حضرت مریم صورت گرفته بوده چطور بوده و اینکه طبق روایات شخصی که اولین بار با ابوبکر بیعت کرد شیطان بود حال چطور وقتی با ابوبکر دست داده است ابوبکر متوجه نشده یا اصلا تماس مادی بوده یا خیر ؟
ممنون از زحمات شما

آن که برای حضرت مریم ممثل شد، ملک بود نه جن؛ اما اجنه هم به اجازه خدا می توانند در قالب جسمانی ممثل شوند. ولی ما از حد و حدود آن اطلاع کافی نداریم .
روایتی هم که نوشته اید به امیر مومنان منسوب است و از خبرهای غیبی است که حضرت امیر داده و سلیم بن قیس از آن حضرت نقل کرده است. (1)
در مورد سند این روایت اختلاف است (2) و از روایات متواتر نیست که بتوان به قطع و یقین آن را از امام شمرد.
البته روایت مطلب خلاف قاعده ای ندارد. در روایت آمده که وقتی سلمان گزارش اقدامات انجام شده در سقیفه و بیعت گیری برای خلیفه اول در مسجد را برای امام علی (ع) شرح داد، حضرت پرسید:
اولین کسی که با او بیعت کرد، چه کسی بود؟
سلمان عرض کرد اولین نفر بشیر بن سعد و بعد از او ... ، امام فرمود منظورم بیعت در مسجد بر فراز منبر است نه در سقیفه.
سلمان عرض کرد: پیر مردی را دیدم که بر عصایش تکیه داشت و بین دو چشمش پینه و اثر سجده بود و ظاهر به شدت عابدانه ای داشت، بر پله های منبر بالا رفت در حالکی که از شوق گریه می کرد و می گفت: خدای را سپاس که نمردم و تو را در این جایگاه دیدم. دستانت را بگشا تا بیعت کنم.
بعد بیعت کرد و پایین آمد و از مسجد خارج شد.
امام فرمود: او را شناختی ؟
عرض کرد: نه ولی از سخن او ناخشنود شدم زیرا بوی شماتت می داد و گویی از رحلت پیامبر اظهار شادی می نمود.
امام فرمود او ابلیس ملعون بوده است.
این روایت از نگاه محدثانی همچوم کلینی سندش معتبر بوده که در کتاب خود آن را نقل کرده است و گر چه صدورش از امام علی (ع) قطعی و یقینی نیست ولی هیچ مطلب خلاف قاعده ای هم در آن نیست.
در روایات تاریخی هم در مواردی نقل شده که ابلیس در صورت پیرمرد جهاندیده و با تجربه ظاهر شده و به مشرکان مشورت داده و راهنمایی کرده است از جمله از امام علی نقل است که در دارالندوه که قریش برای چاره جویی در برابر قیام و نبوت رسول خدا اجتماع کرده بودند، آن ملعون به صورت پیرمرد اعوری از ثقیف شرکت داشت و راه حل می داد. (3)
البته این که ثابت شود ابلیس اولین بیعت کننده بوده یا نشود، به این که خلافت خلیفه اول بر مبنای قرآن و سنت نبود ، نقصی وارد نمی کند. زیرا دلایل محکم فراوان بر این عدم بطلان و خلاف قرآن و سنت بودن وجود دارد و این روایت اگر پذیرفته هم نشود، باطل بودن آن خلافت از حیث دلیل لنگ نمی گردد.
اما این که شیطان ممثل شود و به باطل دعوت کند و به آن تشویق نماید، با اجازه خدا ممکن است و روایات فراوان حکایت از تمثل شیطان دارد ولی این دعوت و تشویق تا حدی است که اختیار خود فرد نفی نشود و از بین نرود. شیطان به صورت پنهان یا آشکار ، خودش یا اعوان و انصارش دعوت می کند و به باطل تشویق می نماید و این سنت خداست که به او چنین اجازه ای داده و خودش هم در قیامت در جواب پیروانش که می خواهند تقصیر ها را به گردن او بیندازند، می گوید:
ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لي‏ فَلا تَلُومُوني‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم (4)
من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنا بر اين، مرا سرزنش نكنيد خود را سرزنش كنيد!
اما این که شیطان مجسم شده را نشناسند، مهم نیست. زیرا بر فرض که او را بشناسند، باز هم یکسان است زیرا آنان بر تبعیت از شیطان آگاهانه قدم بر می داشتند و می دانستند که امیر و امامشان شیطان است .
پی نوشت ها:
1. کلینی، کافی، اسلامیه، تهران، 1362، ج 8 ، ص 343؛ سید هاشم بحرانی، مدینه المعاجز، قم، مؤسسه معارف اسلامیه ، 1413 ق ، ج 2، ص 241 به نقل از سلیم به قیس.
2. مجلسی، مرآه العقول، تهران، اسلامیه ، 1369 ش ، ج 26، ص 506.
3. مجلسی، بحار الانوار، بیروت، الوفا ، 1403 ريال، ج 19، ص 46.
4. براهیم (14) آیه 22.