با سلام
به نظر من قوانین خداوند را نباید سوری کرد به عنوان مثال برای محرم شدن زن ومرد باید هردو بالغ و راضی باشند.ولی چگونه است که ما دختر شش ماهه را به مرد 85 ساله صیغه می کنیم بعد فسخ می کنیم و سپس می گوییم دختر 6 ماهه مادر مرد 35 ساله شد و همیشه به او محرم است وهیچوقت هم نمی تواند با او ازدواج کند؟در حالی که دختر نه روحش از این ماجرا خبر داردونه بالغ شده است و نه توان همبستری دارد؟مگر نباید (واقعا) این دو بخواهند با هم ازدواج کنند تا این اتفاق بیافتد؟
یا مسئله سه طلاقه کردن ... مگر نباید (واقعا )این اتفاق بیافتد که سه بار زن و شوهر بخواهندبا هم زندگی کنند و واقعا (بدون صحنه سازی برای خداوند)بخواهند از هم جدا شوند؟چرا ما در ایرا ن در یک لحظه زن وشوهر ها را 3 طلاقه می کنیم؟!از این جور مسائل زیاد اتفاق می افتد خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید چه کسی به ما آموخته که قوانین جدی خداوند را سوری کنیم؟البته چند روز پیش من سوالی درباره (امام زمان ) پرسیدم ولی جوابی دریافت نکردم . از راهنمایی شما ممنون می شوم.

در این مورد که نباید قوانین الهی را صوری کرد با شما کاملا موافقیم. زیرا قوانین الهی زمانی در سعادت انسان تاثیر گذار خواهند بود که حقیقتا به آنها عمل شود ، اما با توجه به مثالهای شما ذکر چند نکته لازم است:
1. در احکام ازدواج، بالغ بودن طرفین جهت صحت ازدواج شرط نشده است، همانطور که هدف از ازدواج نیز تنها همبستری و استفاده جنسی طرفین نبوده و در برخی موارد همان ایجاد محرمیت بین افراد و یا وابستگان آنها در شرایط خاص مجوز عقد خواهد بود، همچنان که صحت ازدواج کودک نابالغ با اجازه ولی او نیازی به اطلاع و درک خود فرد یا خواست فرد نابالغ ندارد، اگر چه صحت چنین ازدواجی منوط است به وجود یک مصلحت برای خود طفل، و الا بدون وجود چنین مصلحتی عقد او صحیح نخواهد بود.(1)
2. در اسلام سه طلاقه نمودن یک زن در یک مجلس صحیح نیست و واقع نمی شود.(2) اگر چه غالب اهل سنت چنین طلاقی را صحیح می دانند، اما در فرهنگ اهل بیت (ع) و شیعیان که استمرار همان احکام الهی حقیقی می باشد چنین طلاقی باطل است و لذا در محاکم و دادگاه های خانواده نیز هرگز چنین طلاقی واقع نمی شود. به هر حال وقوع چنین اشباهاتی در بین مسلمین به معنای صوری کردن احکام نیست. بلکه برداشت غلط و اشتباه از احکام الهی است.
3. فارغ از اشتباهات رخ داده در جامعه در اثر عدم شناخت کافی از احکام دین و یا برداشت غلط از شرایط و ضوابط احکام الهی که باعث می شود عملا به احکام دین عمل نشود و یا به صورت سوری عمل شود، نباید از این نکته غافل شویم که عدم فهم ما از حکمت و فلسفه یک حکم الهی به معنای سوری بودن آن نمی باشد، به این بیان که اگر صحت عملی به لحاظ شرعی ثابت شد مثل صحت عقد کودک با شرایط خاص خود ،دیگر روشن نبودن حکمت و فلسفه آن برای یک فرد، به معنای صوری بودن آن حکم الهی نیست.
پی نوشت ها:
1. رساله توضیح، المسائل آیت الله وحید، مساله 2439.
2. همان، مساله 2591.