آیا مردمی که در مرکز فساد مثلا آمریکا بدنیا آمده اند و با فرهنگ آنجا بزرگ شده اند جهنمی اند؟یا مردمی که در قبیله هایی در مثلا جنگلهای آمازون یا در آفریقا زندگی می کنند و از دین اسلام بیخبرند چه؟
توضیح اینکه در برخی از فرهنگ ها سکس و برهنگی امری عادی است.

با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بر اساس آموزه هاي ديني سرنوشت و سعادت هر كس در گرو ايمان و عمل صالح و باور و پذيرش دين حق در زمان خود او است . (1) وظيفه هر كس در هر زمان تحقيق و يافتن دين حق و باور عمل طبق آموزه هاي آن دين است . برهمين اساس ملاک بهشتی و جهنمی بودن افراد پيروي از دين حق و حقیقت جوئی و حق طلبی انسان ها و تسلیم بودن در مقابل آن، و یا در مقابل نتيجه انکار آن حقیقت است.
اما در مورد غیر مسلمانانی که اكنون زندگي مي كنند ،بايد به اين نكته توجه كرد كه افرادي كه حقانيت دين اسلام بر آن ها آشكار و واضح گشت، ولي از روي تعصب و يا عناد و يا هواي نفس و يا عوامل ديگر از حق پيروي نكردند ،آن ها قطعا در قيامت در عذاب خواهند بود و حتي اگر اعمال صالحي هم در دنيا انجام داده باشند، چون بر اساس ايمان حقيقي و باورديني درست نبوده و در راستاي اهداف دنيائي و جلب نظر مردم و یا فريب بوده ،براي آن ها مفيد و سعادت بخش نخواهد بود .
اما كساني كه در كشف حقيقت كوتاهي نكردند، ولي دين حق را نيافتند و يا اصلا در محيطي بودند كه امكان دسترسي به دين حق نداشتند و يا خوب به آن ها معرفي نشده، به آنان منكر و مخالف اطلاق نمي شود كه مستحق عقوبتي باشند. شهید مطهرى (ره) در این باره مى‏گوید:
«اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه (ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند نکند اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند. ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مى‏دانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مى‏رود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مى‏کند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد». (2)
این گروه در فرهنگ دين به عنوان مستضعفان فکری و فرهنگي شناخته می شوند. اگر واقعاً و حقیقتاً به دنبال حقیقت و دین حق بودند، اما به دلایلی بر آن دست نیافتند ،ولی بر اساس باورهای فطری و عقلی و یا دینی که داشتند ،مؤمن بودند و انسان های درستکار بودند ،مورد عفو الهی اند.
در قرآن هم خداوند می فرماید: ما از هر کس بیش از اندازه وسع و توانش تکلیف نمی خواهیم (3)، پس محاسبه اعمال آنان، و بهشتي بودن يا نبودن و رتبه آنها در بهشت بر پایه عدل خداوندى به نسبت توان شان و ميزان مطابقت اعمال و كردار آنها طبق علم و باورهاي ديني شان یا عقل و فطرت انسانی آن ها صورت می گیرد و جایگاه آنان در آخرت رقم می خورد .
در کنا همه این ها نباید از یاد برد که درستی یا نادرستی بسیاری از رفتارها چیزی نیست که انسان برای درک آن نیازمند تذکر و توصیه و تبیین دیگری باشد و بدون آن هیچ امکان و زمینه ای برای کشف این حقایق رفتاری نداشته باشد ؛ اضافه بر این که در بسیاری از محیط های غربی آموزه های انبیاء گذشته و ناپسندی بسیاری از رفتارهای که نام بردید قطعی و مسلم است و ابترال فرهنگی به معنای نااگاهی فرد از رفتار مطلوب در نزد خداوند نیست و نمی توان به بهانه رواج بسیاری از مفاسد ، هر رفتاری را ناگزیر دانست .

پى نوشت ‏ها:
1. عصر (103) آيه 3 .
2. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، نشر صدرا، تهران 1374 ش، ج 1، ص 320 به بعد.
3. بقره (2) آیه 282 .