سلام من دانش آموزمقطع پیش دانشگاهی هستم به تازگی موضوعی وفکری به ذهن من رسیده که آرامش ودرس خوندن روازمن گرفته واون مطلبیه که عرض میکنم.
من به لطف خدادانش آموزقوی تودرسم هستم وباتوجه به این که درکلاس مادانش آموزان درس نخوانی هم هستندهمیشه باخودم میگم که خداوندبین منوواون هم کلاسی ضعیفم فرق گذاشته که منودرس خون خلق کرده واونوضعیف.به همین خاطرخودم رومجبوربه درس خوندن میدونم واونومختاربه تنبلی به نوعی سطح توقعات روازخودم بالامیبرم که ریشش همون فرق گذاشتن خداروی منوودانش آموزضعیفه.خدابین منوواون فرق گذاشته که من تودرسم قویم واون ضعیف.یادرموردبچه ای که فقیربه دنیامیاددرمقایسه باکسی که ثروتمندومرفه وبی نیازبه دنیامیاد.این نوعی فرق گذاشتن نیست؟اون فردفقیرتحت تاثیرفقرش دزدی وآدم دزدی میکنه چون حق داره وفقیره وبرای تامین معاشش این کارومیکنه شایدحتی ازکودکی.ولی فردثروتمندمرفه هست ونیازبه این کارهانداره.پس نمیشه گفت خداضمینه بدبختی وخوش بختی روخودش تعییین میکنه.
خواهش میکنم جواب بدید.ممنون.

از سوال شما پیداست که در ادعای تونایی ذهنی و فکری خود به بیراهه نرفتید و درست قضاوت نموده اید ؛ امیدواریم در همه امور زندگی از همین سطح تامل و اندیشه و تعقل بهره مند باشید و به موفقیت و سعادت در همه امور برسید .
ما نیز همانند شما معتقدیم که تفاوت ها و اختلافات گوناگونی بین انسان ها وجود دارد و در اصل وجود این تفاوت ها تردیدی نیست ، اما باید دید که این اختلافات ناشی از چیست و اختلاف مردم از نظر نعمت‏های ظاهری و جسمی و روحی و مادی و ... به چه تناسب و معیاری است؟
با تامل و دقت در اختلافات و تفاوت ها می توان دریافت که این موارد جهات مختلفی دارد:
مهمترین جهت در این مساله آن است که خداوند، عالم هستی را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است. هیچ پدیده‏ای بدون علت به وجود نمی‏آید. هر آنچه در عالم هستی محقق می‏شود، ناشی از علت و سبب خاصی است. آتش علت سوزاندن است. پیدایش درخت میوه، معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرایط و کیفیت خاص و آب و هوای مناسب و غیره است، لازمه‏ نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیده‏ها به دنبال علت آن هاست.
همان گونه که قانون جاذبه زمین موجب آسایش انسان ها و ساختن بناهای بلند و زندگی و حرکت بر روی کره زمین است، همین قانون باعث می‏شود که اگر کسی از ارتفاع بپرد، با زمین برخورد کند و بمیرد.
همان طور که آتش علت سوزاندن است و برای انسان منافعی مانند روشن کردن کوره‏های ذوب آهن و یا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه یا بدن انسان برسد ، علت و سبب سوزاندن و صدمه دیدن آن ها می‏شود و... ؛ کیفیت زندگی بسیاری از افراد یا توانایی ها و بهره های جسمی و روحی آنان هم در بسیاری از موارد تابع و نتیجه رفتارها و تصمیم گیری های گذشته خود آن ها یا نسل های گذشته شان است .
رفاه مادی و مالی یا فقر خانوادگی ، توانایی و سلامت جسمی و روحی فرزندان یا زیبایی و هوش و نبوغ آنان و اموری از این دست رابطه ای مستقیم با عملکرد والدین و اجداد او دارد و نمی توان این نسبت را نادیده گرفت ؛ چه بسا تغذیه مناسب والدین می توانست به هوش و نبوغ فرزند منتهی شود که به علل مختلف این علت حاصل نشد و در نتیجه معلول هم محقق نگشت.
البته در تحقق این وضعیت عوامل گوناگونی می توانند دخیل بوده ،نقش آفرینی کنند، اما نمی توان توقع داشت که علت ها به معلول طبیعی خود منتهی نشوند.
لازمه‏ نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیده‏ها به دنبال علت آن هاست، یعنی همان گونه که بر اساس نظام علت و معلولی، استفاده‏ بیمار عفونی از آنتی‏بیوتیک موجب سلامت یافتن و بهبود بیمار است، استفاده از این دارو در هنگام بارداری روی جنین اثر می‏گذارد و موجب اخلال در آن و ناقص ‏الخلقه شدن نوزاد خواهد شد. همان گونه که قانون جاذبه زمین موجب آسایش انسان ها و ساختن بناهای بلند و زندگی و حرکت روی کره زمین است، قانون جاذبه باعث می‏شود که اگر کسی از ارتفاع بپرد، با زمین برخورد کند و بمیرد.
انتظار اینکه خداوند نتیجه علت هایی را که به تولد یک نوزاد کندذهن منجر می شود، به تولد نوزادی نابغه دگرگون کند، انتظاری نامعقول است. زیرا هم با اصل علیت منافات دارد و هم با حکمت های الهی؛ چون این کار و تغییر در عمومیت قانون علیت به معنی مانع شدن از امکان رشد و بالندگی در یک انسان، همچنین مانع شدن از تلاش برای رسیدن به نتایج علل مطلوب و مورد نیاز بشر است.
معلول یا کند ذهن متولد شدن یک کودک، متاثر از علت های طبیعی خاص خود است اما حصول این نتیجه لزوما خواست و مطلوب خداوند نبوده، بلکه آن چه خداوند اراده می نماید، تحقق نتایج طبیعی علل خاص در این عالم است. این ماییم که دانسته یا ندانسته زمینه ساز بروز برخی از این نتایج به ظاهر نامطلوب می شویم .
اما در این میان این پرسش مطرح می شود که آیا خداوند نمی توانست تساوی و همخوانی مطلق را در عالم پدید آورد ؟ اگر می توانست و نکرد، این برخلاف عدالت نیست ؟ این اختلافات از روی کدام حکمت و مصلحت بود؟
در خصوص این پرسش توجه به چند نکته ضروری است :
استاد مطهری می‏گوید: معنای عدالت این نیست که همه مردم از هر نظر در یک حد و یک مرتبه و یک درجه باشند. جامعه خود به خود مقامات و درجات دارد و در این جهت مثل پیکر است.
وقتی که مقامات و درجات دارد، باید تقسیم بندی و درجه بندی شود. راه منحصر، آزاد گذاشتن افراد و زمینه مسابقه را فراهم کردن است. همین که پای مسابقه به میان آمد، خود به خود به موجب این که استعدادها در همه یکسان نیست و به موجب این که مقدار فعالیت‏ها و کوشش‏ها یکسان نیست، اختلاف و تفاوت به میان می‏آید. یکی جلو می‏افتد و یکی عقب می‏ماند.(1)
در نگاهی عمیق تر می بینیم که معمولاً بخشش‏های الهی و استعدادها چنان تقسیم شده‏اند که هر کسی قسمتی از آن‏ها را دارد، یعنی کم‏تر کسی پیدا می‏شود که همه نعمت‏ها را یک جا داشته باشد. اگر کسی از نعمت مال بهره مند است. اما شاید در نعمت سلامت یا فرزند مناسب بهره چندانی نداشته باشد . اگر کسی در فقر به سر می برد. اما دارای نعمت های مشابه در زمینه ای دیگر است ، مثلا از اعتقادات پاک و سالم برخوردار است که منزلت اجتماعی و شهرت نیک و اعتماد جامعه را به دنبال دارد.
کسی دارای هوش و نبوغ بالاست و می تواند مدارج علمی را به خوبی پشت سر بگذارد اما دیگری که از هوش و نبوغ ذهنی بالایی برخوردار نیست دارای توانایی جسمی و ورزیدگی بدنی و قدرت موفقیت در مسابقات ورزشی است و دیگری خلاقیت هنری بالایی دارد و .... .
این اختلاف و تفاوت در این امور مادی و ظاهری باعث احتیاج و نیازمندی انسان ها به یکدیگر و تشکیل جامعه بشری دارای پیوندهای عمیق خواهد بود، از این رو قرآن مجید می‏فرماید:
معیشت آن‏ها را در حیات دنیا میان آنان تقسیم کردیم. بعضی را بر بعضی برتری دادیم، تا آن‏ها یکدیگر را به کار گیرند و به یکدیگر خدمت نمایند.(2)
از طرف دیگر نباید فراموش کنیم که آزمایش الهی یکی از مهم ترین ابعاد مطرح در تفاوت ها است ، در واقع قرآن مجید یکی از اسرار مهم تفاوت‏ها را آزمایش الهی معرفی می نماید . خداوند می‏فرماید:
او کسی است که شما را جانشینان در زمین قرار داد . بعضی را بر بعض دیگر درجاتی داد، تا شما را به آن چه در اختیارتان قرار داده بیازماید.(3)
راز اصلی تفاوت ها را باید در حقیقت عالم یعنی آزمودن انسان دریافت ؛ در حقیقت تفاوت‏ها برای این است که معلوم شود انسان چگونه از امکانات خدادادی بهره برداری می‏کند. اگر نابرابری‏ها نبود، زمینه امتحان در شکلی مهم و جدی از میان می‏رفت.
البته شکل آزمون ها دارای تفاوت های بسیاری است، بعضی افراد با مال و نعمت و گروهی دیگر با تنگدستی و نقمت، گروهی با بیماری و درد جسمی و گروهی با سلامتی و تندستی آزمایش می‏شوند؛ اما همه اختلافات به شکلی دقیق و عادلانه در نحوه تکالیف انسان ها و محاسبه اعمال شان در قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد .
مطمئناً آنان که در دنیا از نعمات بیش تری برخوردار بودند، بیش تر مورد سؤال و درخواست هستند. باید بیش تر پاسخگو باشند . کسانی که آزمون های سخت فقر و بیماری و ضعف هوشی و ... را گذراندند، وضع بسیار بهتر و آسان تری را پیش رو خواهند داشت. خدا را به خاطر این تقدیر شکر خواهند کرد که در برابر سختی کوتاه دنیا سعادت ابدی را نصیب آن ها نموده است.
نکته مهم در سرتاسر این موضوع آن است که با وجود تفاوت ها عدالت در تکالیف و مسئولیت ها و آزمایشات و محاسبه اعمال این افراد متناسب با داشته و توان مندی ها و امکانات موجود در زندگی شان ملاحظه شود که یقینا این گونه خواهد بود .
بر اساس آنچه ذکر شد، وضعیت هر فرد در همین عوامل تعریف می شود. اما در نهایت تفاوت ها و اختلافات ظاهری به گونه ای جبران می شود که چه بسا فرد به ظاهر مرفه و دارای موقعیت ممتاز در قیامت آرزو می کند: ای کاش وضعیتی مشابه گروه مقابل را می داشت تا آن فشارها زمینه سعادت ابدی وی را فراهم آورد ،نه آن که به آزمون نعمت و رفاه و تمکن آزموده شود و مسئولیت خطیر این مقام بر عهده وی قرار داشته باشد.
چنان که همین نکته در برخی روایات نقل شده و آمده کسانی که به حکم عوامل گوناگون اختیاری یا غیر اختیاری، رنج و بلای بیش تری را در دنیا متحمل می شوند ، فارغ از تاثیرات مستقیم بلایا و مصیبت ها در دوری از غفلت و دنیا طلبی و انحرافاتی از این دست و زمینه های تربیتی که مشکلات به دنبال دارد، در برابر سختی ها اجر و پاداشی بی حساب را دریافت می کنند که در قیامت مورد حسرت دیگران خواهد بود .(4)
پس شما با این هوش و نبوغ ذاتی مسئولیت و تکلیفی فراتر از هم کلاسی های خود دارید ، اما در عین حال آنان هم موظفند که در این مسیر نهایت تلاش خود را به کار ببندند و خود را به سعادت و کمالی که توانایی رسیدن به آن را دارند برسانند ، اما نقطه مطلوب برای آنان چه بسا با شما متفاوت باشد .
در عین حال فراموش نکنید که این اختلافات ذاتی و طبیعی هیچگاه وضعیتی کاملا جبری و غیر قابل تغییر را برای افراد رقم نمی زند تا بگوییم کسی که در خانواده فقیر به دنیا آمده بدبختی و بیچارگی و نکبت برای او رقم خورده شده و فردی که در خانواده مرفه رشد یافته خوشبختی و رفاه و ... ؛ لااقل تجربه تاریخی بشر به خوبی نشان می دهد که بسیاری از موفق ترین افراد در طول تاریخ از خانواده های بسیار فقیر و محروم برخاسته اند .
کم نبوده و نیستند افراد باهوش و نابغه که از این نعمت خدادادی بهره درستی نبرده و آن را ضایع کرده یا در امور کم ارزش و بی خاصیت مصرف نمودند ، و کم نبوده و نیستند افراد دارای سطح هوشی پایین که با تلاش و کوشش بی دریغ و بیش از دیگران خود را به جایگاه های بلند علمی و معرفتی رساندند که نمونه این افراد را می توان در یادنامه افرادی چون سکاکی یا مرحوم ملاصالح مازندرانی و غیره یافت (5) .

پی‌نوشت‌ها:
1. استاد مطهری، بیست گفتار، انتشارت صدرا ، تهران ،بی تا ،ص 109 .
2. زخرف (43) آیه 31.
3. انعام (6) آیه 165.
4. شيخ حسن ديلمى‏، إرشاد القلوب إلى الصواب‏، شريف رضى‏ ، قم‏، 1412 ق‏، ج 1 ، ص 42.
5. رک : http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=670709 و http://www.nooreaseman.com/forum160/thread27112.html