بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم ازاینکه به سئوالم پاسخ دادید بسیار سپاسگذارم ، اما نکاتی مبهم باقی مانده است که مختصرعرض می کنم :درمورداینکه فرمودید ممکن است سیدرضی (ره) به سندخطبه دسترسی داشته اما آن سند اکنون دردسترس مانیست ومحتمل است سخن معصوم باشد عرض می کنم :
1) دوست عزیزاگراحتمال می دادم که این خطبه ازمعصوم صادرشده همین روش شما راانتخاب می کردم وبه تاویل آنها می پرداختم ، درحالیکه قرائن احتمال صدورآن ازطرف حضرت علی علیه السلام رانقض می کنند،سید رضی رحمة الله علیه درمقدمه نهج البلاغه می فرماید به سفارش دوستان سخنان بلیغ وفصیح که منتسب به مولاست را جمع آوری کرده است.
لذا چون درپی صدورحکم یااستنباط فتوا نبوده به صحت وسقم مطالب زیاد کاری نداشته است ،شاهد این مدعا، درذیل خطبه 32 نهج البلاغه فیض الاسلام صفحه 110 می فرماید : ناآگاهی ،این خطبه را(خطبه 32) به معاویه نسبت می دهد، درحالیکه بی گمان ازسخنان امیرالمومنین علیه السلام است زر راباخاک چه مناسبت ،آب شیرین راباشور چه مشابهت ، جاحظ که چابکسوار میدان بلاغت است نام آن کس که خطبه رابه معاویه نسبت داده برده وخود گفته این سخنان به گفتارعلی علیه السلام می ماند و.... درحالیکه اگرسید رضی(ره) سندی دردست داشت بایستی سلسله روات رابیان می نمود وصدورخطبه را به حضرت اثبات می نمود ، نه اینکه به دلیل مشابهت سخن آن رابه حضرت منتسب نماید.
من فعلاکاری باخطبه 32 ندارم اما حرفم این است ، آیااین روش استدلال ، مورد قبول علما و دانشمندان می باشد ؟ تاجایی که من اطلاع دارم هیچیک ازعلمای شیعه این استدلال رانمی پذیرند.
علمای شیعه برای صحت وسقم حدیث اولا به سند وسلسله روات توجه دارند که موثق باشد وبه معصوم متصل شود. ثانیا ،حدیث متواترنقل شده باشد.ثالثا، باقرآن وعقل سلیم مغایرت نداشته باشد. اگرحدیثی هیچیک ازشرایط فوق رانداشته باشد هیچ عالم شیعی به آن استناد نمی کند . درحالیکه این خطبه ، سند معتبرندارد، متواترهم نیست ، باقرآن وعقل سلیم هم مغایرت دارد که دلایلش را درنوشتارقبل ذکرنمودم .
علامه جعفری می فرماید:بعضیها گفته اند که همه خطبه های امیرالمومنین علیه السلام مانند قرآن قطعی السند نیست ،یعنی احتمال عدم صدور بعضی ازجملات خطبه ها ازخود امیرالمومنین علیه السلام یک احتمال منطقیست ،همچنین اگرجمله ای یا خطبه ای مخالف صریح حس وعقل سلیم بود ،مانند دیگرروایات ،حکم حس وعقل سلیم مقدم برروایات وحدیث است . این ازاصول مسلم اصول فقه اسلامی وتعادل وترجیح است. ترجمه وتفسیر نهج البلاغه علامه جعفری ج 11 ص288
آیة الله ناصرمکارم شیرازی می فرماید(شک نیست که خطبه ها وکلمات قصار نهج البلاغه به صورت روایات مرسل آمده است ،یعنی اسنادی که به طور متصل به معصومین علیهم السلام برسد برای آنهاذکر نشده وگاه همین سبب شده که بعضی درآنها وسوسه کنند) شرح تازه وجامعی برنهج البلاغه ج 1 ص 55
ازطرفی به دلیل ناسازگاری این خطبه با عقل سلیم بسیاری ازعلما به تاویل وحتی تحریف آن اقدام نموده اند : یکی ازاین علما مرحوم دشتی است ،برای اینکه این نقیصه را رفع نماید سعی کرده بادخل وتصرف بگونه ای مطلب رابیان کند که با عقل سلیم همخوانی داشته باشد لذا بجای جمله ( بعد فراغه من حرب الجمل فی ذم النساء) جمله (بعد فراغه من حرب الجمل بیان الفرق بین الرجل والمرئه) یعنی نکوهش زنان رابرداشته وبجای آن تفاوت مرد وزن را نهاده است . ودرپاورقی علت این دخل وتصرف را مغایرت معنای آن باقرآن واصول اساسی اسلام مطرح نموده است . ترجمه وشرح نهج البلاغه دشتی . این خطبه را کناربقیه سخنان حضرت قرادهید ، با نامه آقا به مالک اشتر، با نامه حضرت به امام حسن علیه السلام ، با خطبه شقشقیه ،با خطبه همام یا توصیف پارسایان و...این خطبه کجا وآن سخنان حکیمانه کجا!!! اصلا کدام عقل سلیم می پذیرد که چنین سخن عامیانه که مصداقهایش ادعاها راتایید نمی کند وبیشتر شبیه سخنان مردم کوچه وبازار است که اصناف مختلف مردم را بطورمطلق نکوهش می کنند وحکمت الهی رازیر سئوال می برد، سخن حضرت علی علیه السلام باشد !!!!
2) شما تفاوت مرد وزن رامطرح فرمودید ، کسی منکرتفاوتهای جسمی وروحی مرد وزن که براساس حکمت الهی وهدف خلقت آنها وجود دارد نیست واین تفاوت است نه نقص . اما مستحضرید که درزبان عرب کلمه نقص ، تفاوت وکامل وجود دارد وهریک بارمعنایی جداگانه وخاص خودرا دارند، آیا نستجیربالله حضرت علی علیه السلام این مطلب را نمی دانست که بجای کلمه تفاوت ، نقص رابکاربگیرد که ما مجبورباشیم امروز آن را تاویل نماییم ؟!!!!
3) شمادرمقایسه مرد وزن فرمودید (حضرت در اين خطبه در مقام ارزش گذاري زنان و نکوهش و بيان نقص و کمبود ارزشي زنان نيست. بلکه در صدد تبيين تفاوت و نقايص تکويني و تشريعي زن و مرد مي باشد تا مسلمانان در امور مهمی مانند امور سیاسی و حکومتی که باید تعقل بر آن حاکم باشد و از احساسات بی مورد بدور باشد از پيروي از زنان به دور باشند.روشن است که تعبير نقص و کمبود در اينجا، تعبيري نسبي و مقايسه اي است (نه مطلق ) يعني وقتي مي گوييم زن از اين جهات ناقص است. بدين معنا نيست که زنان در اصل خلقت ناقص خلق شده اند. بلکه وقتي در يک سري جهات خاص با مردان مقايسه مي شوند و نسبت به مردان فاقد اين جهات هستند. تعبير نقص در مورد آنها بکار برده مي شود و لذا اين کمبودها با نظام أحسن الهي تعارضي ندارد زيرا نقصان ذاتي نيست.. ) اولادراین مطلب درچند مورد شماکلمه نقص وتفاوت رامترادف هم قرارداده اید ،درحالیکه نقص با تفاوت دومقوله جداهستند وبارمعنایی متفاوتی دارند. ثانیا درابتدامی فرمایید، (حضرت) درصدد تبیین تفاوت ونقایص تکوینی وتشریعی زن ومرد می باشد، ودرپایان فرمودید نقصان ذاتی نیست ، مگرامورتکوینی باذاتی فرق دارند ؟ ثالثا ، خداوند می فرماید (لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ) سوره التین آیه 4 بدرستیکه ما انسان را به بهترین وجه خلق کردیم درحالیکه شما درتکوین زن ومرد ،نقص قائل هستید ومستحضرید نقص درمقابل کامل قراردارد هرچیزی که برای هدف مورد نظرکاملا مناسب نباشد ناقص است درحالیکه مرد وزن درراستای هدف خلقت کامل هستند نه ناقص .
4) درمورد معانی ایمان و عقل ،موضوع ارث ومشورت بازنان درنوشتارقبلی دلائلی راعرض کردم وازجهات مختلف آنهارا بررسی نمودم که حضرتعالی توجهی به آنها ننموده وپاسخ منطقی ومستدلی نفرمودید .
این سایت چون وابسته به حوزه علمیه قم بود انتظارداشتم نوع سخن را بشناسد وپاسخی عامیانه وتوجیهی ارائه ندهد .
آخرسخن اینکه شما واهمه دارید که به چهره سید رضی(ره) وکتاب او که اخ القران لقب گرفته خدشه ای وارد شود، غافل از اینکه محتوای این خطبه چهره وشخصیت حضرت علی علیه السلام راخدشه دارنموده است ، وشما سعی می کنید باتاویلهای نچسب ، به امام علیه السلام منتسب نمایید .
شخصیت سید رضی(ره) علامه مجلسی (ره) .بقیه علمای بزرگ اسلام به اینکه گفته شود این حدیث جعلیست خدشه دارنمی شوند ،کما اینکه طبق نظر همه علمای شیعه برخی ازروایات کتاب بحارالانوار جعلیست ،آیا شخصیت علامه مجلسی (ره) خدشه دارشده است ؟ والسلام

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
آن چه در باره این خطبه مهم به نظر می رسید در پاسخ قبلی عرض کردیم و بیش از آن را لازم نمی دانیم این خطبه همیشه معرکه آرای انظار و افکار مختلف بوده و بعضی آن را تایید و توجیه و تبیین کرده اند مانند آیه الله مکارم شیرازی1 و جوادی آملی2 و حجه الاسلام و المسلمین سید محمد باقر موسوی همدانی3 و ...
برخی نیز در انتساب آن به امام علی )ع( تردید کرده اند شما هم مختارید پس از بررسی کامل یک طرف را بگیرید.
پی نوشت ها:
1 - پیام امام امیر المومنین(ع)، ج 3.
2 - زن در آنینه جلال و جمال
3 - پاسخ به پرسشهای دینی، 2 جلد.