سلام.
دختري 23 ساله و دانشجوي مقطع ارشد و اهل تهران هستم.سالهاي طولاني است كه از خدا دور شدم و نماز نمي خوانم.نپرسيد چرا؟ چون خودم هم نميدانم.اصلا نميدونم چرا دارم اين چيزها را مي نويسم!!! من تو اين سالها به خيلي از آرزوهايي كه داشتم رسيدم، آخريش قبولي در مقطع ارشد در رشته و دانشگاه مورد علاقه ام بود ولي الان كه بهش رسيدم حس ميكنم به هيچ چيز نرسيدم. حس ميكنم زندگيم پوچ و بيهوده است. اخيرا خيلي به مرگ فكر ميكنم . راستش از مرگ و قبر و آخرت حتي از خدا ميترسم. آخه من خيلي بد و گناهكارم.اصلا آرامش ندارم . راستش آرامش برام واژه غريبيه!!! من خيلي بدم به اندازه 20سال فراموشي خدا ، به اندازه سالها نماز نخوندن ، به اندازه سالها گناه كردن. پس به بخشش خدا اصلا اميد ندارم. تو رو خدا كمكم كنيد . من ميخوام گذشته ام رو جبران كنم. مي خوام خدا رو بشناسم. مي خوام ازش كمك بگيرم ولي راستش روم نميشه ! ازش خجالت ميكشم! اون من رو فراموشم كرده! چون من سالهاست كه فراموشش كردم. كمكم كنيد. زندگي بدون اميد و با احساس پوچي خيلي سخته . تا چند وقت پيش بي خيال همه چيز راحت زندگي ميكردم ولي الان ديگه اصلا انگيزه اي براي زندگي ندارم. الان بزرگترين دغدغه ام جبران گذشته و بزرگترين آرزوم رسيدن به آرامشه ! حس ميكنم 23 سال بيهوده زندگي كردم. احساس پوچي ميكنم. يه حسي همش بهم ميگه فرصت زيادي ندارم. ميترسم از مرگ و عذاب آخرت. تورو خدا كمكم كنيد. چه طوري جبران كنم ؟ چه طوري اين همه نماز نخونده رو جبران كنم ؟ ميدونم خدا من رو نمي بخشه . كمكم كنيد .
راه باز گشت به سوی خدا و راز و نیاز با او همیشه به روی انسان باز است و اختصاص به شخص خاصی ندارد؛
گاهی اوقات انسان یک چیزی را برای خودش هدف قرار می دهد و تمام سعی و تلاشش این است که به آن چیز برسد، چه روزها و ساعتهایی که در اندیشه آن سپری می کند و در آرزوی رسیدن به آن به سر می برد؛ غافل از اینکه، حقیقت را باید در جای دیگری جستجو کرد؛ کودکی را در نظر بگیرید که همراه مادر خود به بازار رفته است و او به هوای دیدن اسباب بازی های رنگارنگ و متنوع دست مادر خود را ول کرده و او را گم می کند، اگر چه این کودک چند لحظه ای را به خاطر دیدن اسباب بازی ها با غفلت از گم کردن مادر خود و با خیال راحت و با کمال آرامش، خوشحال است؛ ولی بعد از این خوشحالی و آرامش، دیری نخواهد پایید که طوفان اضطراب و نگرانی تمام وجود این کودک را فرا خواهد گرفت. مثال این کودک، مثال من و شما است؛ گاهی اوقات ما در دنیا به اموری مشغول می شویم که مشغولیت به این آرزوها ما را از حقیقت زندگیمان که خداوند است، غافل می کند. همه انسانها در زندگی به دنبال آرامش و آسایش هستند چه کسی در دنیا وجود دارد که آرامش را دوست نداشته باشد، منتهی تفاوت انسانها این است که بعضی راه را گم کرده و آرامش را در چیزهای دیگری می بینند؛ یکی در ثروت و یکی در قدرت و یکی در مواد مخدر و یکی در سرگرمیهای مبتذل و... ولی غافل از اینکه نه تنها این امور، بلکه هیچ چیزی به غیر از یاد خداوند به ما آرامش را نخواهد داد. خداوند خود در قرآن می فرماید:«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكا»(1) کسی که از یاد من روی گردانی کند برای او زندگی سختی خواهد بود.
مطمئن باشید که این احساس پوچی و بیهودگی و عدم آرامش برای همه کسانی هست که از خداوند قطع رابطه کرده اند اگرچه در ظاهر همه چیز را در اختیار داشته باشند؛ و در مقابل برای کسانی که با خداوند در ارتباط هستند این آرامش وجود دارد اگر چه در ظاهر هیچ چیزی در اختیار نداشته باشند.
مطمئن باشید که تمام این کلماتی که برای شما نوشته ایم از سر دلسوزی است، نه ما شما را می شناسیم و نه شما ما را می شناسید، ما همانطوری که شما در سؤال خود اشاره کرده اید نمی پرسیم که چرا نماز را ترک کرده اید؛ ولی شروع کنید به نماز خواندن، خواهید دید که با نمازی که می خوانید درهای رحمت و لطف خداوند به روی شما گشوده خواهد شد، از خداوند خجالت نکشید و به رحمت و مهرمانی او امید وار باشید، چرا که خداوند خود در قرآن خطاب به پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) دستور می دهد که این پیام را به بندگانش برساند که: "قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم" (2) بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مىآمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.
خداوند نیز مشتاق است که بندگان گنهکارش راه توبه را در پیش بگیرند و به سوی او باز گردند. مطمئن باشید که خداوند شما را دوست دارد، انسان نباید از خداوند بترسد، ترس از خداوند هیچ معنایی ندارد. بلکه ترس انسان ناشی از اعمال و گناهانی است که انجام داده است. اگر انسان از گذشته خود پشیمان باشد و در صدد جبران گذشته باشد می تواند به فضل و رحمت خداوند امید وار باشد و بر این ترس نیز غلبه کند. و اگر احساس خجالت از گذشته باعث شود که ما در آینده بهتر عمل کنیم این خوب است. ولی اگر مایه ناامیدی و دلسردی شود این از وسوسه های شیطان است و باید این حالت را از خود دور کرد، بنا بر این از رحمت خداوند مأیوس نباشید و مواظب باشید که شیطان از این راه، یعنی از طریق یأس و نا امیدی از رحمت خداوند ارتباط شما را بیش از این با خداوند قطع نکند. هر چه قدر که شما از خداوند دور بشوید، از طرفی شیطان خوشحال شده و از طرف دیگر تمام همت خود را به کار خواهد گرفت که شما را به انحراف بیشتری بکشد.
کافی است قدری از حجابهای دل خویش را کنار بزنیم و چشم دل را باز کنیم و مقداری از آن همه نعمتهای گوناگونی که خداوند به ما داده است را ملاحظه نماییم. اگر به خود و اطرافیانمان نگاه کنیم، خواهیم فهمید که غرق در نعمتها و الطاف خداوند هستیم. او با مهربانی تمام و در عین حال با چشمپوشی از بسیاری از بدیها و کارهای زشت ما، مشغول تدبیر امور و اداره تمامی شؤون زندگی ما است و همه موفقیتها و آرزوهایی که در زندگی به آنها دست یافته ایم به خواست خداوند صورت گرفته است.اگر کاری کنیم که از خواب غفلت بیدار شویم، خود را غرق درمحبتهای خداوند و اولیای او خواهیم دید. ارتباط خود را با خداوند از سر بگیرید و کم کم نمازهای گذشته خود را قضا نمایید. با توبه و بازگشت به سوی خداوند زندگی جدیدی را برای خود آغاز کنید، مطمئن باشید خداوند نیز به شما کمک خواهد کرد.
سخن خود را با این شعر به پایان می بریم که:
ای کریمی که از خزانه غیب گبر و ترسا وظیفه خور داری!
دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمنان نظر داری
برای توضیحات بیشتر با شماره (09640) تماس بگیرید.
پی نوشت:
1. طه(20) آیه 124
2. زمر (39) آیه 53 .






