سلام
مواردی که غیبت کردن جایز است را بفرمایید.

با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی!
موارد جواز غیبت عبارت است از:
1- دادخواهی:
اگر انسان برای دادخواهی نزد کسی که می‌تواند حق او را بگیرد، از دیگری که بر او ظلم نموده،‌ تظلّم و دادخواهی کند، به گونه ای که مستلزم ذکر نام او باشد، اشکال ندارد.
2- غیبت کردن از کسی که فسق‌اش آشکار باشد ،نه پنهانی، مثل این که ظرف شراب را آشکارا در خیابان و بازار به دست گرفته، بیاشامد،‌ همچنین کسی که پردة حیا را انداخته، در حضور مردم از گناه کردن حیا نمی‌کند، مثلاً کسی که ریش‌تراش است، بگوییم ریش‌تراش است. قدر مسلّم جواز غیبت، همان گناهی است که آشکارا به جا می‌آورد نه عیب های دیگر.
3- جرح شاهد فاسق
4- نُصْح مستشیر:
هر گاه مسلمانی با کسی در خصوص معامله ای یا شناخت شخص دیگری مشورت نمود، و طرف مشورت، عیبی از شخص می‌داند که اگر نگوید، معامله صورت می‌گیرد و مسلمان به ضرر می‌افتد یا این که امری تحقق می‌شود که مشورت کننده لطمه جبران ناپذیری می‌بیند، ذکر عیب مانعی ندارد.
5- غیبت کردن به قصد نهی از منکر، با شرایط آن مانعی ندارد؛ به این معنا که هر گاه منکری را از مسلمانی ببیند و بداند اگر غیبتش را بکند، آن را ترک می‌کند ،جایز است، ولی اگر احتمال بدهد آن را ترک کرده، ذکر آن جایز نیست.
اگر مفسده هتک آبروی مسلمان، بیش تر از مفسده منکری که مشغول آن است باشد، غیبت کردنش جایز نیست، هر چند یقین داشته باشد که به واسطه غیبت کردن، آن گناه را ترک خواهد کرد.
6- ذکر کردن کسی به عیب و نقصی که به آن مشهور و نشانه‌اش شده است مانند احول (چشم چپ) و اعرج (شل)، لیکن در صورتی که قصد عیب‌جویی نداشته و فقط به منظور معرفی و شناساندن شخص باشد و طرف از ذکر این القاب ناراحت نباشد،غيبت نيست. در غیر این صورت باید از این القاب استفاده نکند، چون موجب رنجش و آزار برادر دینی می‌شود.
7- ردّ ادعای کسی که به دروغ ادعای نسب کند: زیرا مصلحت حفظ انساب و خانواده ها، مقدّم بر مفسده هتک ادعا کننده است.
8- به طور کلی هر موردی که مصلحت غیبت کردن، ‌از مفسده هتک احترام مؤمن بیش تر باشد، مانند شهادت دادن در مواردی که لازم است. (1)
پی‌نوشت‌:
1 .گناهان كبيره، ج 2، ص 277 - 288 به نقل از مكاسب شيخ انصارى ،ص171.