هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.درباره این حدیث سوال دارم.آیا منظور از این امام ...حضرت مهدی(ع) است؟ من فکر می کنم منظور امام و رهبر دوره ای است که ما در آن زندگی می کنیم .چه فایده دارد ما سنگ امامان گذشته وآینده را به سینه بزنیم ؟ فقط کسانی که در اون دوره زندگی کرده اند می توانند مدعی دوستی آن امام شوند چون با خوب وبد مشکلات ساخته اند و همچنان یار آن امام باقی مانده اند. ما امامان گذشته را مدعی هستیم چون هر جور که بخواهیم آن ها را تفسیر می کنیم مثلا می گوییم امام حسین خوب بود و دشمنانش بد بودند . ما هم که طرفدار خوبها هستیم پس آدم خوبی هستیم اما اگر در آن شرایط قرار می گرفتیم از صد تا یزید بد تر بودیم.درباره امام زمان هم همینطور چگونه می توانیم مدعی شویم یار آن حضرت هستیم ؟وقتی آن حضرت تشریف آوردند آن وقت معلوم می شود هر کدام از ما چند مرده حلاجیم!من فکر می کنم این حدیث تاکید کرده بر امام (زمان خودش) یعنی رهبر هر قوم و قبیله و هر دوره ای از زمان که ما در آن زندگی می کنیم .نه حضرت مهدی (ع)
اين گونه نيست كه شناخت امامان گذشته بي فايده باشدضرورت شناخت امامان یکى از مهمترین و اساسىترین اصولى که از ارکان اصلى مکتب تشیع محسوب مىشود، مساله امامت و آشنایى با امام هر عصر است. به اعتقاد شیعه، در هیچ برهه از زمان، زمین خالى از حجت و انسان بدون امام معصوم نخواهد بود. چرا که هدایت و رهبرى صحیح و همه جانبه انسان بر اساس تعالیم الهى تنها از طریق پیروى از رهنمودها و روشنگرىهاى امامى ممکن است که علاوه بر، آشنایى با سنتهاى حاکم بر نظام هستى، از تمامى مصالح بشر و حقایق تعلیمات پیامبران الهى آگاه باشد.
با توجه به این حقیقت، یکى از وظایف مهم آحاد جامعه، به ویژه قشر جوان آن است که در هر عصرى، نسبتبه امام و حجت الهى موجود در آن زمان به گونهاى شناخت پیدا کنند که بر مسؤولیتهاى خود آگاهى پیدا کرده و بر اساس آن عمل نمایند.
اهمیتشناخت امام زمان (عج) در هر عصرى به گونهاى است که در برخى روایات، عدم کسب معرفت لازم از امام همردیف، بلکه مساوى با کفر و بىایمانى شمرده شده است. پیامبر اکرمصلى الله علیه وآله در همین زمینه مىفرمایند:
«هرکسى که بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.»(1) و یا در یکى از ادعیه که بر آن نیز بسیار سفارش شده است. به همین مساله اشاره شده است: پروردگارا حجتخودت را به من بشناسان چرا که اگر حجتت را به من نشناسانى من از دین و آئینم گمراه مىشوم.(2)
مضمون اینگونه روایات زمانى بهتر روشن خواهد شد که به پیامدهاى مثبت و منفى یک جامعه، در اثر برخوردارى و عدم برخوردارى جامعه از امام و رهبرى شایسته توجه و دقتبیشترى شود. در طول تاریخ، چه بسیار بودهاند حرکتها و یا نهضتهاى عظیم مردمى که به دلیل فقدان رهبر شایسته با شکست مواجه شدهاند و یا پس از پیروزى به جهت افتادن زمام امور در دست زمامداران بىکفایتبه انحراف و اضمحلال کشیده شدهاند...
البته، کم و کیف شناخت امام(ع) با توجه به نیاز و توانایى و ظرفیت افراد متفاوت است. مهم این است که این شناخت به گونهاى باشد که در صورت مواجه افراد با تهدیدها و شبهه افکنىهاى دشمنان و بدخواهان، در تشخیص راه صحیح و شیوه درست از دچارشدن به گمراهى و انحراف آنها را نجات دهد. و گرنه شناخت کامل و همه جانبه حجتهاى الهى براى افراد عادى با توجه به محدودیت استعدادها و توانایىهاى فکرى غیرممکن است.
البته با دو نكته كه شما بيان نموديد موافق هستيم
نخست آن كه در دوران غيبت شناخت نائب بر حق ايشان و پيروي از ايشان لازم است نبايد اشتباه كنيم كه مصداق امام زمان را رهبران داراي شرائط هر زمان بدانيم چنين مصداق سازي صحيح نمي باشد و مصداق روايت تنها ائمه معصومين هستند. اما اگر كسي شناخت كامل از امام و جايگاه امامت نيزكاربردهاي امام شئون امام و غيره داشته باشد در مي يابد كه شئون اجتماعي امام در دوران غيبت به فقيه واجد شرائط رهبري موكول شده و پيروي از او به مانند پيروي از امام زمانش مي باشد .
نكته دوم آنكه ما هميشه بايد براي رشد و ترقي معنوي وتسليم محض بودن در برابر اسلام و رهبران دين به خصوص امامان معصوم به ويژه امام زمان(عج) تلاش بسيار نماييم و نسبت به داشته ها يمان مغرور نشده از كجا معلوم اگر ما در دوران نهضت امام حسين اگر بوديم مانند قشر بي تفاوت كوفه نباشيم اگر در برابر آن امام نمي ايستاديم و يا اگر بر معرفت مهدوي خود نيفزاييم و توفيق درك دوران ظهور را داشته باشيم مصالح شخصي خويش را فداي مصالح امام ومسلمانان نماييم
پي نوشت ها :
1. قندوزی، ینابیع المودة لذی القربی، دارالاسوه، چاپ اول، ج 3، ص 456.
2. «مفاتیح الجنان»، «باقیات الصالحات»، باب 6، مورد 32).






