با سلام
یا در قیامت خداوند به حساب بنده ها رسیدگی میکند یا 14 معصوم؟؟ در برنامه ای که تلویزیون پخش کرد...کارشناس برنامه(حاج آقای عالی)گفتن که حساب و کتاب قیامت بندگان بدست امامِ زمانِ هر شخص است...آیا این امر درست و مستند است؟
در ابتدا باید گفت گرچه بر اساس این اصل قرانی که فرمود: (إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ) (1)مسلما بازگشت آنها به سوى ما است. و نیز فرمود: (( ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ.(2) مسلما بازگشت آنها به سوى ما است )). به یقین حساب وکتاب انسان با خداوند است. ولی از آن جا که پیامبر و اهل بیت او به عنوان مظاهر اسما ء الهی و مجرای عدل و داد گری وحساب و داد رسی خداوند اند. لذا نقش آنان در این مسله به عنوان مظاهر اسماء الهی مطرح است از این رو امام صادق (ع) با اشاره به همین آیه فرمود :
« إذا كان يوم القيامة وكلنا الله بحساب شيعتنا فما كان لله سألنا الله ان يهبه فهو لهم و ما كان لنا فهو لهم (3) هر گاه قیامت فرا رسد خداوند ما را به حساب رسی شیعیان مامور می کند. پس آن از خدا بر عهده آنان است ما از خداوند می خواهیم آن حق خد را به خاطر ما بیبخشد . و آنچه برای ما است آن نیز برای آنها است». در تحلیل مسله باید گفت :
امامان و اهل بیت رسول خدا انسان هایی هستند. که بر صراط بندگی خدا پای فشرده ، خدا آنان را پاک کرده، برای خود برگزیده و واسطه بین خود و خلق قرار داده است. این انسان های برگزیده از خودخواهی به طور صد در صد خارج شده، محو در اراده خدا گشته اند. جز آنچه خدا بخواهد، نمی خواهند و جز آنچه او امر کند، انجام نمی دهند.
به طور یقین خدا می تواند بندگانی را در دنیا واسطه فیض و هدایت بوده در آخرت واسطه در حساب و رسیدگی به خلایق قرار دهد . همان طور که ملائکه موکل اعمال و میزان و صراط و ...در قیامت در حساب و کتاب بندگان به امر خدا دخالت دارند. واین کار هیچ محذوری ندارد . زیرا همان طور که ملائکه موکل بر مواقف قیامت همگی محو در اراده خدا و مجری فرمان اویند، انسان هایی که در عبودیت و بندگی بر ملائکه پیشی گرفته و فرشته وار محو در اراده و خواست خدا شده اند، می تواند به اذن ودستور خدا در حساب و کتاب بندگان به امر خدا دخالت کنند .
اگر دخالت ها در عرض دخالت خدا و بدون اذن او بود، پذیرفتنی نبود، زیرا در قیامت جز خدا حاکم نیست. همه مطیع فرمان و امر اویند. فقط اوست که حکمرانی می کند. اما اگر کسانی به درجه مظهریت رسیدند و عیسی وار در دنیا خلق کننده و میراننده و زنده کننده به امر خدا شدند (4)، اینان می توانند در آخرت هم به امر خدا حکومت داشته باشند و به حساب خلایق برسند و پاداش دهند و کیفر نمایند و چشم بپوشند .
خداوند در باره "رجال اعراف" در قیامت می فرماید:
در میان آن دو [بهشتیان و دوزخیان]، حجابى است. بر «اعراف» مردانى هستند که هر یک از آن دو(خوبان و بدان) را از چهرهشان مىشناسند و به بهشتیان صدا مىزنند که: «درود بر شما باد!». بهشتیان هنوز داخل بهشت نشده اند ،در حالى که امید آن را دارند. هنگامى که چشم شان به دوزخیان مىافتد مىگویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!». اصحاب اعراف، مردانى (از دوزخیان را) که از سیمای شان آن ها را مىشناسند، صدا مىزنند و مىگویند: « (دیدید که) گردآورى شما (از مال و ثروت و فرزند) و تکبّرهاى شما، به حال تان سودى نداد!» آیا این ها [این واماندگان بر اعراف] همانان نیستند که سوگند یاد کردید. رحمت خدا هرگز شامل حال شان نخواهد شد؟! (ولى خداوند به خاطر ایمان و بعضى اعمال خیرشان، آن ها را بخشید؛ بعد به بهشتیان گویند:) داخل بهشت شوید، که نه ترسى دارید و نه غمناک مىشوید!(5) گفتنی که در باره اصحاب اعراف دیدگاه های مختلف وجود دارد که تفصیل آن را در منبع ذیل جویا شوید (6) ولی روا یاتی متعدد نقل شده که مراد از اصحاب اعراف ائمه (ع)است. مثلا از امیرالمؤمنین (ع)نقل شده است:«بر اعراف خواهیم بود. یاران خود را از چهرههایشان میشناسیم». (7)
از سلمان فارسی نقل شده است که از پیامبر بیشتر از ده مرتبه شنیدم که به علی (ع) فرمود: «ای علی! تو و اوصیای بعد از تو اعراف بین بهشت و جهنم خواهید بود. داخل بهشت نمیشود. مگر کسی که شما را بشناسد و شما نیز او را بشناسید. داخل جهنم نمیشود مگر کسی که شما را انکار کند یا شما او را نشناسید». (8)
وهم چنین امام باقر(ع)فرمود: «اهل اعراف آل محمد(ص)هستند. داخل بهشت نمیشود مگر کسی که آنان را بشناسد». (9)
بنابر این بدلیل این که ائمه (ع) همان اصحاب اعراف اند چنین کاری برای آنها ممکن است. و به فرض مراد از اصحاب اعراف آنان نباشد باز هم مطلب یادشده ثابت است. زیرا همان طور که رجال اعراف آزادند حرف بزنند و ستمگران را محاکمه و توبیخ کنند. و به مؤمنان امر ورود به بهشت بنمایند؛ رسول خدا و امامان (ع) نیز به طریق اولی واسطه در حساب هستند و از جانب خدا به حساب خلایق می رسند. واین حرف محذوری ندارد.
پی نوشت ها:
1. غاشیه (88) آیه 25 .
2. همان آیه 26.
3. حویزی، نور ثقلین، نشر دار العلمیه، قم، بی تا ، ج5، ص 568 .
4. ر،ک : آل عمران، (3)آیه 49.
5. اعراف(7)آیه46-49.
6. علامه طبا طبایی ، المیزان، نشر موسسه اعلمی للمطبوعات ، بیروت 1413 ق ج 8 ص 126.
7. فیض کاشانی تفسیر الصافی، نشر دار العلمیه قم، بی تا، ج 2 ،ص 199.
8. همان. ص200.
9. همان .






