با سلام سوال من این هست که با توجه به ایمان و اعتقاد قلبی و راسخ به حقانیت دین مبین اسلام و حقانیت دعوت رسول اکرم (ص) و ائمه (ع) که ما از بچگی به آن اعتقاد داریم اما مشاهده میکنیم برخی از کتب ممنوعه و منتقد و ضداسلامی باتمرکز بر خرافی بودن و ساختگی بودن بسیاری از مفاهیم و مبانی دین اسلام همچون کتاب" 23سال" علی دشتی یا کتاب "عایشه بعد از پیغمبر" و یا کتاب "بازیگران عصر تمدن کورش چنگیز محمد ص"از سیامک ستوده  و کتاب های بسیار دیگر و حتی برخی سایت ها ووبلاگ ها با عنوان جنبش رهایی از اسلام وجود دارند که بعضا برخی مسائل را برای ما جوانان به شک و شبه تبدیل میکنند لطفا بفرمایید این حرف ها ونوشته ها چه بنیان واساسی دارند واز کجا منشا میگیرند با توجه به اینکه نویسندگان این کتاب ها افراد سرسناش و معروفی هستند و به راحتی نمیتوان با این موضوع کنار آمد. خواهش میکنم جواب منطقی به دور از تعصب بدهید تا خدای نکرده این نوشته ها تأثیر گذار نبوده و در راه اعتقاداتمان دچار شبهه و تردید نشویم. از زحمات شما سپاسگزارم

انحراف و كج فهمي در دين و مذهب علل فراواني مي تواند داشته باشد. مانند :
1- اميال نفساني و تبعيت از هواي و هوس.
« فَإِنْ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ »"اگر اين پيشنهاد تو را نپذيرند، بدان كه آنان تنها از هوسهاى خود پيروى مى‏كنند. و آيا گمراهتر از آن كس كه پيروى هواى نفس خويش كرده و هيچ هدايت الهى را نپذيرفته، كسى پيدا مى‏شود؟! مسلّماً خداوند قوم ستمگر را هدايت نمى‏كند."(1)
2- لجاجت در برابر حق.
در رابطه با برخي از اين افراد قرآن كريم مي فرمايد : «اَفَتَطْمَعُونَ اَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قُدْ كانَ فَريقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللّه‏ِ ثُمَّ يَحرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ؛ آيا طمع داريد كه به شما ايمان بياورند؟ با آن كه گروهى از آنان سخن خدا را مى‏شنيدند، سپس آن را بعد از فهميدنش، تحريف مى‏كردند و خودشان هم مى‏دانستند؟! ».(2)
2- عدم تخصص در مسائل ديني و مباني اعتقادي ولي به خاطر جهل مركب، شخص خود را متخصص مي پندارد و با اظهار نظرهاي غير كارشناسانه و غير تخصصي دچار انحراف شده و موجبات انحراف و كج فهمي ديني را در جامعه به وجود مي آورد.
3- داشتن مباني غير ديني و الحادي و به كار بستن آن در بررسي مسائل ديني.
و بر اين اساس است كه امير المومنين فرموده است:‌ « إِنَّ دِينَ اللَّهِ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ بَلْ بِآيَةِ الْحَقِّ فَاعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَه‏» " همانا دين خدا به وسيله مردان مشهور و سرشناس شناخته نمي شود. بلكه به وسيله دليل و حجت حق شناخته مي شود پس حق را بشناس و از شناسائي حق اهل آن را بشناس."(3)
علم بالاي افراد بزرگ براي ما نمي تواند دليل خوبي براي حقانيت هر سخني از او باشد چه برسد به شهرت و معروفيت و سرشناس بودن. هر فردي مي تواند به هر دليلي مشهور و سرشناس و معروف گردد. آيا مي توان اين شهرت را دليل بر حقانيت و بلكه دليل بر محتوا داشتن سخن او دانست؟
انسان موجودي پيچيده است و ممكن است به خاطر عواملي كه از نظر ما مخفي است حقايق را وارونه جلوه دهد و ما با اعتماد به ظاهر خوب و آراسته علمي و اجتماعي اش و به خاطر عدم بررسي حقانيت سخنش، به بيراهه كشيده شويم.
بنابراين در برخورد با اين گونه مطالب و كتابها و سايت ها،‌ كه مطالبي عليه اسلام القا مي كنند و شبهاتي به مباني ديني وارد مي كنند، بهترين راه ،‌تحقيق و بررسي حقانيت يا بطلان آن مطالب ،‌البته با مراجعه به منابع اصيل و كارشناسان فن مي باشد. چه آنكه خداي متعال در قرآن كريم مي فرمايد : « ... فَبَشِّرْ عِبَاد * الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ » " ... پس بندگان مرا بشارت ده * همان كسانى كه سخنان را مى‏شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى‏كنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند. " (3)
همانگونه كه ملاحظه ميفرمائيد قرآن كريم حتي به خوب هم بسنده نكرده است بلكه مي فرمايد بندگان صالح خدا كساني هستند كه از بهترين سخنان تبعيت مي كنند و اين از علائم خردمندان و صاحبان عقل مي باشد.
ممكن است در بين سخناني كه از گوشه و كنار در سايتها و كتابها نوشته مي شود حرفهاي خوبي هم پيدا كرد. ولي ما بايد به دنبال حرفهاي بهتر و بلكه بهترين باشيم. دليل بهتر و عاقلانه تر و مطابق با قوانين منطقي و عقلي مي تواند راهگشاي انسان از ميان انبوه سخنان و نظريات باشد.
چون از افرادي در سوال نام برده ايد و كتابهائي از آنها ذكر كرده ايد ( هر چند كه به عنوان نمونه بوده و منظور نظر شما فقط اين افراد نيستند ) ما به نمونه اي از نقد اين گونه كتابها اشاره مي كنيم كه با مراجعه به آن بتوانيد پاسخ شبهات مطرح شده در آن را دريافت كنيد.
كتاب « راز بزرگ رسالت » نوشته آيت الله سبحاني كه در نقد كتاب « بيست و سه سال » نوشته علي دشتي، مي تواند مرجع خوبي براي پاسخ به شبهات مطرح شده در اين كتاب باشد.
در باره كتاب ديگر چون نقدي كامل در دسترس نيست، توصيه مي كنيم هر شبهه و سوالي كه از طريق اين كتاب يا هر كتابي مانند آن به نظر مي رسد، به همين روش كه سوال خود را مطرح كرده ايد و يا به روشهاي ديگر مثل تماس با شماره تلفن 09640 با كارشناسان فن مطرح كنيد و پاسخ خود را دريافت كنيد و بدانيد كه هيچ كدام از اين شبهه ها بي پاسخ نمي باشد و وظيفه ما تنها اين است كه به دنبال يافتن آن پاسخ ها باشيم.
توصيه آخر ما نيز اين است كه تا به مرحله اي از كمال علمي و اعتقادي كه بتوانيد آرام و مطمئن در سرزمين شبهات قدم بزنيد، نرسيده ايد مصلحت شما و هر فرد ديگر كه آمادگي لازم را ندارد، نمي باشد كه خود را آماج حملات فكري و اعتقادي اين گونه كتب و سايتها و افراد كنيد. البته اين سخن كه عرض مي كنيم منافاتي با ديدن آراء مختلف ندارد. ولي حكم عقل اين است كه تا انسان به آمادگي هاي لازم علمي و اعتقادي نرسيده است قدم در خارستان شبهه و سوال نگذارد. همانگونه كه تا فردي آمادگي بدني كامل در اثر تمرينات مداوم و مستمر پيدا نكند اجازه ورود به ميادين مسابقه با حريفان قدرتمند و كارآزموده، نمي يابد و چنين كاري را هيچ عاقلي عاقلانه نمي شمارد.
پي نوشت:
1. قصص (28)، آيه 50.
2. بقره ( 2)، آيه 75.
3. شيخ مفيد، امالي، قم، كنگره شيخ مفيد، 1413هـ.ق ، ص 5.
4. زمر(39) ،‌آيات 17-18.