سلام علیکم
علت فتوحات مسلمین درصدر اسلام جه بود؟ مگر نه اینکه دین اسلام دین تهاجم ویورش به کشورهای دیگر نیست؟ ویا مگر ایرانیان کفار حربی بودند؟ مگرنه اینکه: لااکراه فی الدین, گسترش دین باشمشیر درست است؟ آیا امام علی (ع) دراین جنگها بودند وچرا؟
خیلی ممنون میشوم که پاسخ دهید

طبق بررسی ها ، اسلام توسل به قدرت نظامی را در سه مورد مشروع می داند :
1. محو آثار شرک و بت پرستی،
زیرا از نظر اسلام بت پرستی، یک دین وآئین نیست بلکه انحراف و بیماری و خرافه است که موجب گمراهی و تفرقه و فساد در اجتماعات بشری می گردد. اسلام اجازه نمی دهد جمعی در یک مسیر صد در صد غلط و انحرافی پیش روند و سقوط کنند.ابتدا بت پرستان را از راه تبلیغ به سوی توحید دعوت کرد . آن جا که مقاومت می‌کردند، متوسل به زور می گشت، بتخانه ها را درهم می کوبید و از هرگونه تظاهری به نام بت و بت پرستی جلوگیری می‌کرد، تا این بیماری روحی و فکری ریشه کن گردد.
آیات جنگ و نبرد با مشرکان مانند آیه 189 سورة بقره به این موضوع مهم اشاره دارد که "قاتِلوهُم حتی لا تکُونَ فِتنةٌ و یَکُونَ الدینُ لله" با مشرکان به جنگ و کارزار ادامه دهید تا آن که شرک نابود گردد .همانا دین حق از آن خداست."
2. در برابر کسانی که نقشه نابودی و حمله به مسلمانان را می کشیدند، اسلام دستور به جهاد دفاعی و توسل به قدرت نظامی داده است .عمده جنگ هایی که در زمان رسول خدا با یهودیان و رومیان و مشرکان صورت می گرفت، از این نوع بوده، مانند جنگ احد، احزاب، حنین، موته و تبوک.
3.برای کسب آزادی و تبلیغ دین حق، هر آئین بر حقی اجازه دارد به طور آزاد و به صورت منطقی خود را معرفی کند. اگر کسانی مانع این کار شوند، باید با توسل به زور این حق را به دست آورد.(1) جنگ مسلمانان با ایران ، در همین راستا بود .
حضرت علی (ع )در جنک اعراب و ایران حضور نداشته و نقشی در این جنگ نداشت. نفش امام در حد مشورت بود(2)، بدین معنا که در جنگ شرایط به گونه ای فراهم شد که امام عمر را راهنمای کند، این امر در راستای مصالح جهان اسلام بود، نه به معنای تایید حکومت خلفا وجنگ. امام نه به طور مطلق موافق جنگ ها بود و نه به طور مطلق مخالف: امام با بعضی از امور موافق و با بعضی از امور مخالف بود که می توان از آن به عنوان سیاست بی طرفانه یاد کرد. جنگ ها هم آثار مفید و سازنده داشت و هم آثار منفی و زیانبار. از آن جهت که برخی آثار مفید را در پی داشت، مورد تایید امام بود اما از سوی دیگر به دلیل این که جنگ ها برخی از شرایط جهاد و دفاع مورد نظر اسلام را نداشت و برخی پیامد های منفی داشت، امام مخالف بود.
بیشتر مطالبی که مورخان در باره جنگ‌های صدر اسلام نوشته‌اند، از تاریخ طبری می‌باشد، که پذیرش هر کدام نیاز به بررسی دقیق دارد. طبری مطالب تاریخی را از راویان مختلف نقل می‌کند که برخی دروغگو و غیر موثق بوده‌اند، از جمله سیف بن عمر که خیلی از مطالب مربوط به جنگ‌های ایران و عرب‌ها و مطالبی را که از علی و فرزندان وی در این باره نقل شده، از طریق وی است. جواد علی (از مورخان) معتبر می‌گوید: طبری در استفاده از مآخذ، اصول اهل حدیث را در نظر نگرفته و از چهره‌های ضعیف هم روایت کرده است او روایات سیف بن عمر را که متهم به زندقه است و خود طبری هم نظر مساعدی نسبت به وی ندارد، نقل می‌کند( 3) البته شخصیت های مانند سلمان فارسی در جنگ ایران و اعراب حضور داشتند. (4)
از نظر اسلام پذرش دین اجباری نیست و انسان ها در انتخاب دین آزاد هستند، همین طور در اسلام جنگ به منظور تحمیل عقیده جايز نيست. حمله مسلمان در ایران هم به منظور اجبار ایرانیان به پذیرش اسلام نبود و اسلام با شمشیر وارد این کشور نشد، بلکه این حمله به منظور آزادی ایران از قید وظلم حاکمان کشور صورت گرفت ،البته این جنگ در گرایش مردم ایران به اسلام بی تاثیر نبود. تاريخ نشان مي دهد که حاکمان برمردم ايران ظلم و آنان شديداً رنج مي برند و از حکومت و رهبران خود راضي نبودند.گرچه حمله اعراب به ايران برخي از آثار منفي را در پي داشت، ولی این حمله موجب گرديد که زمينه گسترش اسلام در کشور فراهم گردد. شايد اگر چنين رخ‌دادي اتفاق نمي‌افتاد، زمينه گرايش مردم ايران به اسلام فراهم نمي‌شد و مردم ايران از نعمت بزرگ اسلام محروم مي شدند و بر همان دين آبا و اجداد خود باقي مي ماندند
. همچنین زمینه های پذیرش اسلام قبل از جنگ در ایران وجود داشت، چنانکه در زمان حیات پیامبر(ص) و پیش از ورود اسلام به ایران، بسیاری از ایرانیان ساکن در یمن، اسلام آوردند و جزء مسلمانان فداکار در راه اسلام شدند. عده زیادی از مردم بحرین ـ که در آن روز محل سکونت ایرانیان بود ـ در اثر تبلیغات به اسلام گرویدند. حتی حاکم آنجا که دست نشانده پادشاه ایران بود، مسلمان شد. ایرانیان در این دو جا به صورت گروهی اسلام را پذیرفتند و بعضی نیز به صورت فردی اسلام آوردند و در رأس آنها سلمان فارسی است. همین مقدار سابقه ایرانیان با اسلام در زمان پیامبر کافی بود که بسیاری از آنها با اسلام آشنا شوند. مسلمانان درآن زمان آنچنان قدرت نداشتند که گفته شود که اسلام با قدرت ایرانیان را مسلمان نمود، زیرا جنگ میان اسلام و ایران در زمانی رخ داد که ایران یکی از دو قدرت درجه اول بود که بر جهان حکومت می کردند. بقیه کشورها تحت الحمایه آنها بودند یا باجگزار آنها. ایرانیان از نظر وسایل جنگی و سرباز و فراوانی جمعیت و امتیازات دیگر، برتری فوق العاده نسبت به مسلمانان داشتند. جمعیت آن روز این کشور را با توجه به گستردگی آن، حدود 140 میلیون تخمین زده اند که گروه بی شماری از آنان سرباز بودند. در حالی که سربازان اسلام به شصت هزار نمی رسید و این گروه از نظر آشنایی با فنون جنگی در مقایسه با ایران، بسیار در سطح پایین قرار داشتند. با این اوصاف، محال است جمعیتی با این شرایط، بر حکومت ساسانی پیروز شود و آن را به کلی محو و نابود سازد. (5). مهم ترین عامل شکست را باید در نارضایتی ایرانیان از وضع دولت و آیین و رسوم اجحاف آمیز آن زمان دانست؛ (6) چرا که رژیم حاکم و اوضاع اجتماعی و دینی در آن روز به قدری فاسد و خراب بود که تقریبا همه مردم ناراضی بودند. جنگ مسلمانان، با 140 میلیون ایرانی نبود بلکه جنگ با حاکمانی بود که پشتوانه مردمی نداشتند. ایرانیان بعد از پیروزی عرب ها، در اثر تماس با مسلمانان و آشنایی با دین اسلام به مرور و تدریجا اسلام را اختیار کردند. چنین نبود که به زور اسلحه و یکباره اسلام را بپذیرند. اسلام در اوایل قرن اول وارد ایران شد. اما بیشتر ایرانیان از اوایل قرن سوم به بعد به اسلام گرویدند.(7)
وضعیت سایر فتوحات اسلامی نیز تاحدودی مشابه فتح ایران است .
دراین خصوص به کتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران، تألیف شهید مرتضی مطهری،مراجعه نمایید.
پی‌نوشت‌ها:
1. تفسیر نمونه، ج2، ص206، 208.
2. ابن اثير،الکامل في التاريخ، بيروت، دار صادر ج2 ، ص450 ؛
شیخ صدوق،الخصال، ( ترجمه یعقوب جعفرى) ناشر: نسيم كوثر،ج 2 ، ص 61،، شیخ مفید، الاختصاص، ص 173.
3. رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، سیره رسول خدا (ص)،سال انتشار: 1373ش، ناشر: سازمان چاپ و انتشارات، ص 124.
4.صادقی اردستانی، سلمان فارسی استاندار مدائن، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،ص 300.
5.مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، قم، جامعه مدرسین ، 1362، ص77.
6.همان، ص76 .
7.همان ، ص77.