باسلام و احترام، بنده حدود 15 سال است كه از همسرم جدا شده و فرزندانم را خودم بزرگ كردم يعني زمانيكه جدا شدم فرزندانم 10 ساله و 8 ساله بودند تا اينكه هم اكنون آنها همه تحصيل كرده و مشغول به كار هستند (دو دختر كه دوقلو مي‌باشند و يك پسر) البته يكي از دخترانم ازدواج كرده و دختر ديگرم نامزد مي‌باشد و پسرم هم در حوزه علميه قم مشغول به تحصيل مي‌باشد. حدود 2 ماه پيش پسرم تصميم گرفت كه به دنبال پدرش برود و ازش خبر بگيرد همين موضوع باعث شد كه پاي پدرش به خانه ام باز شود. او از ديدن اينكه بچه ها خوشبخت هستند و همه تحصيل كرده خيلي خوشحال شد و از طرفي از من خيلي خواست كه حلالش كنم از اينكه اينقدر به ما سختي داده بود و من هم گفتم باشه او را حلال خواهم كرد ولي مسئله اي باعث مشكل شده اين است كه او خيلي اصرار دارد كه با هم ازدواج كنيم. البته اين را هم توضيح دهم كه هم اكنون ايشان داراي همسر و دو فرزند پسر كوچك مي‌باشد در حدود 3 ساله و 1 ساله به دليل متاهل بودنش نمي دانم مي توانم با ايشان ازدواج كنم يا نه البته ايشان مي خواهند كه اين ازدواج فقط بين خودمان بماند. لطفاً مرا راهنمايي فرماييد متشكرم.

همان طور كه مي دانيد از نظر شرعي هيچ منعي بر ازدواج با مرد زن دار نيست و شما شرعا مي توانيد با ایشان ازدواج مجدد نماييد.
آن چه در پی می آیید نگاهی هشدار آلود و البته کمی بدبینانه به این پیشنهاد است بهتر است با دیدگاه واقع بینانه ( نه خوشبینانه یا بدبینانه) به بررسی همه جانبه این پیشنهاد بپردازید.
1 لطفا به این سوالات پاسخ دهید آيا اين ازدواج احتمالي بعد از مدتي شما را از شرايط كم تنش كنوني به شرايط پر تنش 15 سال پيش نمي كشاند آيا به اصلاح و تغيير و تحول ايشان بعد از 15 سال اطمينان دارید يا اين كه مي خواهيد باز با آزمون و خطا به محك ایشان بپردازيد اگر ايشان همان مرد سابق باشند بي شك در كوتاه مدت شما از شرايط نسبتا آرام كنوني به شرايط نا آرام گذشته بازگشت مي كنيد.
2 شرايط روحي رواني و نيازهاي فيزيولوژيك شما چگونه است آيا اين شرايط و نيازها اقتضاي اين ريسك پذيري را دارد اگر شرايط جسمي رواني شما بسامان است آيا تغيير و تحول در آن با اين فرض كه احتمال تغيير منفي و اثر معكوس در آن وجود دارد منطقي به نظر مي رسد بدیهي است در صورتي كه اوضاع و احوال كنوني شما سامان لازم را ندارد درصد ريسك پايين تر مي ايد
3 نكته مهم و اساسي این جاست كه آيا ازدواج شما با ایشان به زندگي كنوني ایشان با همسر دومش اسيب جدي وارد نمي سازد آيا در كوتاه مدت يا ميان مدت باعث سردي روابط ایشان با همسر دومش نمي گردد آيا در صورت مطلع گشتن همسر دوم، زندگي ایشان فرجامي جز زندگي اولش پيدا نخواهد كرد.
4 بايد دلايل و عوامل جدايي خود را ليست نماييد و ارزيابي نماييد كه آيا در شرايط فعلي اين عوامل تا چه حد پا بر جاست و تا چه حد مرتفع شده است.
در جمع بندي بايد گفت اگر به عدم تاثير منفي اين ازدواج بر ازدواج دوم ایشان اطمينان دارید و اگر به احتمال زياد اين ازدواج را به نفع خود و فرزندان خود مي بينيد شما مي توانيد براي محك و راستي آزمايي گفتار و رفتار ایشان در گام اول براي مدتي مثلا 6 ماه تا 1 سال (يا كمتر يا بيشتر ) به ازدواج موقت ایشان درآييد و پس از ازدواج و ارزيابي شرايط دوران ازدواج موقت براي ازدواج دائم تصميم همه جانبه نگر تر و دور انديشانه تري بگيريد
از برخورد احساسي و هيجاني با پيشنهاد ايشان به شدت بر حذر باشيد و پختگي و تجربه چندين ساله خود را در مواجهه با اين مساله جديد به مدد بگيريد
در صورت باقي ماندن در ترديد و دودلي با يك مشاور حضوري به مشورت بشينيد.