بسمه تعالی
با سلام:بنده در تعاملات اجتماعی دچار مشکل می شوم یعنی وقتی در شرایط تازه ای قرار می گیرم که قبلا نبوده یا کمتر سابقه داشته است یا با افرادی که سابقه برخورد کمتری داشته ام,مواجه می شوم گویا ناگهان کنترلم را شخص دیگری در دست می گیرد و متاسفانه کل حواسم-به طور افراطی-روی آن شخص یا موضوع رفته و نمی توانم با ذهن باز این کار را انجام دهم ضمن اینکه بسیاری از اوقات باآمادگی کامل وارد آن بحث می شوم اما...
طبیعتا زمانی که اشکال کوچکی در کار پیش می آید نیرویو امید به ادامه کار را از دست می دهم.
در این اواخر خیلی سعی کرده ام ذهنم را ازآن قضیه منصرف کنم و موضوع را تا حد زیادی ساده جلوه دهم-که به نظرم واقعا ساده هم هستند- ومقداری هم موفق شده ام اما وقتی موفق شده ام خیلی احساس سبکی وفراغت بال کرده ام واز زندگی و فکر وکار لذت برده ام
البته به نظر می رسد فضای حاکم بر بسیاری از حوزه های علمیه و مراکز فرهنگی نیز تاثیر قابل توجهی در ان گونه مسایل بر اعضای خود دارند.لطف کنید بیشتر مرا راهنمایی کنید.
با تشکر فراوان از مرکز کارگشایتان.تحت عنایات اما زمان باشید.
به طور طبیعی هر موقعیت جدید و ناشناخته ای خصوصاً در مواقعی که به صورت ناگهانی و پیش بینی نشده ای در برابر فرد ظاهر گردد، اضطرابی در وجود انسان به وجود می آورد؛ این مقدار اضطراب تا حدودی طبیعی و بهنجار است چرا که ما را از بسیاری از مشكلات و خطرات احتمالی که در پس هر امر تازه و ناشناخته ای نهفته است حفظ می کند و انسان را آماده دفاع و مقابله می گرداند تا بتواند در مواقع بحرانی و خطرآفرین، فرار را بر قرار ترجیح بدهد. اما اگر این گونه اضطراب به هر دلیلی افزایش بیابد، خود عاملی برای از دست دادن کنترل فرد می گردد و باعث می شود که انسان آن گونه که می خواهد و انتظار دارد نتواند ظاهر شود و احیاناً از حداکثر توان و ظرفیت وجودی خود استفاده نکند.
به طور کلی می توان گفت که اضطراب به منزله بخشى از زندگى هر انسان، در همه افراد در حدّى اعتدال آميز وجود دارد و در اين حد، به عنوان پاسخى سازش يافته تلقّى مى شود، اما اگر از حد خود فراتر رود و از حالت سازندگى خارج شود، جنبه مزمن و مداوم پيدا می كند، در این صورت بايد آن را به منزله منبع شكست، سازش نايافتگى و استيصال گسترده اى تلقّى كرد كه فرد را از بخش عمده اى از امكانات و فعالیت هایش محروم مى كند، آزادى و انعطاف او را كاهش مى دهد.
مشکلی که از آن صحبت به میان آورده اید. اگر چه فضای حاکم بر برخی حوزه های علمیه و مراکز فرهنگی می تواند در تشدید آن نقش داشته باشد. اما بیش از هر چیز در وجود خود شما ریشه دارد به طوری که هم می تواند ریشه در اضطراب خصوصاً اضطراب اجتماعی شما داشته باشد و هم می تواند از کمال گرایی منفی و افراطی شما حکایت داشته باشد که چون دوست دارید همه کارها را به صورت کامل انجام دهید، در صورت بروز کوچکترین مشکل و مانع ای ناامید می شوید و انگیزه تان برای ادامه کار از بین می رود. مطالعات اخير نشان مي دهد كه نگرش كمال گرايانه منفی موجب اخلال در موفقيت فرد مي شود. آرزوي كامل بودن و انجام کارها بدون کوچکترین عیب و نقصی، هم احساس رضايت از خودتان را از شما مي گيرد و هم شما را بيش از ساير مردم (كساني كه اهداف واقع گرايانه تري دارند)، در معرض ناكامي و شکست قرار مي دهد. كمال گرايي منفی و افراطي معمولاً منجر به احساس شكست، اضطراب، خشم، درماندگي، نااميدي و احساس تنهایی شده كه با افسردگي و افکار وسواسی نیز در ارتباط است. بسیاری از روان شناسان معتقدند که داشتن معیارهای خیلی بالا برای موفقیت و ترس از شکست، سلامت روان فرد را به خطر می اندازد و باعث می شود که فرد اضطراب زیادی را تجربه کند. در تمام این آرمان های بالابلند، یک ترس ظریف از شکست خوردن خوابیده است؛ ترسی که موجب می شود فرد همیشه در حالت تنش و اضطراب باشد و در تعاملات اجتماعی ناتوان ظاهر گردد. در ادامه به برخی از راهکارهای درمانی اشاره می کنیم:
1- ضمن این که همچنان به ساده سازی موضوعات می پردازید سعی کنید از هر فرصتي كه پيش ميآيد، براي یادگیری مهارتهاي اجتماعي بهره بگيريد. براي بهبود مهارتهاي اجتماعي با گامهاي كوچك و منطقي شروع كنيد و پس از هر موفقيتى هر چند كوچك خود را تشويق كنيد تا به تدریج بر مشکل خود فایق آیید.
2- با تغییر همه باورهای منفی و تلقین مثبت، اعتماد به نفس خود را تقویت و آن را افزایش دهید. انسانى كه كانون قلبش لبريز از ايمان است و اتكا و اعتمادش به خداوند است هيچ گاه احساس سستى، انزوا و ترس غیر واقعی نمىكند و سعى مىكند با شجاعت در تعاملات اجتماعی ظاهر شود و خواستههاى خود را مطرح نمايد. از اين رو مهمترين عامل براى اصلاح اضطراب اجتماعی، تقویت اعتماد به نفس است.
3- از پیشگویی منفی موقعیت ها و از درشت نمایی مشکل خود و همین طور از ذهن خوانی دیگران پرهیز کنید؛ «اگر در جمع دوستانم صحبت کنم حتماً آبروریزی میشود و کنترلم را از دست میدهم»، «دیگر نمیتوانم با آن جمع رفت و آمد و گفتگو داشته باشم، زیرا دفعه قبل خراب کردم»، «همه متوجه حالات ترس و اضطراب من میشوند و تحقیرم میکنند». براي تغيير باورهای كمالگرايانه، بارها و بارها به خود بگوييد: «اشكالي ندارد اگر بسيار عالي هم نباشم.» به خود اجازه دهيد همواره عالي نباشيد، به خود جسارت كامل نبودن را بدهيد و ببينيد زندگيتان چقدر بهتر ميشود.
4- ورزش و فعالیت های دسته جمعی با دوستان خود داشته باشید، فن تن آرمیدگی (ریلکسیشن) و سایر فعالیتهای آرامش عضلانی را فرا بگیرید و آنها را انجام دهید. برای یادگیری این فن، میتوانید به کتاب « شیوههای درمانگری اضطراب و تنیدگی(استرس)» تألیف مسعود جان بزرگی و ناهید نوری، انتشارات سمت، 1382، مراجعه کنید.
5- توصیه می شود علاوه بر به کارگیری راهکارهای بالا با مراجعه حضوری به مشاور و روانشناس بالینی و یا روانپزشک با تجربه، برخی مهارتهای ارتباطی و مهارت جرأت ورزی و ابراز وجود، فن مديريت استرس و مهار اضطراب، فن تن آرميدگي و تمرین صحیح تنفس، حساسیت زدایی منظم، بازسازي شناختي، تقویت اعتماد به نفس، تلقین مثبت و... را فرا بگیرید و در درمان اضطراب اجتماعی و درمان كمال گرايي منفی خود بکوشید.






