سلام
در مورد اهمیت تولی و تبری و آیات و روایات مربوط به آن توضیح دهید
و این که عده ای از قدیمی تر ها میگویند که در چند سال اخیر در مورد این مسیله میشنوند و سابق بر این چنین کلماتی برایشان غریبه بوده
ممکن است این مسیله صحت داشته باشد؟
معمولا اسلام را تشبیه به درخت برومندى مى کنند که مبانى عقیده اى , اصول و ریشه هاى آن را تـشـکـیل مى دهد و برنامه هاى وسیع عملى , فروع و شاخه هاى آن را. نیز معمولا ده موضوع را به عـنـوان فروع و شاخه ها ذکر مى کنند , در حالى که برنامه هاى عملى اسلام گسترده تر از آن است کـه در ده مـوضوع خلاصه شود, ولى اهمیت این دستورهای ده گانه سبب شده است که آنها را در ردیف اول بشمارند و گرنه منحصر به اینها نیست. از ایـن دستورهای ده گانه , سه قسمت مربوط به عبادات و نیایش وپیوند با خداست - نماز , روزه , حـج - و دو قسمت مربوط به مسائل اقتصادى و پیوند با خلق خدا - زکات , خمس - و پنج قسمت مـربوط به مسائل اجتماعى و نظامى و سیاسى است - جهاد , امر به معروف و نهى از منکر , تولى و تبرى - فعلا سخن از دو دستوراخیر است که به معنى دوست داشتن و تنفر داشتن است .
چه کسى را دوست بداریم و از که متنفر باشیم ؟دوستان خدا , مردم حق طلب , انسان هاى ارزنده و حـامـیان حق و عدالت را دوست بداریم . از آلودگان , ستمگران , بى بند و باران و دشمنان خدا و مردم , متنفرباشیم . چرا همه را دوست نداریم ؟ چرا با همه خلق خدا خوب نباشیم ؟ مگر در دنیاى امروز مى توان اصل زنـدگى مسالمت آمیز را با همه کس و در همه جا فراموش کرد ؟
اما باید از کسانى که طرفدار تز دوسـتى با همه و در تحت هر شرایطى هستند پرسید :آیا در جهانى که ظالم و مظلوم و ستمگر و سـتـمـدیـده , استعمارگر و استعمار شده ,حق طلب و اشغالگر و پاک و ناپاک وجود دارد همه را دوسـت بـداریـم ؟ بـا هـمه خوش باشیم ؟ به همه کمک کنیم ؟ آیا هیچ منطق انسانى چنین اجازه اى را به ما مى دهد ؟ آیا عاطفه زنده هیچ مردمى با این سازشکارى غلط هماهنگى دارد ؟ اگر ایـن دو اصـل در اصـول اسـاسـى بـرنامه هاى عملى اسلام گنجانیده شده , به خاطر آن است که طـرفـداران حـق و عـدالت و آزادگى و پاکى و درستى , صفوف خود را هر چه فشرده تر سازند و ناپاکان و ستمگران و آلودگان هر چه تنهاتر بمانند و در محاصره اجتماعى و اخلاقى از طرف انسان هاى مثبت و ارزنده قرار گیرند .
در حدیثى از پـیـامبر مى خوانیم : اوثق عرى الایمان الحب فى اللّه و البغض فى اللّه ؛محکم ترین دستگیره هاى ایمان , دوست داشتن براى خدا , و ابراز تنفر کردن براى خداست. (1)
می توان قرآن کریم را به دو بخش کلی تقسیم کرد: یک قسم چیزهائی که باید دوست داشت و در جهت آنها حرکت کرد و قسمت دوم چیزهائی که باید از آنها برائت و دوری جست و خود را از نزدیک شدن به آنها پرهیز کرد.
آِیه شریفه که می فرماید: « مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم ...» " محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند" (2) اشاره به همین دستور دارد.
در آيه ديگر به اين امر تصريح مي كند و مي فرمايد : « لَّا تجَِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَْخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كَانُواْ ءَابَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتهَُمْ أُوْلَئكَ كَتَبَ فىِ قُلُوبهِِمُ الْايمَانَ وَ أَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تجَْرِى مِن تحَْتهَِا الْأَنْهَارُ خَلِدِينَ فِيهَا رَضىَِ اللَّهُ عَنهُْمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ أُوْلَئكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ المُْفْلِحُون» " (يا پيامبر) هرگز جماعتى را كه به خدا و روز قيامت ايمان آوردهاند، نخواهى يافت كه با كسانى كه با خدا و پيامبر او مخالفت ميورزند، دوستى (و رشته الفت) برقرار كنند، هر چند آن مخالفان پدر يا فرزندان و برادران و خويشان نزديك آنها باشند. خدا ايمان را در دل آن جماعت نگاشته و تحكيم بخشيده است و آن را به روحى از جانب خويش مؤيد فرموده است، و (روز قيامت) آنها را در بهشتهايى كه در آن نهرها جاريست داخل مينمايد. و در آن جاودانه خواهند بود. خدا از آنان راضى آنها نيز از نعمتهاى اعطايى خدا خشنود خواهند شد. آنان از حزب خدا هستند. آگاه باشيد: تنها حزب اللَّه موفق و پيروز است."(3)
سوره مبارکه کافرون به همین رکن اشاره می فرماید که من از آنچه شما می پرستید بیزارم. سوره مبارکه برائت به برائت از مشرکین و منافقین دستور می دهد و این را فعل خدا و رسول او می داند و مسلمین را هم به آن توصیه می کند. ووو
در این رابطه اگر بخواهیم آیات و روایات دیگر نیز بیاوریم به چندین جلد کتاب بالغ می شود. و شما می توانید با مراجعه به قرآن کریم به موارد متعدد آن دسترسی پیدا کنید.
اگر هم کسانی می گویند که این مطلب تازه ای است شاید به خاطر این است که آنها تازه شنیده اندو یا با این عنوان تازه به گوششان خورده است. و الا اسلام غیر از حب در راه خدا و بغض در راه خدا چیز دیگری نیست.
پی نوشت :
1. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ،قم ، موسسه آل البیت ، 1409هـ.ق ، ج 11،باب 17، حدیث 4 .
2. فتح (48) ، آیه 29.
3. مجادله (58) ،آيه 22.






