در پاسخ به اين سوال چند نكته قابل ذكر است:
1- از اينكه دغدغه هدايت فردي را داريد كه داراي تفكرات غير صحيح است، جاي خوشحالي و تبريك دارد و بدانيد كه طبق اعتقاد ما هر كس قلب فردي را به نور هدايت روشن و زنده كند مانند آن است كه تمام انسانها را زنده كرده است و حيات بخشيده است.
اما بايد به اين نكته هم توجه داشته باشيد كه نماز خوان کردن افراد تنها به خواست ما بستگي ندارد؛ بلکه باید خدا بخواهد هدایت کند و خود فرد هم بخواهد هدایت به نماز شود؛ چنانچه خدا نیز به پیامبرش این نکته را یادآور می شود که: «لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاء؛هدايت آنها (به‏طور اجبار،) بر تو نيست. ولى خداوند، هر كه را بخواهد (و شايسته بداند)، هدايت مى‏كند».(1)
وظیفه ما تنها بیان دستورات خدا و رساندن آن ها به افراد است همانطور که در قرآن وظیفه پیامبر همین عنوان شده: «ْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ »" پس بدانيد بر پيامبر ما، جز ابلاغ آشكار، چيز ديگرى نيست. (و اين وظيفه را در برابر شما، انجام داده است)." (2)
2- اصل صورت چنين فرضي باطل است. به اين معنا كه تصور اعتقاد بيشتر به خدا و نيت صافتر در رابطه با خدا بدون تبعيت از فرامين خدا و تسليم در برابر خواسته هاي او ، تصوري باطل و سخني بي معنا است. چگونه ممكن است كه مثلا فرزندي بگويد من خيلي به پدرم اعتقاد دارم و خيلي به او نزديكم. ولي هر چه مي گويد و مي خواهد عمل نمي كنم؟!!!!
اگر شخصي به خود اين فرد چنين سخني بگويد او باور مي كند و سخنش را قبول مي كند ؟ ... هرگز.
سرباز زدن از اقامه نماز به تعبير قرآن كريم دلالت بر غرورو تكبر و نخوت شخص دارد و طبق بيان قرآن كريم شخصي كه نماز نمي خواند نه تنها اعتقادش به خدا قوي نيست و نيتش با خدا صافتر از ديگران نمي تواند باشد. خداي متعال مي فرمايد :« وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعين» " از صبر و نماز يارى جوييد (و با استقامت و مهار هوسهاى درونى و توجه به پروردگار، نيرو بگيريد) و اين كار، جز براى خاشعان، گران است."(3)
اين چنين شخصي به شيطان نزديكتر و دلش با او صافتر است. مگر نه اينكه شيطان به خاطر كبر و نخوت خود از فرمان خدا در سجده بر آدم (ع) سرپيچي كرد و خود را بهتر از او و به خدا نزديكتر از او دانست. ولي خداي متعال او را از مستكبرين و اهل كبر و غرور معرفي كرد و از درگاه خود راند. قرآن كريم مي فرمايد: « وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرين » " و (ياد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده و خضوع كنيد!» همگى سجده كردند جز ابليس كه سر باز زد، و تكبر ورزيد، (و به خاطر نافرمانى و تكبرش) از كافران شد."(4)
3- با خدا ارتباطي غير از ارتباط به صورت نماز داشتن هم در اسلام وجود دارد و جايز است و منافاتي با ارتباط به صورت نماز ندارد. يعني اينگونه نيست كه در اسلام ارتباط با خدا را فقط منحصر كرده باشند در نماز خواندن و راه هاي ارتباطي ديگر را بسته باشند. دعا خواندن و مناجات كردن از راه هاي مختلف براي ارتباط برقرار كردن با خداي متعال مي باشد كه در كنار نماز در نظر گرفته شده است. نماز خواندن مهمترين راه و بهترين و جامع ترين راه برقراري ارتباط با خداي متعال است چرا كه همه راه هاي ارتباطي ديگر در آن جمع شده است ، خواندن قرآن و دعا و مناجات و تسبيح و تهليل و غيره همه در نماز جمع شده است. به خاطر همين مطلب، نماز بهترين وجامع ترين راه معرفي شده است. بنابراين استفاده كردن از راه هاي ديگر منافاتي با خواندن نماز ندارد و اينگونه سخنان تنها بهانه و وسوسه شيطان است كه ما را از رسيدن به منافع نماز و بهره مند شدن از خيرات آن محروم سازد.
4- اگر فردي اسلام و نماز را به عنوان دين حق خدا و دستور خدا قبول داشته باشد. ولي در خواندن نماز كاهلي و سستي نشان دهد مسلمان است. ولي فاسق و گناهكار، چرا كه از فرمان خداي متعال سرپيچي كرده است ولي اگر كسي اسلام را به صراحت انكار كند يا واجب بودن نماز از طرف خداي متعال را انكار كند اين شخص مسلمان نيست و مرتد محسوب مي شود.(5)
5- بهترين راه هدايت چنين فردي _ البته اگر خواهان هدايت باشد _ مراجعه به كارشناسان ديني براي رفع كردن شبهات فكري و اعتقادي است و يكي از سهل ترين راه ها و در دسترس ترين آنها تماس با مركز ملي پاسخگوئي با شماره تماس 09640 مي باشد. خود فرد بايد مراجعه كند و الا نتيجه مطلوبي حاصل نخواهد شد. كارشناسان مركز با توجه به سوالات و شبهات او مي توانند در صورت نياز با معرفي كتاب يا سايت و نيز با ارائه دليل هاي قانع كننده ، شبهات و سوالات فكري و اعتقادي ايشان را برطرف كنند و زمينه را براي شناخت حقيقت،‌ هموار سازند.
پي نوشت :
1. بقره (2)، آيه 272.
2. مائده (5)، آيه 92.
3. بقره (2)،‌ آيه 45.
4. بقره(2)، آيه 34.
5. ر.ك: امام خميني، توضيح المسائل، بيجا، 1426هـ.ق، ص 32،‌ مساله 103.