سلام.من از زندگیم خسته شده ام.یعنی در اکثر کارایی که انجام میدم شکست میخورم.توی دانشگاه هر ترم یه درس می افتم،سره کار که میرم نمیتونم اون کارو خوب انجام بدم.دیگه از زندگیم خسته شده ام.به ائمه متوسل شدم تاثیر نداشت،دیگه نمیدونم چه کار کنم.همش فکر میکنم زندگیم به آخر رسیده.حقیقتش یکی دوبار فکر خودکشی به ذهنم رسیده و جرات نمیکنم،میدونم که گناه کبیره است.
ترو خدا یه کمکی به من بکنین

برای تشخیص مشکل شما و ارائه راهکارهای مناسب و کاربردی نیاز به اطلاعاتی بسیار بیشتر از آنچه که شما در نامه خود بدان پرداخته اید لازم است، لذا پیشنهاد می کنم که شما در اولین فرصت به یک مشاوررواندمانگر مراجعه نمایید و مشکل خود را با ایشان در میان گذارید تا وی در جریان یک مصاحبه تشخیصی کامل که با شما برگزار می کند. ریشه مشکل شما را یافته و اقدامات لازم را انجام دهد. بعنوان مثال اگراز نشانه های زیر 5 مورد را برای مدت دو هفته دارید احتمالا دچار افسردگی خلق شده اید:
1-خلق پایین
2-افت شدید انرژی
3-کاهش علاقه یا لذت نسبت به همه یا اغلب فعالیت های روزمره
4-بی خوابی
5-بی قراری یا کندی روانی -حرکتی
6-خستگی یا از دست دادن انرژی
7-احساس بی ارزشی یا گناه بی مورد
8-مشکل تمرکز یا بی تصمیمی
9-افکارمکرر مرگ یا گرایش به خودکشی
اما اگر موارد مذکور را با ملاک زمانی گفته شده در خود مشاهده نمی کنید شما تا حدودی دارای تحریف های شناختی هستید به اینکه خصوص شما دارای تمام خواهی هستید یعنی اینکه زندگی خود را هیچوقت مطابق استاندارد ذهنی خود نمی دانید و لذا هیچگاه زندگی تان بخاطر خطای شناختی همه و یا هیچ بر وفق مرادتان نیست از طرفی شما خیلی مسایل را برای خودتان بزرگ می کنید وناتوانی در یک زمینه را بر تمام زندگی تعمیم می دهید. و این یک خطای شناختی دیگری است که به مشکلتان دامن می زند. مورد دیگری که بر مشکل دامن می زند اینست که شما به دلیل تمرکز بر شکست نمی توانید بر روی کار و انجام موفقیت آمیز آن تمرکز کنید، توضیح این که ساختار ذهن طوری طراحی شده است که در عین حال نمی تواند بر روی دو مقوله تمرکز نماید بدین معنی که اگر شخص در حین انجام کار روی چیزی جز انجام کار به نحو احسن تمرکز نماید فعالیت او با شکست روبرو می شود، و این شکست ها تدریجا موجب شکل گیری من بی کفایت در ذهن او می شود. یعنی او بدین نتیجه می رسد که ذاتا بی کفایت است و عرضه انجام هیچ کاری را ندارد و این یک خطای شناهتی بزرگ است. زیرا در حقیقت ذات او نیست که معیوب است. بلکه نحوه انجام کار را نمی داند و احیانا مهارت برنامه ریزی برای انجام کار را نیز ندارد. مساله دیگری که احتمالا به مشکل شما دامن می زند عدم بهره مندی شما از مهارت حل مساله است، در حل مساله شخص تمام راههای حل مشکل را روی کاغذی یاداشت می کند و سپس با توجه به توانایی خویش و اقتضای موقعیت یکی را برمی گزیند، و در لیست راه حلهای احتمالی برای قضیه همیشه خودکشی نیز به عنوان آخرین راه حل مطرح است. اما اگر شخص دارای مهارت های مختلف زندگی باشد هیچگاه نوبت به آخرین راه حل که خودکشی است نمی رسد و حال آنکه شما از میان همه ی راه حلهای احتمالی به سراغ راه حل آخر رفته اید، و این نشان می دهد توانایی ها و مهارتهای لازم را برای برخور با مشکلات زندگی فرانگرفته اید. اگر در تهران زندگی می کنید من شماره تلفن دو تن از متخصصان فن را برای مراجعه به شما معرفی می نمایم دکتر حمدیه 02188885060 و 02188523416 و دکتر یونسی02144015879
و اما در مورد بی ثمر بودن توسلتان باید عرض نمایم که توسل و نتیجه بخش بودن آن بستگی به اموری دارد که یکی از آنها امید و رغبت به زندگی پویا در پرتو حیات بخش دین است. برای مطالعه در مورد توسل و شرایط آن می توانید به کتاب حضرت آیت الله سبحانی که در این مورد نگاشته شده مراجعه بفرمایید.