بسم الله الرحمن الرحیم
سلام.خسته نباشید.
گاهی اوقات الکی و بدون هیچ دلیلی حس دوری از خدا را دارم. هر چند لحظه یکبار در ذهنم میاید که ذکر خدارا بگو (ذکر زبانی) اگر این کار را نکنم حس می کنم که گناه کرده ام. این حدیث من را کمی نگران کرده که پیامبر (ص) فرموده: از افراط در دین بپرهیزید،زیرا که پیشینیان شما به خاطر افراط در دین هلاک گردیدند. اگر در طول روز به موضوعی فکر کنم مثلا به یک دختر یا ...، در ذهنم میاید که چرا به خدا فکر نمی کنی و ذکر خدارا نمی گویی. اگر گناهی مرتکب شوم حس می کنم که باید برای جبران آن خیلی تلاش کنم که بخشیده شوم و فکر می کنم که همه چیز را باید از اول شروع کنم . مشکل اینجاست که گناه هم زیاد انجام میدهم علی الخصوص در مبارزه با شهوت. (20ساله/مذکر/دانشجوی کارشناسی)

با عرض سلام و با تشكر از ارتباطتان با این مركز
با توجه به مطالبي كه گفته ايد و با توجه به نامه هاي قبلي تان، شما دچار وسواس فكري شده ايد و داريد در این موارد حساسيت زيادي و بيخودي به خرج مي دهيد. این وسواس فكري و ذهني شما در زمينه هاي مختلف براي شما مشكل ايجاد كرده است، مثل احساس گناه زيادي، احساس پاك نشدن از گناه و يا دير پاك شدن، كمال گرايي افراطي و .... حتي خود همين نگراني در مورد این حديثي هم كه ذكر كرده ايد ناشي از ذهن آلوده به وسواس است. واقعيتش این است كه درمان وسواس با يك مكاتبه و با توصيه هاي معمولي قابل حل نيست، اما اگر بتوانيد به صورت حضوري به يك مشاور و روان شناس مراجعه كنيد و اگر لازم بود و روان پزشك صلاح ديد از داروهاي ضد وسواس هم استفاده كنيد تا درصد خيلي زيادي قابل درمان است.
يك نكته خيلي مهمي كه بايد به آن توجه كنيد این است كه چون ذهن و فكر شما حالت وسواسي به خود گرفته است نبايد براي این فكر و ذهني كه آلوده به وسواس است اعتبار زيادي قائل باشيد، نبايد به افكار و دل مشغولي هاي افراطي و وسواس گونه اهميتي بدهيد، اما لازم نيست كه براي این جور تفكرات و ذهنيات، خودتان را سرزنش كنيد و به دنبال جلوگيري از ورود آنها به ذهنتان باشيد، بلكه بگذاريد كه به ذهنتان وارد شوند، فقط به آنها اعتنا نكنيد، كاري كه افراد معمولي و سالم هم همين كار را به صورت ناخودآگاه انجام مي دهند، يعني آنها هم گاهي این جور تفكرات را دارند اما چون به آنها اعتنايي نمي كنند به صورت طبيعي این افكار حذف مي شوند و تكرار نمي شوند. این نكته خيلي مهم است كه تلاش براي بيرون راندن این افكار، به تثبيت آنها در ذهن مي انجامد، يعني نتيجه معكوس مي دهد.
ذكر زباني خوب است و همين كاركرد را هم دارد كه باعث توجه بيشتر شخص به خداوند مي شود،‌اما این حالتي كه ذكر كرده ايد كه اگر ذكر نگوييد احساس گناه مي كنيد كاملا وسواسي است، لذا ذكر گفتن شما به این شكل، حالتي وسواسي دارد. شما سعي كنيد كه كارهاي عبادي واجب خودتان، مثل نماز به موقع را انجام بدهيد، حتي اگر بتوانيد كه با مسجد و نماز جماعت انس بگيريد خوب است، این كارها موجب احساس نزديكي به خدا مي شود، اما كارهاي زيادي و افراطي را كه حالتي وسواسي دارند را رها كنيد، و اگر هم احساس گناه كرديد به آن اعتنايي نكنيد.
احساس گناه بعد از انجام عمل ناصحيح، طبيعي است و همه افراد این را دارند و خوب هم هست، چون موجب برگشت شخص خطا كار و اصلاح گذشته مي شود، اما اگر حالت وسواسي و افراطي بگيرد نه تنها موجب اصلاح نمي شود بلكه موجب اضطراب زيادي در شخص مي شود و عوارض منفي زيادي مثل كاهش اعتماد به نفس، كاهش عزت نفس، احساس ناپاكي افراطي و .... را به دنبال خواهد داشت، لذا احساس گناه افراطي به هيچ عنوان مطلوب نيست.
این احساس شما كه بعد از انجام كاري، فكر مي كنيد كه جبران و اصلاح آن بسيار مشكل است با آنچه كه در روايات اسلامي ما آمده است تفاوت دارد، در رواياتي كم از معصومين (ع) انجام كار خطا و گناه به شدت نكوهش شده است اما این را هم گفته اند كه وقتي كار خطايي را انجام داديد، همين كه پشيمان شديد و تصميم گرفتيد كه ديگر آن كار را انجام ندهيد مورد رحمت خدا قرار خواهيد گرفت و خدا شما را خواهد بخشيد ولو اينكه دوباره در آينده كنترل خودتان را از دست بدهيد و مرتكب گناه شويد. اگر در پشيماني از گناه صداقت داشته باشيد و واقعا هم تلاش خودتان را براي جلوگيري از انجام گناه انجام بدهيد خدا شما را خواهد بخشيد. این فكر كه خدا به سختي بندگانش را مي بخشد با روايات ما هماهنگ نيست، و خدا را در حد انسانهاي معمولي كه قادر به بخشيدن ديگران نيستند پايين مي آورد.
اينكه هميشه فكر مي كنيد كه بايد از اول شروع كنيد و جبران كارها را خيلي سخت مي دانيد از روحيه كمال گرايي افراطي شما خبر مي دهد كه در نامه هاي ديگرتان هم كاملا مشخص است. كمال گرايي افراطي باعث انجام نشدن كار مي شود و نارضايتي از زندگي و تشويش و اضطراب را به دنبال دارد. نبايد به دنبال انجام صد در صدي كارها باشيد بلكه موفقيت هاي نسبي در انجام كارها هم خوب است و معمولا هم كارها همين جوري انجام مي شوند، يعني كارها به صورت كامل و بدون عيب و نقص انجام نمي شوند، بلكه افراد معمولي همين كه در مجموع، كار، خوب انجام شده باشد آن كار را موفقيت آميز مي دانند.
در نامه هاي قبلي هم به شما توصيه شده است كه به يك روان شناس مراجعه كنيد، اما به نظر مي رسد كه این كار را نكرده ايد. يك روان شناس باتجربه مي تواند كمك زيادي به شما كند، همان طور كه گفتم درمان وسواس احتياج به تعامل با يك درمانگر دارد و ميزان وسواس شما هم به قدري است كه مشكل است بتوانيد خود درماني انجام بدهيد، لذا حتما به دنبال يك مشاور و روان شناس باشيد.
موفق باشيد.