بسم الله الرحمن الرحیم
سلام. خسته نباشید. مدتی است که خیلی ایده آل گرا شده ام. باید برای انجام کاری همه چیز مهیا و آماده باشد ، مثلا وقتی می خواهم درس بخوانم باید همه شرایط از قبیل اتاق و میز و ... آماده باشد یا حتی زمان کافی داشته باشم. مثلا اگر 3 روز به امتحان مانده باشد و منباحث درسی کتاب زیاد باشد و بدانم که نمیرسم مقداری از آن را بخوانم ، یا کلا درس را نمی خوانم یا مقدار کمی را آن هم به طور جزئی می خوانم. در مسائل دینی هم این گونه ام. اگر گناهی مرتکب شوم باید از اول توبه کنم و حس می کنم که همه چیز را خراب کرده ام. هر تصمیمی در زندگی می خواهم بگیرم باید همه شرایط آمده باشد. راه چاره چیست؟(20ساله/مذکر/دانشجوی کارشناسی)
همان طور كه مي دانيد ايده ال گرايي يا كمال گرايي منفي يكي از ويژگي هاي افراد مبتلا به وسواس فكري مي باشد افراد مبتلا به وسواس فكري چارچوب هاي ذهني سخت گيرانه ای دارند و هر چيزي كه در اين چار چوب هاي متصلب و غير قابل انعطاف نگنجد بر نمي تابند وسواس فكري ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد و هر چه كه بر اضطراب فرد افزوده مي شود بر ميزان افكار وسواسي و كمال گرايي منفي فرد افزوده مي شود افكار كمال گرايانه نوعي خطاي شناختي يعنی خطاي شناختي همه يا هيچ محسوب مي گردد در هر صورت وسواس فكري اگر به كاهش شديد عملكرد شما در يك مدت قابل توجه مثلا 6 ماه بينجامد قطعا نيازمند درمان تخصصي مي باشد درمان وسواس فكري از دو طريق ممكن است دارودرماني (از طريق مراجعه به روان پزشك) و روان درماني (از طريق مراجعه به روانشناس باليني متخصص در درمان اختلالات اضطراب و وسواس) ممکن است در برخي موارد توامان گشتن اين دو شيوه درمان ضرورت مي يابد با اين وصف اگر اين كاهش عملكرد مذكور در نامه تا 6 ماه ادامه داشت بايد به جاي خوددرماني به درمان تخصصي يعني مراجعه به روانپزشك و روان شناس باليني همت گماريد.
همان طور كه تجربه سه ساله شما نشان مي دهد خود درماني در درمان اختلال وسواس فكري تا حد زيادي بي اثر است و براي اين كه شما به يك ارامش نسبي ذهني برسيد چاره اي نداريد كه هر چه سريعتر به درمان تخصصي اقدام نماييد. متاسفانه وسواس فكري درمان فوري و اورژانسي ندارد و نيازمند جلسات متعدد روان درماني و دارو درماني مي باشد.
در ادامه توجه شما را به پاسخ سوالی مشابه سوال شما جلب می نمایم:
اختلال وسواس فکری نوعی از وسواس اجباری است به عنوان يك اختلال اضطرابي كاملاً شناخته شده و متداول است که در تمام نقاط دنيا و فرهنگهاي گوناگون به یک اندازه معنادار است. بروز اختلال وسواس هرگز برخاسته از ميزان پايبندي افراد مبتلا به دين نيست. استقرار وسواس همواره بر عناوینی است که برای فرد مبتلا به وسواسی - بیاختیاری ارزشمند است و اتفاقاً در فرهنگ ملّی ایران «مذهب و احکام شرعی» از ارزش بالایی برای افراد برخوردار است؛ به همین دلیل در این وضعیت فرهنگی وسواس بر رفتارهای دینی مستقر می گردد.
بنا بر این، میتوان نتیجه گرفت که با فرض آنکه هیچ مذهبی هم وجود نداشت، فردی با همان ویژگی شخصیتی و تاریخچۀ رشد فردی باز هم به نوعی دیگر دچار وسواس با موضوعی متفاوت میشد. در این صورت میتوان دریافت که مشکلات افراد وسواسی هرگز ارتباطی با مسایل احکام شرعی و مانند آن ندارد و کسب اطلاع کسب اطلاع و جستجوي مکرر درباره احکام شرعی نیز نمیتواند مسألهای برطرف نماید. این یکی از عوامل متمایز کننده بین افرادی است که میتوانند به احکام شرعی عمل کنند و وسواسی نیستند که مشکل آنها در آگاه نبودن نسبت به احکام است و افراد وسواسی که آگاهی یا عدم آگاهی نسبت به احکام شرعی به تغییر رفتاری منتهی نمیشود.
در نهایت میتوان گفت که دستگاه روانی فرد به دلیل عدم برخورداری از سخترویی با یک شکنندگی روبرو است که البته نقش وراثت و عوامل ژنتیکی نيز در آن قابل توجه است؛ هر چند که تا پیش از ابتلا هیچیک از ما از نسبت به آگاه نباشیم. البته نقش آموزش در دوران کودکی میتواند بر سهم توارث غلبه پیدا کند و فرد خود را در برابر رویدادهای ناخوشایند مقاوم سازد.
در هر صورت برای درمان اختلال وسواسی اجباری همواره ترجیح داده میشود تا کار از مداخلات روانپزشکی و درمانهای دارویی آغاز شود. ما با بکارگیری این روش قادر خواهیم بود که وضعیت روانشناختی فرد و وجود تداعی های بالا را خنثی نمایییم. این روند کمک مناسبی برای سرعت بخشیدن به رواندرمانی توسط روانشناس خواهد بود. این افراد بدون دریافت دارو به سختی قادر خواهند بود تا تصویرهای ذهنی و تداعی های مرتبط با این تصاویر را متوقف سازند.
پس از دریافت دارو، فرد مراجع قادر خواهد بود تا روشهای کاهش اضطراب را فراگرفته و با انجام تنظیم تنفس تنش های بدنی و تنیدگیهای روانی را از خود دور سازد. مناسبترین روش نتظیم تنفس آن است که شما با بیرون دادن شکم هوا را به درون ریه ها وارد سازد و با فرو دادن شکم آن را خارج سازد. این عمل باعث می شود تا حجم بیشتری از ریه با اکسیژن پر شده و اکسیژن بیشتری به مغز برسد. در این صورت ما شاهد آن خواهیم بود که هیجاناتی همچون اضطراب کمتر میتوانند شما را اداره نمایند. همچنین روش دیگری برای اجرای صحیح تنفس وجود دارد که بر اساس آن باید مراحل ذیل را طی نمایید:
- دراز بکشید
- یک دست روی سینه یک دست روی شکم
- به یک مساله دیگر فکر کنید.
- بر روی دستانتان متمرکز شوید کدام دست با هر دم بالا میرود
اما در روش تنآرمیدگی شما باید فرا بگیرید که با استفاده از انقباض منظم عضلات خود تنش های بدنی را نیز از بدن خودتان خارج ساخته و به یک مهار ماهیچهای برسید.
شما باید برای اجرای تن آرمیدگی عضلات بدنتان را به شانزده گروه عضلانی( نوک انگشت تا مچ دست؛ مچ تا انتهای آرنج؛ بازو تا کتف؛ در هر دست؛ نوک انگشتان پا تا مچ پا، عضلات ساق پا، ران تا کشاله ران؛ عضلات پیشانی به علاوه عضلات کاسه سر؛ عضلات صورت و فک؛ عضلات گردن و سینه؛ مجموعه عضلات شکم) تقسیم نموده و هر یک از آنها را به طور جداگانه برای مدت 7 ثانیه با شمارش معکوس به طور نسبی منقبض نموده و سپس ظرف مدت 3 شماره آن را رها سازید و سپس بر احساس خوشایندی که در نتیجه مقایسه بین حالت گرفتگی و انقباض و حالت رها شدگی متمرکز شوید و به یک احساس خوشایند برسید.
افزون بر آنچه بیان شد از ابتدای هفته دوم مصرف دارو میتوانید از روش توقف افکار استفاده کنید و با فرمان توقف فکر به خودتان دستور توقف افکار را بدهید و از این قبیل افکار فاصله بگیرید. در ین روش شما بلافاصله پس از رویارویی با چنین افکاری، هرگز به فکر مقابله با آنها نباشید و اجازه دهید تا وارد ذهن شما گردند؛ چرا که هر گونه مقاومت منجر به تشدید حملات خواهد شد. برای آغاز شما باید به محض روبرو شدن با این افکار با شمارش معکوس 3، 2، 1 محکم بگویید «بس کن!»؛ به تدریج و با فاصله منظم میتوانید از حجم صدا کم کنید و به صورت فرمان درونی به خود فرمان دهید و افکار را متوقف سازید. این روش ساده یکی از پشتوان دار ترین روشهای بیمارستانی در درمان وسواس فکری است که مورد استفاه قرار میگیرد و اثربخشی آن در کلینیکهای معتبر دنیا به اثبات رسیده ست.






