با سلام خدمت شما و عرض خسته نباشید منظور خداوند متعال از هوالاول والاخروالظاهروالباطن دقیقا به چه معنی است؟ از کارشناسان گرامی میخوام این جمله از قران را به صورت ساده و عمیق تفسیر کنند.ممنون و سپاسگزارم
در ابتدا باید اشاره شود در این آیه: (هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ).(1) او اول است، و آخر است، و ظاهر است، و باطن است، و از همه چيز آگاه است" در واقع به چند وصف الهی اشاره شده در تبیین مسله باید گفت:
توصيف خدا وند به اول و آخر تعبير لطيفى است از ازليت و ابديت او، زيرا مىدانيم او وجودى است بى انتها و واجب الوجود، يعنى هستيش از درون ذات او است نه از بيرون، تا پايان گيرد يا آغازى داشته باشد، و بنا بر اين از ازل بوده و تا ابد خواهد بود.او سرآغاز و ابتداى عالم هستى است، و او است كه بعد از فناى جهان نيز خواهد بود.
بنا بر اين تعبير به اول و آخر هرگز زمان خاصى را دربر ندارد و اشاره به مدت معينى نيست. توصيف به ظاهر و باطن نيز تعبير ديگرى از احاطه وجودى او نسبت به همه چيز است، از همه چيز ظاهرتر است چرا كه آثارش همه جا را گرفته، و از همه چيز مخفىتر است چون كه ذاتش بر كسى روشن نيست.(2) و احتمالاتی دیگر ی نیز در مسله مطرح است که که تفصیل آن را در منابع ذیل جویا شوید.(3)
به هر حال يكى از نتائج اين امور ی که در چهار اسم یاد شده، آمده همان است كه در پايان آيه فرمود:
" وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ" زيرا كسى كه از آغاز بوده و تا پايان باقى است و در ظاهر و باطن جهان است چنين كسى قطعا از همه چيز آگاه مىباشد.(4)
نكته: دیگر در تبیین آیه این که آیه در واقع در صدد بیان صفات متضاد است باری روشن شدن مطلب باید گفت:
بسيارى از صفات است كه در ما انسانها و موجودات ديگر غير قابل جمع است، و به صورت صفات متضاد جلوه مىكند، مثلا اگر من اولين نفر در ميان يك جمعيت باشم قطعا آخرين نفر نخواهم بود، اگر ظاهر باشم پنهان نيستم، و اگر پنهان باشم ظاهر نخواهم بود، همه اينها به خاطر آن است كه وجود ما محدود است، و يك وجود محدود جز اين نمىتواند باشد، اما هنگامى كه سخن به صفات خدا مىرسد، اوصاف دگرگون مىشوند و تغيير شكل مىدهند، در آنجا ظاهر و باطن با هم جمع مىشود، و همچنين آغاز و انجام، و با توجه به لا يتناهى بودن ذات مقدسش جاى تعجب نيست.(5)
گفتنی است که در احاديثى که در اين زمينه رسيده توضيحات جالبى ديده مىشود كه به تفسير اين آيات پر محتوى كمك مىكند.
از جمله امير مؤمنان على (ع) مىفرمايد:
" براى اوليت او آغازى نيست، و براى ازليت او پايانى نخواهد بود، نخستينى است كه همواره بوده، و جاويدى است كه سرآمدى ندارد، آشكارى است كه در بارهاش نتوان گفت از چه چيز پيدا شده؟ و پنهانى است كه نتوان گفت در كجاست"؟ (6)
پی نوشت ها :
1. حدید (57) آیه 3.
2. علامه طباطبایی، المیزان، نشر جامعه مدرسین قم، بی تا، ج19، ص253.
3. طبرسی، مجمع البیان، نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت، بی تا، ج9، ص230. و نیز: المیزان، همان، ص255 و نیز : نهج البلاغه، نشر موسسه امیر المومنین قم، خطبه 186.
4. ناصر مکارم تفسير نمونه،نشر دار الکتب الاسلامیه تهران ج23، ص 300 .
5. تفسير نمونه، ج23، ص 301.
6. نهج البلاغه" خطبه 163.






