نه در آخرالزمان بلكه در طول تاريخ بشريت از ابتداي خلقت حضرت آدم (ع) تا برپايي قيامت كسي به مقام و جايگاه حضرت رسول الله نمي رسد. روايات زيادي در اين زمينه وارد شده است كه به يك مورد بسنده مي كنيم: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَا خَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنِّي وَ لَا أَكْرَمَ عَلَيْهِ مِنِّي‏؛‌ حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: خداوند هيچ مخلوقي را بالاتر و گرامي تر از من نيافريد.(1) اما اين مطلب دليل نمي شود كه كمالات انساني افراد ديگر محدود گردد. توجه داشته باشيد كه رسیدن به جایگاه پیامبر يا امام، همانند رسیدن به هر مسئولیت و جایگاه دیگری، نیازمند اقتضائات و پیش شرط های زمانی و مکانی و روحی و جسمی است که هر فردی از آن ها برخوردار نیست .
پیامبر يا امام در خصوصيات طبيعي بشري، هیچ تفاوتی با انسان های دیگر ندارد؛ مثلاً پیامبر گرامی اسلام (ص) بسان سایر انسان‏ها، دارای زندگی عادی و طبیعی بود، اما در عین زندگی عادی، با مجاهدت و کوشش فراوان، مقام بندگی و شایستگی خود را برای دریافت وحی به اثبات رساند. چون در اين موقعيت خاص نيازمندي به پيامبر و بر اساس شرايط و ضوابط خاص قرار داشت، به اين مقام رسيد .
از آن جا كه درك اين شرايط و كمالات، تنها در توان خداوند و مبتني بر علم بي نهايت اوست، گاهي انتخاب ها براي ديگران سخت مي آيد؛ اما حقيقت آن است كه: خداوند بهترين فرد را در هر زمان براي اين مقام بر مي گزيند . اين يعني حقيقت تعبير قرآن: « اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يجَْعَلُ رِسَالَتَهُ؛ (3) که خداوند آگاه تر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد!».
دريافت اين مقام نيازمند توانمندي هاي خاص روحي و جسمي است كه همگان از آن برخوردار نيستند و آن طهارت ذاتي است كه معلول نسل شريف و سلاله پاك و رفتارهاي خاص و اختياري و معرفت بالا است و زمينه رسيدن فرد به اين مقامات را فراهم مي سازد . وقتي فردي داراي اين مقامات از جانب خداوند شناخته شد، لياقت هاي خاص وجودي را از خود نشان داد، در علم ازلي خداوند نيز روشن بود كه بدون عنايات خاص الهي مانند علم لدني و عصمت مطلق و ... چه تفاوت هايي با ساير افراد دارد ، خداوند وي را به عنوان پيامبر يا امام بر مي گزيند.
به عبارت ديگر:
مشکل اصلي آن جاست که ممکن است تصور شود در پیامبر يا امام شدن، مزیتی است که در نشدن آن نیست که در این صورت تبعیضی بر ما و ديگران روا داشته شده است؛ اما با توضیح دقیق روشن می شود که اصلا این گونه نیست؛ در واقع میزان مسئولیت و شدت آزمایش الهی و سطح توقعات خداوند از یک بنده با مقام و موقعیتی که خداوند به او اعطا می کند، رابطه ای مستقیم دارد . هر چه مقام بالا رود، مسئولیت سنگین تر می‏شود و تلاش و مجاهدت بیش تری می‏طلبد.
این گونه نیست که این مقام را به کسی بدهند و او دیگر خیالش راحت و آسوده باشد، بلکه هر چه مقام بالاتر رود، مسئولیت‏ها بیش تر، تکالیف سنگین تر، هجمه‏های شیطانی بیش تر ؛تلاش و سختی و مصیبت و امتحان افزایش می‏یابد؛ بلکه رسیدن به مقام نبوت و یا مقامات بعد از آن هم تنها با گذراندن سختی‏ها و تلاش‏ها و امتحاناتی سخت امکان پذیر است، مانند داستان حضرت ابراهیم (ع) و ذبح فرزند و ...
در هر حال هر انسانی در هر موقعیت و وضعیتی که قرار دارد، اگر به وظایف و تکالیف خود عمل کند و از آزمون های خود نمره عالی کسب نماید، به موفقیت و سعادت کامل رسیده است. وضعیت انسانی عادی که از هوش و درک و معرفت و ایمانی متوسط برخوردار است، اما به همه وظایف خود عمل کرده، همانند وضعیت پیامبری است که با سطح بالای معرفت و عنایات الهی و امدادهای غیبی به وظایف سنگین خود عمل کرده، در آزمون های خود، نمره عالی گرفته است.
وضعیت این دو فرد همانند سطح دانش آموز ابتدایی و دانشگاهی دکترا است که اگر هر دو تلاش کنند، قادرند نمره بیست بگیرند؛ اگر هر دو بیست گرفتند - از یک جهت - وضعیتی مساوی داشته، به یک اندازه قابل تقدیرند. شاید بتوان گفت روایاتی که اشاره به همجواری پیامبران با برخی افراد عادی در بهشت دارد (4)، بیانی از این مطلب و صورتی از همین حقیقت باشد.
پی‏نوشت‏ها:
1. شيخ صدوق، محمد بن علي، عیون اخبار الرضا (ع)، مكتبه الداوري، قم، بي تا، ج1، ص262.
2. کهف (18) آیه 110.
3. انعام (6) آيه 124.
4. شيخ صدوق‏، محمد بن علی، أمالي، انتشارات اعلمى‏، بيروت‏، 1400 ق، ص 298‏.