با سلام وعرض خسته نباشید.با توجه به اینکه شرایط زندگی انسانها شرایط متفاوتی میباشد و اینکه همه انسانها بطور یکسان از شرایطی برخوردار نیستند که به منابع دینی, رسالات دینی و... شرایط محیطی که در آن زندگی میکنند و با توجه به اینکه این شرایط و حتی خود شخصیت فرد می تواند تععین کننده میزان عمل کردن یا عمل نکردن وی به دین و دستورات دینی باشد ,در واقع شخصیت انسان و محیطی که در آن زندگی میکند بطور صد در صد روی اعمال او اثر میگذارد,بنا بر این انسان با توجه به این شرایط, عملی که از وی سر میزند عملی جبر گونه میباشد و حتی نمیتوان او را مقصر دانست.این گفته تا چه حد درست میباشد ؟خواهشمندم اگه امکان داره جواب کامل بدین چون بدجوری فکرمو مشغول کرده . ممنون
در مورد تفاوت وضعیت افراد در محیط های تربیتی متفاوت این حقیقت غیر قابل انکار است که شرائط و موقعیت های خاص در زندگی و رشد و تربیت هر انسانی می تواند تاثیرات به سزایی در گرایش و عملکرد او در آینده داشته باشد. در بسیاری از موارد دیده می شود که کودک متولد در فضای تربیت دینی یا متولد از والدینی آراسته و متدین، تبدیل به انسانی با گرایش دینی و مذهبی می شود. اما فردی که در فضای بی دینی و بی توجهی نسبت به مسائل معنوی متولد می شود، بهره چندانی در این حوزه نمی برد.
بروز این اختلافات و تفاوت ها امری ناگزیر و از سر ناچاری و بر اساس ساختار علّی و معلولی عالم است، اما باید دانست که همه این ویژگی های ژنتیکی و خانوادگی و اجتماعی فرد را ملزم به انتخاب یک مسیر خاص در زندگی نمی کند؛ از نظر جهان بینی اسلامی همه انسانها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیمگیری برخوردارند. خودشان سرنوشت خویش را رقم میزنند. بايد بر اساس عقل و دانش و درك خود به حقيقت هر چه كه باشد ايمان بياورند. تكليف براي مسلمان زاده و مسيحي زاده و يهودي زاده و ... مساوي است .
ما به روشني موارد متعدد نقض را در اين زمينه مي يابيم كه به رغم همه علل محيطي و ژنتيكي و تربيتي و ... باز عنصر اختيار فرد و كنش هاي خودخواسته نقش بسزايي در تعيين جهت حركت فرد در مسير زندگي ايفا مي كند. همه اين علل و عوامل نمي تواند نوعي جبر و عدم اختيار را براي فرد رقم بزند. لذا بايد توجه داشته باشيد خانواده، نوع غذا ، محیط زندگی ، ژنتیک و... اگر چه مي تواند در تربيت افراد نقش داشته داشته و به عنوان جزيي از علت لحاظ شود اما هيچ نمي توان آن را علت تامه دانسته و در اين ميان هرگونه اختيار را از خود سلب شده بداند .
نمونه هاي تاريخي فراواني براي آن وجود دارد آنچنانكه در منزل فرعون ، آسيه زني ميشود که الگوي تمام مؤمنان در قرآن معرفي ميشود، اما داخل خانة نوح، فرزندي که از فرمان خدا و پيامبر سرپيچي ميکند يا حتي در درون يک خانواده، فرزندي مانند کميل بن زياد از ياران نزديک حضرت علي(ع) ميشود اما فرزندي ديگر (حارث بن زياد) قاتل فرزندان مسلم بن عقيل!
پس ادعاي اين كه همه حركت ها و جهت گيري هاي انسان در مسير زندگي معلول عوامل ناخواسته و بدون اختيار انسان است كه صد درصد در نتیجه تاثیرگذار هستند، ادعايي بي دليل است كه به هيچ وجه قابل اثبات نيست . اگر معيار عوامل محيطي و تربيتي و ژنتيكي و مانند آن باشد، چرا دو فرد همزاد و دوقلو كه با ساختار DNA مشابه و با خواص ژنتيكي نزدیک به هم و حتي با خصوصيات رفتاري مشابه در يك محيط تربيتي و آموزشي رشد و نمو مي يابند، در ادامه زندگي مسيري متفاوت از هم پيدا مي كنند و كنش هايي كاملا متفاوت از هم بروز مي دهند؟
پس تولد نه در خانه یک مسلمان شیعه فرد را شیعه و مومن و حتی مسلمان می کند و نه تولد در خانه کفر و بلاد شرک مسیر شرک و کفر را به طور قطع برای فرد رقم می زند ، اما با وجود این تاثیرات محیطی و تربیتی حقیقتی غیر قابل انکار است و نمی توان آن را نادیده گرفت اما با این وجود نکته مهمی که از آن غفلت کرده اید، این است که خداوند هیچ گاه به یک شکل و یک صورت از ما توقع عمل و انجام وظیفه ندارد.
یکی از سنّت های الهی این است که خداوند برای همه انسان ها به اقتضای داشته ها و توانایی های فکری ، جسمی و محیطی و... ، مسئولیتها و تکالیف شان را تعیین می نماید . بنا بر توانمندی ها و ابزار و عوامل موفقیت از آن ها بازخواست خواهد کرد.
این همان حقیقتی است که با تعابیر مختلف در قرآن به آن اشاره شده مانند: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» (1) خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمىكند» . این عدالت خداوند در مقام تشریع و تکلیف است . همچنین در مقام محاسبه و بازخواست و توقعات نیز چنین عدالتی با دقت تمام رعایت می شود : « وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئا؛ (2) ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا مىكنيم پس به هيچ كس كمترين ستمى نمىشود » .
در آزمون دنیا شرایط مسابقه و میدان عمل و نوع تکلیف برای انسان ها یکسان نیست. زیرا کاملا روشن است که توان انسان ها در موقعیت های نابرابر، نابرابر خواهد بود . خداوند نیز بر اساس اختلافات و با توجه به عنصر اختیار در وجود هر انسان بر او تکلیف می کند تا در میدان مسابقه برای رسیدن به مقام قرب الهی به تلاش و کوشش بپردازد .
به علاوه بر اساس تفاوت ها است که در قیامت جزا و پاداش می دهد، هرچند در ظاهر تفاوت هایی در امتحان بندگان به نظر می آید. اما در حقیقت عدالت و یکسانی بی نظیری در جریان است . حتی در محاسبه خطا و اشتباه بندگان هم این امر به دقت مورد توجه قرار می گیرد چون خداوند هرگز نگفته موقعیت هایی که برای شماست، نسبت های مساوی دارند؛ بلکه خداوند نسبت های عادلانه برای آن ها قرار داده است.
محاسبه خداوند در خصوص افراد گوناگون و عدالت لحاظ شده ،در این فرایند از چنان پیچیدگی برخوردار است که به راحتی نمی توان آن را دریافت ؛ این امر تا حدی دقیق است که حتی دو انسان با یک محیط رشد و شرایط زندگی و والدین مشترک را نیز نمی توان یافت که امتحانات الهی ، تکالیفی که از آن ها انتظار می رود ، سختی و آسانی مسئولیت هایی که در زندگی بر عهده آن ها نهاده می شود ، نمره قبولی آن ها و نحوه محاسبه الهی در قیامت در برابر اعمال شان یکسان باشد .
همه با محاسبه تفاوت های روحی و فکری و فرهنگی و محیطی و با دقتی بی نظیر در مورد هر فرد ملاحظه و اعمال می گردد . چنان که خود در قرآن فرموده ،به اندازه رشته باریک میان هسته خرما به کسی ظلم نمی نماید (3).
پی نوشت ها :
1. بقره (2) آیه286.
2. انبیا(21)آیه 47.
3. نساء(4) آیه 124.






