سلام
خسته نباشید
من 5 سال هستش که با یه دختری دوستم والبته از فامیل هامون هستن و من خیلی دوسشت دارم و میخوام باهاش ازدواج کنم
چطوری باید بفهمم که ایشون واقعا دوستم داره ؟ / یا این که دلیل این که منو واسه دوستی انتخاب کرده چیه ؟ / یا این که همون طور که با من دوست شد میتونه یا کسه دیگه ای هم دوست بشه ؟ / یا این که از کجا باید بدونم با کسه دیگه ای دوست هست یا نه ؟ / یا حرف هایی که با من میزنه درستن یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فقط خواهشا زودتر جواب بدین
چند روزه فکرم مشغوله
خیلی ممنون
برخي از فرازهاي نامه شما حكايت از اضطراب نسبتا بالاي شما دارد و نوع سوالات شما نشان گر رگه های ضعيف از وسواس فكري در شماست.
وسواس فكري يعني نشخوار ذهني برخي افكار مزاحم و تكرار شونده كه معمولا با شك و ترديد مكرر همراه است. ذهن فرد وسواس زده مثل ديگ جوشان است كه نخود و لوبياهاي افكار مزاحم و اضطراب زا به صورت مداوم و مكرر در حال بالا و پایین شدن مي باشند.
شكي نيست كه رابطه شما به هيچ وجه رابطه بي اسيب نيست و از نظر شرعي جاير نمي باشد. وقتي شما وارد يك رابطه ناسالم مي گرديد ديگر توقع سلامت اخلاقي و رفتاري طرف مقابل را نمي توانيد داشته باشید. چرا كه در در دل گناه نمي توان ضد آن يعني پاكي اميد داشت وقتي دختري نامحرم با پسري نامحرم به مدت 5 سال وارد گفت گو مي گردد (هر چند به بهانه ازدواج در آينده اي نا معلوم باشد) قطعا اين دختر مستعد خيلي كارهای غير مجاز خواهد بود. نامحرم با نامحرم فرقي نمي كند و اين مساله مي تواند حتي بعد از ازدواج نيز تكرار گردد. پس به هیچ وجه نمي توانید به انحصاري بودن اين دوستي در حال و اينده اطمينان داشته باشيد.
از نظر ما روان شناسان آن چه كه بيش از هر چيز وفاداري زن و شوهر (نه دوست دختر و دوست پسر) را تضمين مي كند. تعهد و پايبندي مذهبي طرفين مي باشد. كسي كه به احكام شرع و حلال و حرام خداوند متعهد است بسيار بعید است كه به يك رابطه گناه آلود و خيانت آميز پا گذارد بي شك وقتي شما 5 سال از عمر خود صدو هشتاد درصد بر خلاف دستور صريح خدا عمل كرده ايد نبايد توقع مدد و ياري الهي را در به ثمر رسيدن اين رابطه نا فرجام را داشته باشيد.
تجارب باليني اندك بنده نشان مي دهد كه به احتمال زیاد رويكرد دوستي شما رنگ و بوي مهر طلبي به خود گرفته است و تعامل محبتي شما به هيچ وجه تعادل ندارد. يعنی چه بسا آن قدر كه شما ايشان را دوست دارید ايشان شما را دوست نداشته باشد و اساسا دختران خواهان مردان مقتدر و مستقل مي باشند. پسري كه هر از گاهي به چكاب محبتي همسرش (يا دوست دخترش) مي پردازد زیاد براي يك زن مطلوبيت ندارد.
برخي محبت خواهي هاي شما از عزتمندي فرسنگ ها فاصه دارد و شما نبايد در دام رفتاري غير عزتمندانه بيفتيد.
باز تجارب بالينی نشان مي دهد كه بر خلاف تصور شما ازدواج احتمالي شما به هيچ وجه مثبت ارزيابي نيم گردد. چرا كه 5 سال رابطه دوستي حرف تازه اي براي زن و شوهر آينده باقي نمي گذارد. ازدواج به عنوان يك رخداد نو و جديد مطرح است و نبايد به هيچ وجه بوي كهنگي از آن به مشام برسد واقعا شما بعد از ازدواج به چيزي مي خواهيد برسيد كه همينك به آن نرسيده ايد راز بسياري از طلاق هاي دوست پسري دوست دختري در همين امور مخفي و ناپيدا مي باشد به ياد داشته باشید رضامندي زناشويي فقط فقط درگرو كسب رضايت خداست و وقتي شما بر خلاف رضايت خدا سعي در كسب رضايت خود كرده ايد قطعا ناكام خواهيد شد.
چه بهتر كه اين رابطه نافرجام از هم اكنون مديريت نماييد و به جاي تشديد به تعديل و حذف يكباره يا تدريجي آن همت گماريد. برخي خلاهاي عاطفي حفره هاي شخصيتي در شما مشهود است و شما بايد براي نيل به يك زندگي موفق به ترميم ان بپردازيد. تداوم اين رابطه نه تنها به درمان روان پريشان شما نمي انجامد. بلكه روز به روز بر شدت پريشاني ان خواهد زد و در صورت تمايل به يك بازسازي شناختي عاطفي دست زنيد و با كمك يك روان شناس باليني دين اشنا سعي در ساماندهي زندگي خود نماييد آینده شما با برخي خويشتنداري ها گره خورده است. بهانه ازدواج در اينده به هيچ وجه توجيه گر 5 سال رابطه با جنس مخالف نيست.






