این سوال را از ایجا می پرسم که
در بعضی از آیات قرآن پیامبر(ص) می فرمایند که من غیب نمیدانم.(سوره اعراف آیه188 ) با توجه به معارف دینی ما چگونه میشود این گفته ی پیامبر را توضیح داد؟

در ابتدا باید اشاره شود همان طوری که منبع و سرچشمه تمام کمالات و قدرتها و علوم، ذات بی انتهای خداوند متعال است. علم غیب نیز مختص به وجود ذات اقدسش می‏باشد و کسی به غیر خداوند از علم غیب نمی‏تواند آگاه باشد. زیرا اطلاع از اسرار آینده گان و گذشتگان به اطلاع فراگیر به تمام حوادث ریز و درشت تاریخی در گذشته و آینده وابسته است و کسی از همه چیز با خبر است که در هر مکان و زمانی حاضر و ناظر بوده باشد و آن تنها ذات پاک پروردگار جهانیان است. همچنان که خداوند خطاب به پیامبر می‏فرماید: (قُلْ لَا أَقُولُ لَکُمْ عِندِی خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَلَا أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا یُوحَی إِلَیَّ)؛{1} بگو: من به شما نمی‏گویم که خزانه‏های خدا نزد من است و من غیب نمی‏دانم و به شما نمی‏گویم که من فرشته‏ام، من فقط از آنچه را که به من وحی می‏شود پیروی می‏کنم.
با توجه به گفتار فوق و آیه ی که در پرسش اشاره شده، حتی پیامبر گرامی اسلام نیز از غیب خبر ندارد. مگر اینکه خداوند متعال به وی الهام کند و یا به طریقه‏ای دیگر او را از اسرار پنهانی مطلع سازد و اساساً چه مانعی دارد که خداوند قسمتی از غیب را که به مصلحت می‏باشد و برای تکمیل رهبری رهبران الهی لازم است. در اختیار آنها بگذارد و البته این را علم غیب «با لّذات» نمی‏گویند، بلکه علم غیب بالعرضی می‏نامند و می‏توان گفت: اینگونه علم و یادگیری نیز از سوی عالم به غیب و دانای به اسرار عالم است. آیات متعددی از قرآن گواهی می‏دهد که خداوند متعال چنین علمی را نه تنها در اختیار پیامبران و پیشوایان الهی قرار داده، بلکه گاهی در اختیار غیر آنها نیز قرار می‏داده است. در سوره جنّ می‏فرماید: (عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَی غَیْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنْ ارْتَضَی مِنْ رَسُولٍ)؛{2} خداوند از تمام امور پنهانی آگاه است و هیچ کسی را از علم غیب خود آگاه نمی‏کند. مگر رسولانی که مورد رضایت او هستند. اصولاً برای تکمیل مقام رهبری، آن هم یک رهبری جهانی و همگانی‏ که در هر عصر زمانی تا قیامت می‏خواهد تداوم یابد، نیاز به آگاهی بر بسیاری از مسائل که از نظر سایر مردم مکتوم است -، دارد و اگر خداوند این علم غیب را در اختیار فرستادگانش و اولیاء خود نگذارد، مقام رهبری آنها تکمیل نخواهد شد. در جمع بندی دو دسته از آیات قرآن که یک دسته از آیات، علم غیب را مخصوص خداوند می‏داند. اما دسته‏ای دیگر همانند آیه فوق اطلاع بر علم غیب را بر دیگران ممکن می‏شمارد و نیز روایات فراوانی وجود دارد که پیامبر گرامی اسلام(ص) و حتی ائمه (ع) از غیب مطلع بودند و در موارد متعددی از آن استفاده کرده‏اند.{3}
می‏توان گفت که اختصاص علم غیب به خداوند متعال، علم ذاتی و استقلالی است، و غیر او هیچ کس مستقلاً از علم غیب و اسرار پنهانی اطلاعی ندارد و هرکس که در این مورد چیزی بداند، از ناحیه خداوند متعال و با عنایات و الطاف او انجام گرفته و علم غیب عرضی می‏باشد. در نتیجه غیب مطلق و بالذات از مختصّات خدا است و پیامبران به غیب مطلق دسترسی ندارند، لیکن چنان نیست که ارتباط با جهان غیب به طور کلّی برای بشر و حتی انبیا و اولیا محال باشد، بلکه خدایی که مالک غیب و شهود است، می تواند بعض افراد لایق را با آن جهان ارتباط دهد و دری از غیب را برایشان بگشاید و حقایقی را بر آینه صاف وجودشان افاضه و اشراق کند و از این رهگذر آنها از غیب آگاه شوند. تفصیل این بحث را در منبع ذیل جویا شوید. (4)
پی نوشت ها :
1. سوره انعام،(6) آیه 50.
2. .سوره جن،(72) آیه 26 و 27.
3. علی متقی کنز العمال، نشر دار الرساله، بیروت، بی تا، ج 7، ص 106؛ نهج البلاغه نشر موسسه امیر المومنین قم 1370 ش، خطبه 13؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 26، ص125.
4. ناصر مکارم، تفسیر نمونه، نشر دار الکتب الاسلامیه تهران، بی تا . ج5، ص247. علامه طباطبایی المیزان، نشر اسلامی قم، بی تا، با ترجمه همدانی ، ج 7،ص 135.