با سلام
می خواهم خیلی راحت و رک صحبت کنم تا جوابی قاطع و قانع کننده خلاف حرفها و توجیه های الکی دریافت کنم از این بابت عرض می خواهم به نظر من کل خلقت مسخره است مثلا چرا خدا اگر یکی است ما را آفرید و این جهان و غیره را آفرید اگر قدرت مطلق است آفرینش اینها برای چه بوده است آیا می خواسته خود را سرگرم کند یا می خواسته قدرت خود را به رخ دیگری بکش آخوندها می گویند چون خالق است پس می آفریند یعنی اگر نیافریند چیزی از او کم می شود یا در قدرتش شکی درست می شودتازه می خواهد به کسی ثابت کند خالق است ؟؟؟؟؟ حال گیرم که این توجیه و حرف مسخره و بی پایه پر از اشکال درست ؟؟؟؟مگر خدا قدرت مطلق و قهار نیست پس چرا این اینقدر آفرینش اش پر از سعی و خطا و اشتباه و ضعف است مثلا همین انسان را نگاه کنید او را در بی نهایتی سرگردان روی یک تخته سنگ ( زمین )انداخته با هزاران سوال و ضعف و سرگردانی؟؟؟؟؟ انسان ضعیف و پر از مرض و درد با هزاران مشکل است ( خود نیز در قران آن تایید می کند)اینقدر ضعیف است که با کوچکترین سردی و گرمی دچار هزار مرض می شود تمام انسانها مریض هستند و دردمند بدتر از ان امده چیزی بنام دین را آورده که خود مشکلی است برضعف ها آفرینش ؟؟؟ در این دین انسان را تهدید نموده و او را می ترساند و و تهدید می کند که اگه فلان کار و بهمان کار را کردی چنا ن و چنینت می کنم و جد آبادت را یکی می کنم تو می فرستم در جهمنی پر از آتش و هزار بلا و سرت در می اورم و هزاران ترس و تهدید ؟؟؟؟؟ که در قران هزاران آیه امده که جز ترساندن و تهدید و هیچ نیست؟؟؟؟ اگر خدا عادل قدرتمند چرا اینهمه تهدید و ترساندن و حرف زور؟؟؟ اگر خدا قدرتمند بود خب انسان را چنان می آفرید که نیاز به اینهمه تهدید و ارعاب نبود؟؟؟؟ اگر خدا قدرتمند بودن ابزرا فساد و گناه و انحراف را نمی آفرید و اگر مهربان بودن همه چیز را به آفرینده هایش می داد تا بخاطر نداری و کمبود به انحراف و گناه نروند؟؟؟؟ مثلا چرا شیطان را آفرید تا انسان فلک زده و ضعیف را به انحراف بکشد یک چیز مسخره که در این بین است اینکه خدا به شیطان تا قیام تو هر کاری خواستی بکن تا انسانها را منحرف کنی ؟؟؟؟ یعنی یک مسابقه ؟؟؟؟ آیا قدرت می خواست ببیند که آفریده خوب است یا بد ؟؟؟؟ یا می گویند خدا گفت هر چه می خواهی بخور غیر گندم ، حضرت آدم گندم خورد پس خدا نارحت شد؟؟؟؟ و او انداخت به زمین تا نسلش در اذیت و بیچارگی باشند ؟؟؟؟؟ (بسیار مسخره است) که خدای مهربان و قدرتمند و بخشنده بخاطر یک اشتباه یا آفریده ضعیف ناراحت شده و بدتر از آن اینکه خدای این عدالت است که پسری را به جرم پدر بیچاره کنند (عجب عدالت و مهربانی ) و نسلش باید در عذاب باشد چون او یک اشتباه کرده پس کو آن خدا بخشنده و مهربان دورغین؟؟؟؟
در این دین خوردن فلان غذا حرام است و لذت حرام و نگاه کردن حرام و خوابیدن حرام است و هر چیزی که باعث شادی و و نشاط انسان است حرام اما گریه کردن خوب است و درد و غمگین بودن و تو سر و سینه زدن خوب است رفتن به قبرستان برکت است و هر چیزی که گریه و زاری و بدبختی و رخوت و ناراحتی است از نظر این دین خوب و فضلیت محسوب می شود.می گوییدن خدا عادل و مهربان و رحیم و بخشنده است فقط کافی به دور برمان نگاهی کنیم ببینم جای آفرینش مسخره عدالت و مهربانی و رحیمی و بخشندگی می بینید عده ای را این قدر از مال و ثروت و منال و قدرت داده که نمی دانند با آن چکار کنند عده ای را این فقیر بی چیز کرد که نان شب ندارند ( عجب عدالتی ) اگر خدا مهربان و بخشنده و عادل است پس چرا به همه به اندازه نداده و چرا باید یکی اینقدر فقیر باشد یکی دارا ؟؟؟ چرا باید برخی حسرت یک غذای خوب در دلشان مانده باشد یکی هر روز بر روی رنگین ترین سفره ها بنشینند؟ چرا هر روز انسان هایی با حسرت و غم به دیگرانی نگاه کنند که با بهترین ماشین و بهترین لباس ها و خانه ها را دارند و برخی هیچ ؟؟؟ چرا برخی برای نداشتن لباس مناسب باید هر روز غم و اندوه بی احترامی ها و تحقیقرها را تحمل کنند و برخی دست دست لباس گران داشته باشند و با آن پز دهند؟؟؟؟ چرا برخی جوان ها بخاطر نداشتن پول نتوانند ازدواج کنند و حسرت به دل دیگران راببیند ؟؟؟ چرا برخی را بی استعداد و برخی پر از استعداد آفرید ؟؟؟ چرا برخی را اینقدر زیبا و جذاب و دلربا و برخی را زشت و کوتاه و ناجور آفرید ؟؟؟؟ کجای این آفرینش مسخره عدالت است ؟؟؟ پس کو عدالت خدای مهربان ؟؟؟؟ کجاست این خدای مهربان و بخشنده و عادل تا ببیند آمریکا و اسراییل و اروپای ضد دین و ضد خدا، ایران اسلامی و دیندار و خدا دوست و خدا محور را که هر روز شب بخواست خدا نماز می خوانند و عبادت و بندگی و روزه می روند و تا آنجا که امکان دارد و تمام مسایلی که خدا دوست دارد انجام می دهند را کرده تو قوطی و هر روز آنها قوی تر و بهتر و زندگی و زبیاتری دارند و ما بیچاره تر و ضعیف تر و خراب تر می شویم آخر کجاست این خدا ی توانای و عادل و بزرگ و مهربان ؟؟؟؟؟ چرا جلوی این ضد خدایان را نمی گیرد ؟؟؟؟ چرا هر روز بندگان خود را اینچنین در فشار بدبختی می گذارد؟؟؟؟ کجاییند این مصئومین تا جلوی این فشارها را بگیرند ؟؟؟ مگر خدا نمی بیند که آنها که سر تسلیم به آستانش گذاشته اند چگونه در رنج عذاب هستند ؟؟؟؟؟ مگر خدا نغوذ بالله کر است و کور که نمی بیند این بی دینان و که هر فساد و فحشاء و دزدی و ربا و گناهی را انجام می دهند چه می کنند؟؟؟؟ کجاست این خدای مهربان و انسان دوست بنده نواز تا بداد ما برسد؟؟؟؟ هر روز در هر نماز و مسجدی دستهایی را می بینم که با چشمان اشکبار از این خدای مهربان و بنده نواز؟؟؟؟ طلب نجات و گشادی رزق و روزی و کنده شدن شر آمریکا و اسراییل و غیره می کنند و هر روز بلعکس آن برسرشان می آید؟؟؟؟ من نمی دانم این خدای مهربان و عادل آیا افرادی را که بخاطر او اینچنین توهین و تهمت و تحقیر تحمل می کنند و درگاهش دعا می کند چرا در نمی یابد من نمی دانم این خدا کجایش عادل و مهربان و بزرگ است خواهشا جوابی دهید که که توجیه و گزافه گویی نباشد بلکه دلیلی منطقی و درست برای این آفرینش مسخره و عملکرد ضعیف خدا باشد جوابی که عدالت را توجیه نکند بلکه عدالت را برای من و خیلی دیگران نشان دهد
پرسش 1:
خداشناسي
شرح : 1- با سلام مي خواهم خيلي راحت و رک صحبت کنم تا جوابي قاطع و قانع کننده خلاف حرفها و توجيه هاي الکي دريافت کنم از اين بابت عرض مي خواهم به نظر من کل خلقت مسخره است مثلا چرا خدا اگر يکي است ما را آفريد و اين جهان و غيره را آفريد اگر قدرت مطلق است آفرينش اينها براي چه بوده است آيا مي خواسته خود را سرگرم کند يا مي خواسته قدرت خود را به رخ ديگري بکش آخوندها مي گويند چون خالق است پس مي آفريند يعني اگر نيافريند چيزي از او کم مي شود يا در قدرتش شکي درست مي شودتازه مي خواهد به کسي ثابت کند خالق است ؟؟؟؟؟ حال گيرم که اين توجيه و حرف مسخره و بي پايه پر از اشکال درست ؟؟؟؟مگر خدا قدرت مطلق و قهار نيست پس چرا اين اينقدر آفرينش اش پر از سعي و خطا و اشتباه و ضعف است مثلا همين انسان را نگاه کنيد او را در بي نهايتي سرگردان روي يک تخته سنگ ( زمين )انداخته با هزاران سوال و ضعف و سرگرداني؟؟؟؟؟ انسان ضعيف و پر از مرض و درد با هزاران مشکل است ( خود نيز در قران آن تاييد مي کند)اينقدر ضعيف است که با کوچکترين سردي و گرمي دچار هزار مرض مي شود تمام انسانها مريض هستند و دردمند بدتر از ان امده چيزي بنام دين را آورده که خود مشکلي است برضعف ها آفرينش ؟؟؟ در اين دين انسان را تهديد نموده و او را مي ترساند و و تهديد مي کند که اگه فلان کار و بهمان کار را کردي چنا ن و چنينت مي کنم و جد آبادت را يکي مي کنم تو مي فرستم در جهمني پر از آتش و هزار بلا و سرت در مي اورم و هزاران ترس و تهديد ؟؟؟؟؟ که در قران هزاران آيه امده که جز ترساندن و تهديد و هيچ نيست؟؟؟؟ اگر خدا عادل قدرتمند چرا اينهمه تهديد و ترساندن و حرف زور؟؟؟ اگر خدا قدرتمند بود خب انسان را چنان مي آفريد که نياز به اينهمه تهديد و ارعاب نبود؟؟؟؟ اگر خدا قدرتمند بودن ابزرا فساد و گناه و انحراف را نمي آفريد و اگر مهربان بودن همه چيز را به آفرينده هايش مي داد تا بخاطر نداري و کمبود به انحراف و گناه نروند؟؟؟؟ مثلا چرا شيطان را آفريد تا انسان فلک زده و ضعيف را به انحراف بکشد يک چيز مسخره که در اين بين است اينکه خدا به شيطان تا قيام تو هر کاري خواستي بکن تا انسانها را منحرف کني ؟؟؟؟ يعني يک مسابقه ؟؟؟؟ آيا قدرت مي خواست ببيند که آفريده خوب است يا بد ؟؟؟؟
پاسخ:
دوست بزرگوار از اينکه راحت و صادقانه مطالب خود را بيان فرموديد و آنچه را در انديشه و فکر خود در مورد خدا و عدالت و خلقت انسان و تبعيضات و ... وجود داشت مطرح فرموديد خرسنديم، حقيقت اين است که حداقل بخشي از اين سؤالات ممکن است در ذهن جواناني نظير شما وجود داشته باشد. لکن انگيزه و يا جسارت مطرح کردن آن را نداشته باشند و طبيعتا همواره منتظر گرفتن پاسخ آن باقي خواهند بود. اما شما در اين زمينه خيلي خوب وارد شديد و اميدواريم که پاسخ هاي صادقانه ما نيز پذيرا باشيد، البته مسائلي که شما دوست بزرگوار مطرح فرموديد به لحاظ گستره مباحث بسيار متعدد مي باشد، اما نقطه مشترک در بين همه آنها اين است که غالبا ترديد ها ونگرش شما مبتني بر اطلاعات و آگاهي هائي است که متاسفانه براي بدست آوردن آن خودتان زحمت مطالعه و تحقيق نکشيده ايد و به همان تلقيهاي بازاري و عاميانه در مورد تحليل جهان و مسائل حاکم بر زندگي انسان تکيه کرده ايد در حالي که چنين نگرشهائي معمولا با تسامح و بعضا با خطا مواجه بوده و خلاف واقع مي باشد، لذا ما هم معتقديم که اگر بر فرض برداشتهاي اوليه و عاميانه شما حقيقت داشت بسياري از اشکالات و ترديد هائي که شما بيان فرموديد صحيح بود لکن با توجه به تسامحي بودن و خطا بودن برخي از اين مقدمات نتيجه نيز مشخص است، البته دقت هاي شما حاکي از قدرت و قوت تحليل شما مي باشد که اميدواريم با توجه نکاتي مختصري که محضرتان ارائه مي گردد بسياري از ترديد هاي شما برطرف گردد در عين حال پيرامون هر کدام از موضوعات که سؤال شما باقي ماند و يا احيانا با پرسش جديدي مواجه شديد به صورت متمرکز و مستقل تک تک آنها را با کارشناسان اين مرکز مطرح بفرمائيد تا در اسرع وقت پاسخ مناسب محضرتان ارسال گردد.
لذا به چند نکته توجه فرمائيد:
1.براي تحليل غايت وهدف خداوند از خلقت عالم هستي و انسان از دو زاويه بايد به خلقت هر پديده اي نگريست:1- غايت و هدف فاعل 2-غايت و هدف فعل؛ (1) به اين معنا که در تحليل بسياري از حوادث اين دو با هم خلط شده است. مثلا وقتي يک انسان کريم و بخشنده به يک فقير کمک مي کند غايت و هدف فاعل به خود او بر مي گردد نه به فقير ،زيرا در اين اقدام غايت و هدف فاعل با توجه به نيت او رسيدن منفعتي به خود او مي باشد که يا رسيدن به قرب الهي مطرح است و يا کسب آرامش روحي و يا رسيدن به لذت بخشش و يا اينکه اصلا اين رفتار نتيجه منش و يک صفت دروني او مي باشد که خود به خود با ديدن فقير جوشش مي کند نه خود خواهي او ... ؛ اما آنچه در اين بين نصيب فقير مي شود با غايت فاعل متفاوت است که غايت و نتيجه فعل او محسوب مي شود که رفع نياز فقير و کمک به زندگي او و خانواده او و ... مي باشد. با توجه به اين مقدمه در مورد هدف خداوند از خلقت انسان نيز بايد همين دو غايت را متناسب با وجود او در نظر داشت. هدف فاعلي در مورد خلقت خداوند به حب ذات او به ذات او بر مي گردد. زيرا او دوست دارد تجلي کمالات خود را در خلقت عالم بويژه انسان مشاهده کند. و از آنجائي که او کامل مطلق است تحليلهائي انساني نظير عشق به قدرت نمائي و يا شهرت و يا سرگرمي و ... در مورد او بي معنا مي شود. زيرا نيازهاي ذاتي انساني در وجود او راه ندارد. اما در کنار تحليل هدف فاعل (خداوند) از زاويه ديگر فعل او نيز هدف مند مي باشد، هدف اين فعل او رساندن انسان به سعادت و خوشبختي و کمال مي باشد.(2)
2.حقيقتا در خلق عالم هستي نقص و و خطا و اشتباه وجود ندارد، بلکه بسياري از مواردي که در نظر ما اشتباه و خطا و يا نقصان و کاستي به نظر مي رسد که چند دسته تقسيم مي شوند:
الف)يا حقيقتا اينگونه نيستند و بلکه حوادثي نسبي اند که در نگرش کلي نظام خلقت جايگاه صحيح و کامل و درستي دارند ،اگرچه در مقايسه با انسان و يا برخي افراد خطا و ضعف کاستي و شر محسوب گردند.
ب) و يا خطاو نقص و کاستي و ضعف هستند. لکن حقيقتا مربوط به اصل نظام خلقت نبوده، بلکه نتيجه انتخاب غلط و نادرست و سوء اختيار برخي موجودات مثل انسان ميباشد که داراي قدرت انتخاب مي باشند.(3)
ج) بخصوص در زندگي انسان بسياري از کاستي ها و ضعف ها و ناداريها به عنوان امتحان الهي لازمه و مقدمه اي است که باعث شکل گيري تلاش و حرکت و رشد و شکوفائي و درک بسياري از لذت ها و مقامات معنوي براي او مي شود (4)،و الا داشتن همه نيازها و برآورده بوده همه احتياجات به صورت مطلق بر فرض امکان نه تنها مطلوب نيست بلکه بسيار خسته کننده و کسل کننده مي باشد تا جائي که برخي افراد که به ندرت در جهان به خاطر داشتن ثروت فراوان و در عين حال به جهت فاصله گرفتن ازحقيقت حيات انساني و الهي خود به صورت کاذب احساس بي نيازي مطلق نمودند در نهايت به خودکشي به عنوان آخرين حادثه تجربه نشده روي مي آورند.
3. با توجه به بخش (ج) نکته قبل انسان به لحاظ خلقتي به همراه بسياري از اميال و گرايش هاي فطري و غريزي قدرتمند مثل گريش جنسي آفريده مي شود که اگر خودش به تنهائي و با نگرش دنيوي بخواهد به آنها پاسخ دهد قادر نخواهد بود و به انحراف کشيده خواهد شد و خودش به ضعف خودش معترف خواهد شد ولي اين ضعف ذاتا بد نيست. بلکه زمينه اي است که انسان به آموزه هاي وحياني که ضامن حيات و هدايت و سعادت ابدي او خواهد بود گرايش يابد و اشاره خداوند در قرآن کريم به ضعف انسان در همين زمينه مي باشد «يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً »؛«خدا ميخواهد كار را بر شما سبك كند و انسان، ضعيف آفريده شده (و در برابر طوفان غرايز، مقاومت او كم است) »(5).
4.با توجه به نکته 1 مشخص شد که هدف فعلي خداوند از خلقت انسان رساندن او به سعادت مي باشد و همانطور که اشاره شد لازمه رسيدن به چنين کمالي معرفي راه درست و غلط از جانب خداوند و انتخاب آگاهانه انسان مي باشد (6)، و البته با وجود اين قدرت انتخاب و از سوي ديگر وجود گرايش هاي نفساني قوي در انسان، لطف خداوند اقتضا مي نمايد كه ابزار هاي تشويقي و تنبيهي در مسير هدايت افراد به راه درست قرار دهد البته همانطور كه وعده به بهشت كسي را مجبور به انتخاب درست نمي كند تهديد به جهنم نيز كسي را مجبور به خوب بودن نمي كند. لذا فراوانند انسانهائي كه با علم به عقوبت كار خود باز هم به راه خطا و گناه مي روند.
5. عذابها و نقماتي كه در جهنم در مقابل برخي گناهان مطرح است و خداوند انسان را از آن بر حذر مي دارد حقيقتا تهديد نيست بلكه اخبار و گزارشي از حقيقت و باطن خود اعمال مي باشد(7)، در اين صورت اتفاقا عدم بيان آن ظلمي خواهد بود در حق انسان.
6. همانطور كه خداوند ملائك را كامل آفريد مي توانست انسان را هم به صورت كامل شده و دارنده بالفعل همه كمالات خلق نمايد. ولي در اين صورت ديگر خوب بودن فضيلتي محسوب نمي شد و دارنده آن مستحق هيچ پاداشي نبود.
7. مشخص است كه به انحراف رفتن و مبتلا به گناه شدن برخي افراد صرفا به خاطر نداري و كمبود نيست. بلكه ضعف ايمان و معرفت را هم بايد در كنار آن به عنوان عامل اصلي در نظر گرفت شاهد آن هم سلامت بسياري از افراد فقير در كنار آلودگي بسياري از افراد توانمند مي باشد .
8. اگر چه مي توان يكي از اهداف خلقت شيطان را امتحان انسان قلمداد نمود لكن حقيقتا شيطان قدرت ضعيفي نسبت به اراده و عزم انسان دارد و به تعبير قرآن « إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً »؛« همانا كه نقشه شيطان، (همانند قدرتش) ضعيف است. »(8) و لذا اگر چه در فلسفه خلقت شيطان و اينكه خداوند تا روز قيامت به او فرصت فريب انسان را داد مباحث زيادي مطرح است.(9) لكن با توجه به نقش ضعيف شيطان وجود او به عنوان يك دشمن هميشه آماده در كنار انسان خود نعمتي است براي انسان كه همواره خود را در معرض آزمايش بداند و از دشمن قوي تر كه همان نفس اماره او مي باشد غافل نشود .
9.هدف خداوند از امتحان انسان و قرار دادن او در معرض آزمايش كسب اطلاع از خوب يا بد بودن او نيست. زيرا او عالم الغيب است و نتيجه را قبل از آزمايش مي داند بلكه نتيجه آزمايش انسان مشخص نمودن قدرت نفس و جايگاه معنوي افراد و اطلاع آنها از جايگاه و توان خود مي باشد.
پي نوشت ها:
1. رك:محمد حسين طباطبايي،نهايه الحکمه ، المركز العالمي للدراسات الإسلامية ، قم . بي تا .مرحله هشتم، بحث علت غائي .
2. رك:http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2010/8/...
3. شوري (42) آيه 30.
4. بقره (2) آيه 155.
5. نساء (4) آيه 28.
6. انسان (76) آيه 3.
7. نساء (4) آيه 10.
8. نساء(4) آيه 76 .
9. آيت الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج6، ص 111، دارالكتب الاسلاميه، 1374ش.
پرسش 2:
يا مي گويند خدا گفت هر چه مي خواهي بخور غير گندم ، حضرت آدم گندم خورد پس خدا نارحت شد؟؟؟؟ و او انداخت به زمين تا نسلش در اذيت و بيچارگي باشند ؟؟؟؟؟ (بسيار مسخره است) که خداي مهربان و قدرتمند و بخشنده بخاطر يک اشتباه يا آفريده ضعيف ناراحت شده و بدتر از آن اينکه خداي اين عدالت است که پسري را به جرم پدر بيچاره کنند (عجب عدالت و مهرباني ) و نسلش بايد در عذاب باشد چون او يک اشتباه کرده پس کو آن خدا بخشنده و مهربان دورغين؟؟؟؟
پاسخ:
واقعا همانطور كه شما بيان فرموديد چنين تحليلي از هبوط حضرت آدم به زمين در اثر خوردن ميوه درخت ممنوعه ، مضحك است، زيرا اولا:علت نزول حضرت آدم همان خوردن ميوه ممنوعه مي باشد، نه انتقام گيري خداوند از او ؛ يعني نزول از مقامي كه داشت در واقع نتيجه طبيعي عمل حضرت آدم و خوردن از آن ميوه ممنوعه بود. ناراحتي خداوند به معناي انتقام گيري و شکنجه افراد با توجه به کمال ذاتي و غني مطلق او همخواني ندارد.(1)
ثانيا:نزول حضرت آدم (ع) از بهشت صرفا نزول مكاني نبود. بلكه تنزل مقامي بود و بر اساس روايات او اصلا در بهشت موعود نبوده است. چون اخراج از آن اتفاق نمي افتد، بلكه مراد از بهشت چيزي غير از بهشت موعود مي باشد که برخي از روايات آن را به بهشت برزخي تفسير نمودند و برخي نيز بهشتي زميني.(2) در هر صورت با توجه به آيات قرآن که خلقت انسان را از همان ابتدا و قبل از ايجاد او جهت استقرا او در زمين بيان مي کند. (3) حضور كنوني انسان بر روي زمين و آزمايشات و گرفتاريها و ... نتيجه خطاي حضرت آدم (ع) نيست. بلكه به هر ترتيب اين فرايند اراده خداوند بوده است که انسان براي رشد و تعالي و رسيدن به كمال و شکوفا نمودن استعداد ذاتي خود در معرض آزمايش قرار گيرد (4)، و اتفاقا وجود چنين مراحلي وقتي زمينه رشد انسان را فراهم مي كند نه تنها با عدالت خداوند منافاتي ندارد. بلكه خودش مصداق لطف و رحمت الهي است. البته باز هم اصل اين مطلب که فرزندي به خاطر خطاي پدرش و يا فرد ديگري بدون خواست خودش دچار سختي و رنج گردد که بسيار هم در اطراف ما اتفاق مي افتد. منافاتي با عدالت خداوند ندارد. زيرا سختي و رنجي که نصيب چنين فردي مي گردد با اراده مستقيم خداوند نبوده است. بلکه نتيجه سوء انتخاب فرد ديگري بوده است که در صورت تحقق ظلم در حق او، در نهايت يا در دنيا و يا در آخرت احقاق حق خواهد شد.
پي نوشت ها:
1. فاطر(35) آيه 19.
2. آيت الله مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج1، ص 187، دارالکتب الاسلاميه، 1374ش.
3. بقره (2) آيه 30.
4. بقره (2) آيه 155.
پرسش 3:
در اين دين خوردن فلان غذا حرام است و لذت حرام و نگاه کردن حرام و خوابيدن حرام است و هر چيزي که باعث شادي و و نشاط انسان است حرام اما گريه کردن خوب است و درد و غمگين بودن و تو سر و سينه زدن خوب است رفتن به قبرستان برکت است و هر چيزي که گريه و زاري و بدبختي و رخوت و ناراحتي است از نظر اين دين خوب و فضليت محسوب مي شود؟
پاسخ:
در مجموعه آموزه هاي ديني، تاکيد بر داشتن زندگي با نشاط و بهره مندي هر چه بهتر مؤمنين از لذتهاي مختلف زندگي هم به صورت کلي مورد تاکيد قرار گرفته است(1) و هم در احاديث، علاوه بر اين دستورات كلي در خصوص شادي و نشاط، دستورالعملهاي خاصي نيز براي حفظ و پرورش اين حالت ـ مانند پيادهروي، سواركاري، غوطهوري در آب، نگاه كردن به سبزهها، خوردن و نوشيدن، مسواك كردن، شوخي، خنده و ...(2)بيان شده است. و برخي موارد نيز در قرآن کريم مورد تاکيد قرار گرفته است. (3) همه اين موارد جداي از لذتهاي معنوي فراواني است که تاثيري به مراتب بيشتر در شادابي و نشاط و حيات انسان دارند. لذا اين تلقي شما نسبت به معارف دين واقعا بي انصافي است، و حتي مواردي نظير پرهيز از خوردن برخي از چيزها و حرمت نگاه به برخي از مناظر خاص و تشويق به رفتن به زيارت قبور گذشتگان و برپائي مجالس عزا و گريه بر مصيبتهاي اهل بيت را نيز اگر درست تحليل کنيم و به نتيجه و فلسفه چنين احکامي توجه شود مشخص مي گردد که نه تنها وجود چنين احکامي باعث رخوت و سستي و بدبختي افراد مؤمن نمي گردد، بلکه ضامن سلامتي و نشاط روحي و جسمي و معنوي بيشتر آنها نيز مي گردد، زيرا در منظر دين هيچ چيزي بر انسان حرام نشده است. مگر اينکه در خوردن و يا ارتکاب آن عمل و يا نگاه کردن به آن منظره و... ضرر ها و آسيبهاي قطعي براي جسم يا روح و يا هر دوي آنها وجود داشته است که مبتلا شدن به آن شايد لذت لحظه اي براي فرد فراهم نمايد ولي باتوجه به آسيبهاي طولاني مدت آن، شادي و لذت مداوم او را سلب مي نمايد. در اين زمينه مقالات جالبي نيز تدوين گشته که مطالعه آنها خالي از لطف نيست، رجوع فرمائيد:
http://akhlagh.porsemani.ir/node/98
http://www.mr-zanan.ir/Template1/News.aspx?NID=2348
http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=4929&...
پي نوشت ها:
1.علامه مجلسى، بحارالانوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ق، ج75، ص321.
2.شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، ج12، ص112، مؤسسه آل البيت (ع)قم، 1409 ق / محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج8، ص418، مؤسسه آل البيت (ع)قم، 1408ق و ... .
3.بقره (2) آيه 172و ... .
پرسش 4:
4- مي گوييد خدا عادل و مهربان و رحيم و بخشنده است فقط کافي به دور برمان نگاهي کنيم ببينم جاي آفرينش مسخره عدالت و مهرباني و رحيمي
و بخشندگي مي بينيد عده اي را اين قدر از مال و ثروت و منال و قدرت داده که نمي دانند با آن چکار کنند عده اي را اين فقير بي چيز کرد که نان شب ندارند ( عجب عدالتي ) اگر خدا مهربان و بخشنده و عادل است پس چرا به همه به اندازه نداده و چرا بايد يکي اينقدر فقير باشد يکي دارا ؟؟؟ چرا بايد برخي حسرت يک غذاي خوب در دلشان مانده باشد يکي هر روز بر روي رنگين ترين سفره ها بنشينند؟ چرا هر روز انسان هايي با حسرت و غم به ديگراني نگاه کنند که با بهترين ماشين و بهترين لباس ها و خانه ها را دارند و برخي هيچ ؟؟؟ چرا برخي براي نداشتن لباس مناسب بايد هر روز غم و اندوه بي احترامي ها و تحقيقرها را تحمل کنند و برخي دست دست لباس گران داشته باشند و با آن پز دهند؟
؟؟؟ چرا برخي جوان ها بخاطر نداشتن پول نتوانند ازدواج کنند و حسرت به دل ديگران راببيند ؟؟؟ چرا برخي را بي استعداد و برخي پر از استعداد آفريد ؟؟؟ چرا برخي را اينقدر زيبا و جذاب و دلربا و برخي را زشت و کوتاه و ناجور آفريد ؟؟؟؟ کجاي اين آفرينش مسخره عدالت است ؟؟؟ پس کو عدالت خداي مهربان ؟
پاسخ:
وجود همه اين تبعيضها و تفاوتها با عدالت خداوند منافاتي ندارد. زيرا اولا غالب تبعيض هائي که اشاره فرموديد ناشي از عملکرد انتخابي و اختياري افراد مي باشد و مثلا به خاطر ظلمي است که از ناحيه افراد فرصت طلب و زورگو و بي مبالات رخ مي دهد که از قدرت انتخاب و اختياري که خداوند به همه انسانها عطا نمود تا در جهت رشد و سعادت خود از آن بهره ببرند سوء استفاده نمودند و از آن در جهت استثمار و ظلم در حق ديگران بهره بردند، و روشن است که سوء اختيار اين افراد را نبايد به پاي خداوند گذاشت، در عين حال بسياري از اين تفاوتها مثل تفاوت در بهره هوشي و استعدادهاي ذاتي و يا زيبائي و زشتي چهره افراد که خودشان در شکل گيري آن نقشي ندارند. لازمه حيات دنيوي است که بر اساس قوانين علي و معلولي به صورت متفاوت نصيب افراد مي گردد، ولي با چند نکته در همين موارد نيز بي عدالتي از ناحيه خداوند بوجود نخواهد آمد زيرا :
الف)عالم خلاصه در اين حيات دنيوي نمي باشد و بايد براي مقايسه شرايط و امکانات افراد، سرنوشت آنها را در مجموع هر دو عالم در نظر داشت.(1)
ب)در اين عالم اعمال و رفتار هر کس متناسب با همان امکانات و استعدادها و ظرفيتهائي که در دنيا از آن بهره برده است مورد محاسبه و تکليف و درخواست خداوند قرار مي گيرد. (2)
ج)در نهايت نتيجه و پاداش الهي، متناسب با محروميتها و نادارائي ها، بيشتر نصيب افرادي مي شود که سعي و تلاش و حرکت بيشتري داشته اند(3). لذا تمام تفاوتها و تبعيض ها در نهايت در ترازوي عدل الهي جبران مي شود.
پي نوشت ها:
1. انعام(6) آيه 32.
2. بقره(2) آيه 286.
3. نجم(53) آيه 39.
پرسش 5:
5- کجاست اين خداي مهربان و بخشنده و عادل تا ببيند آمريکا و اسراييل و اروپاي ضد دين و ضد خدا، ايران اسلامي و ديندار و خدا دوست و خدا محور را که هر روز شب بخواست خدا نماز مي خوانند و عبادت و بندگي و روزه مي روند و تا آنجا که امکان دارد و تمام مسايلي که خدا دوست دارد انجام مي دهند را کرده تو قوطي و هر روز آنها قوي تر و بهتر و زندگي و زبياتري دارند و ما بيچاره تر و ضعيف تر و خراب تر مي شويم آخر کجاست اين خدا ي تواناي و عادل و بزرگ و مهربان ؟؟؟؟؟ چرا جلوي اين ضد خدايان را نمي گيرد ؟؟؟؟ چرا هر روز بندگان خود را اينچنين در فشار بدبختي مي گذارد؟؟؟؟ کجاييند اين مصئومين تا جلوي اين فشارها را بگيرند ؟؟؟ مگر خدا نمي بيند که آنها که سر تسليم به آستانش گذاشته اند چگونه در رنج عذاب هستند ؟؟؟؟؟
مگر خدا نغوذ بالله کر است و کور که نمي بيند اين بي دينان و که هر فساد و فحشاء و دزدي و ربا و گناهي را انجام مي دهند چه مي کنند؟؟؟؟ کجاست اين خداي مهربان و انسان دوست بنده نواز تا بداد ما برسد؟؟؟؟ هر روز در هر نماز و مسجدي دستهايي را مي بينم که با چشمان اشکبار از اين خداي مهربان و بنده نواز؟؟؟؟ طلب نجات و گشادي رزق و روزي و کنده شدن شر آمريکا و اسراييل و غيره مي کنند و هر روز بلعکس آن برسرشان مي آيد؟؟؟؟ من نمي دانم اين خداي مهربان و عادل آيا افرادي را که بخاطر او اينچنين توهين و تهمت و تحقير تحمل مي کنند و درگاهش دعا مي کند چرا در نمي يابد من نمي دانم اين خدا کجايش عادل و مهربان و بزرگ است خواهشا جوابي دهيد که که توجيه و گزافه گويي نباشد بلکه دليلي منطقي و درست براي اين آفرينش مسخره و عملکرد ضعيف خدا باشد جوابي که عدالت را توجيه نکند بلکه عدالت را براي من و خيلي ديگران نشان دهد
پاسخ:
البته در مورد وضعيت کشورهاي اسلامي و کشورهاي بي دين و يا غير اسلامي مطلب به نحوي که شما مطرح مي نمائيد کليت ندارد؛ لذا همانطور که در بسياري از کشورهاي اسلامي در مقايسه با ساير کشورهاي جهان رفاه نسبي وجود دارد، اتفاقا در بسياري از کشورهاي بي دين و غير مسلمان نيز وضعيت معيشتي و اقتصادي بسيار بدي حاکم مي باشد. ولي بر فرض پذيرش کلام شما در مورد روندي که به صورت عادي بر جهان کنوني حاکم گشته است. لازم به ذکر است که در وضعيت نامطلوب بسياري از جوامع اسلامي و عدم نصرت الهي در حق برخي از آنها نيز خداوند متعال مقصر نيست. زيرا او قوانين حاکم بر اين جهان را از ابتدا تدوين و بيان نموده است و اراده او فقط از مجراي همين قوانين اجرائي مي شود؛ کليدي ترين قانون اجتماعي که در قرآن تبيين شده است اين است که براي نجات يک جامعه تا زماني که خود افراد به ذلت و خواري که در آن قرار دارند راضي هستند و عملا هيچ گونه حرکتي در جهت اصلاح رفتار و منش و کردار خود ايجاد نمي کنند خداوند متعال نيز تغييري در وضعيت آنها ايجاد نخواهد کرد. «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »؛« خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمىدهد. مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند!»(1) و در جايي ديگر بيان مي نمايد که ريشه بسياري از مشکلات و بد بختي ها همان رفتار ناشايست خود مسلمين مي باشد (2) البته نمي توان تاثير ظلم و استبداد و ايستادگي نظام کفر در مقابل پيشرفت کشورهاي اسلامي و تسليم برخي از سران وابسته اين کشورها در مقابل زورگوئي آنها را پديد آمدن اين شرايط در کشورهاي اسلامي ناديده گرفت؛ اما در مورد وضعيت کفار و مشرکين و بهره مندي هر چه بهتر آنها از نعمتهاي دنيوي نيز همين قانون بالا حاکميت دارد. زيرا اگر چه خداوند راه درست را از طريق عقل و انبياء به همه نشان داده است. (3) ولي اگر کسي در نهايت رسيدن به منافع دنيوي را انتخاب نمايد و براي رسيدن به آن تلاش کند. طبق همين قانون الهي خداوند خواسته او را برآورده مي نمايد. اگر چه عابت آن را نيز بيان مي کند:«مَّن كاَنَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَئهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا» يعني «آن كس كه (تنها) زندگى زودگذر (دنيا) را مىطلبد، آن مقدار از آن را كه بخواهيم- و به هر كس اراده كنيم- مىدهيم. سپس دوزخ را براى او قرار خواهيم داد، كه در آتش سوزانش مىسوزد در حالى كه نكوهيده و رانده (درگاه خدا) است.» ؛«وَ مَنْ أَرَادَ الاَْخِرَةَ وَ سَعَى لهََا سَعْيَهَا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا» ؛«و آن كس كه سراى آخرت را بطلبد، و براى آن سعى و كوشش كند- در حالى كه ايمان داشته باشد- سعى و تلاش او، (از سوى خدا) پاداش داده خواهد شد. »كلاًُّ نُّمِدُّ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَ مَا كاَنَ عَطَاءُ رَبِّكَ محَْظُورًا»؛«هر يك از اين دو گروه را از عطاى پروردگارت، بهره و كمك مىدهيم و عطاى پروردگارت هرگز (از كسى) منع نشده است.» (4) البته همانطور که در اين آيات گذشته روشن است اين سنت الهي به معناي تاييد و رضايت بر عملکرد ظالمان نمي باشد، و آنها هم در دنيا و هم در آخرت عقوبت ظلم خود را خواهند ديد و در واقع نعمتهاي فراوان الهي در حق آنها مقدمه اي است براي استدراج و نزول و سقوط تدريجي آنها و در نهايت گرفتار شدن در عذاب دردناک الهي (5). در عين حال خداوند از نصرت و ياري مؤمنين کوتاهي نکرده است و هر گاه که اندک تلاشي از سوي جوامعي صورت گرفته است نصرت و ياري خداوند خود را به خوبي نشان داده است، به عنوان نمونه مي توان به کشور خودمان اشاره نمود که در برهه هاي مختلف نظير شکل گيري انقلاب و جنگ تحميلي و مواجه شدن با تحريمهاي فراوان و بسياري ديگر از مشکلات و توطئه ها از سوي جهان کفر باز هم با سربلندي قله هاي عزت و افتخار علمي و فرهنگي جهان را با همه سختي ها طي نموده است. آيا دليلي روشن تر اين واقعيت عيني مي خواهيد.
پي نوشتها:
1. رعد (13) آيه 11.
2. شوري (42) آيه 30.
3. انسان(76) آيه 3.
4. اسراء(17) آيه 18 الي 20.
5. اسراء(17) آيه 16.






