سلام
در پرسش های قبلی دیدم که به افراد مبتلا به خودارضایی پیشنهاد میکنید ازدواج کنند . من میخواهم ازدواج کنم ولی نگران عوارض این بیماری هستم مثل انزال زودرس و ... . آیا باید این بیماری ها را به طرف مقابل بگویم ؟آیا این که طرف اطلاع نداشته باشد خیانت نیست ؟ اگر خدای ناکرده مقطوع النسل شده باشم چه؟
به خصوص که من یک فرد مذهبی هستم و دختران مذهبی را برای ازدواج انتخاب میکنم . میترسم که اگر بعد از ازدواج متوجه شود چه می شود .
آیا اساسا این نگرانی ن صحیح است ؟ لطفا من را از نگرانی نجات دهید
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
اگر چه خودارضایی می تواند منجر به برخی آسیب های جسمی و روانی از جمله زودانزالی گردد. اساساً يكي از مهم ترين علل زودانزالي، خود ارضايي محسوب می گردد. اما باید توجه داشت که معمولاً با ترک کامل خودارضایی و به کارگیری برخی از راهکارهای درمانی، می توان انزال زودرس و بسیاری دیگر از آسیب های خودارضایی را به طور کامل درمان کرد. این گونه نیست که زودانزالی اصلاً درمانی نداشته باشد. امروزه با پیشرفت علوم مختلف خصوصاً علوم پزشکی و روانشناسی، تکنیک های روانشناختی گوناگون و حتی در موارد حاد، درمان های دارویی برای درمان زودانزالی و دیگر آسیب های خودارضایی وجود دارد.
در مورد ارتباط خودارضایی با ناباروری و عقیمی، هنوز هیچ تحقیق علمی ثابت شده ای از سوی نهاد های علمی معتبر در این زمینه منتشر نشده است. مطالب پراکنده ای که در برخی کتاب ها و مقالات وجود دارد در حد یک احتمال، قابل توجه است. مثلاً گفته می شود که بدن انسان روزانه چند صد اسپرم تولید می کند، هر اسپرم برای این که قابلیت باور شدن را داشته باشد حداقل باید یکی دوماه در بیضه ها به رشد و نمو خود ادامه دهد تا قابلیت باروری را داشته باشند؛ افرادی که به خودارضایی شدید و مکرر گرفتارند و با این کار روزانه اسپرم های زیادی را از بدن خود خارج می کنند، در حقیقت جلو باور شدن اسپرم ها را می گیرند و اسپرم های که آنها از خود دفع می کنند به نوعی اسپرم های ناقص تلقی می گردد که قابلیت باروری را ندارند. حال اگر این روند ادامه پیدا کند و توقف نیابد، بدن انسان ممکن است به این شیوه عادت کند و قابلیت باروری را از دست بدهد به همین خاطر به همه مبتلایان به خودارضایی اکیداً توصیه می شود که تا دیر نشده با استفاده از راهکارهایی جلو خودارضایی خود را بگیرند تا از آسیب های آن در امان بمانند. همان گونه که گفته شد این گونه دلایل در حد یک احتمال قابل بررسی است. بنابراین ما هرگز نمی توانیم به ضرس قاطع بگوییم که فردی که مبتلا به خودارضایی بوده است حتماً در آینده عقیم خواهد بود. مگر این که آزمایشات پزشکی آن را به اثبات رسانیده باشد. در مورد شما نیز این چنین است تا از ناباروری و عقیمی خود مطمئن نگردید، نمی توانید پیشاپیش به خودتان این گونه برچسبی بزنید و آن را با دختری که قصد ازدواج با او را دارید در میان بگذارید.
به طور کلی کسانی که مدتی مبتلا به خودارضایی بوده و گرفتار آسیب های آن بودند، بعد از ترک کامل، به تدریج عوارض آن از بین رفته و آسیب ها بهبود یافته است. بنابراین تا از ناباروری و عقیمی خود مطمئن نشوید و از درمان آن هم ناامید نشوید، شرعاً و اخلاقاً مجاز به خودافشایی نیستید. این گونه خودافشایی ها ضمن این که به نوعی اقرار به گناهان گذشته است، احتمال آبروریزی و سوء برداشت وجود دارد، بنابراین حفظ آبرو و کرامت مؤمن اقتضا می کند که شما از گذشته و علت اصلی مشکل خود سخنی به میان نیاورید. از طرف دیگر، مسائل مربوط به ناباروری معمولاً بعد از ازدواج و یا با انجام آزمایشات تخصصی معلوم می گردد، بنابراین پیش از ازدواج نمی توان به آن پی برد مگر این که آزمایشات پزشکی آن را نشان دهد. البته اگر بر فرض این که همه پزشکان ناباروری شما را تأیید کردند و نیز اثبات کردند که بر اثر خودارضایی بوده است و درمان پذیر هم نمی باشد در این صورت، تنها می توانید به عقیمی خود اشاره کنید بدون این که علت واقعی آن را بیان کنید.
به هر حال، تا آسیب های خودارضایی به اثبات نرسد و درمان های مختلف نیز آن را برطرف نسازد، نگفتن این گونه مسائل، مصداق خیانت به حساب نمی آید بلکه چه بسا گفتن آن مشکلات بسیاری را ایجاد می کند. پس توصیه می شود فکر و ذهن تان را از این امور خیالی و وهمی خالی کنید و با ترک کامل خودارضایی به آینده ای روشن بیندیشید.






