با عرض سلام
من 3 تا سئوال دارم
1-ترتیب قرآن چگونه شکل گرفته بطور مثال اولین سوره ای که بر پیامبر نازل شد سوره علق بود ولی چرا در جزء سی ام آمده و همچنین ترتیب آیه ها. آیا این ترتیب بر چه اساسی بوده
یا اینکه خداوند قرآن را کامل بر پیامبر نازل کرده است.
2-خداوند چرا آدمهای حسود و چشم زن را آفریده منظورم اینه که ما باید از چنین آدمهایی دوری کنیم آدمی که چشم میزنه دست خودش نیست و چرا خداوند در این مورد با بنده هاش فرق گذاشته و این با عدالت خدا منافات داره.
3-چرا در سوره کهف تعداد روزهای که اصحاب کهف خوابیدند را دقیق نگفته. مگه قرآن کلام خدا نیست چرا خدا در قرآن شبهه ایجاد میکند.
پرسش: سئوال من در مورد نزول قرآن-حسادت و خواب اصحاب کهف
شرح : با عرض سلام من 3 تا سئوال دارم 1-ترتیب قرآن چگونه شکل گرفته بطور مثال اولین سوره ای که بر پیامبر نازل شد سوره علق بود ولی چرا در جزء سی ام آمده و همچنین ترتیب آیه ها. آیا این ترتیب بر چه اساسی بوده یا اینکه خداوند قرآن را کامل بر پیامبر نازل کرده است؟
پاسخ:
ترتیب آیات غالبا همان ترتیب نزول است جز تعداد محدودی آیه که وقتی نازل شدند، رسول خدا دستور داد آنها را در فلان جایگاه قرار دهید(1) از این رو قریب به اتفاق عالمان شیعه و سنی ترتیب همه آیات را طبق دستور رسول الله می دانند و فقط بعضی از عالمان شیعه ترتیب بعضی از آیات ( تعداد بسیار محدودی) را مطابق اجتهاد صحابه می شمارند.(2)
در مورد ترتیب سوره ها هم غالب عالمان بر این نظرند که این ترتیب هم طبق دستور شخص پیامبر است (3).
قرآن به صورت مکتوب نازل نشده بلکه آیات بر قلب پیامبر نازل شده و رسول خدا آنها را بر مردم تلاوت کرده و جایگاه آیات و سوره ها را شخصا معین نموده و به همین اعتبار در خود قرآن و در کلام پیامبر از آن به عنوان "کتاب" یاد شده و سوره حمد "فاتحه الکتاب" خوانده شده است.
بنا بر این قرآن در زمان خود پیامبر این شکل کلی را یافت. البته این نظم و نظام در بیانات پیامبر بود. ولی تا آخر عمر پیامبر قرآن به صورت یک کتاب بین دو جلد ارائه نشد. زیرا تا اواخر عمر ایشان باب وحی باز بود و به همین جهت پیامبر به امام علی دستور داد قرآن را طبق دستورات ایشان تنظیم کند و با شرح و تفسیر و بیان، ارائه کند که حاصل زحمات امام قبول نشد و مدت کمی بعد افرادی برای انجام این کار تعیین شدند و قرآن را طبق دستور ها و رهنمود های پیامبر تنظیم و ارائه کردند و زمان عثمان همین قرآن در چند نسخه تکثیر شد و مصحف های شخصی جمع آوری و معدوم شد تا اختلاف حاصل نشود.
پی نوشت ها:
1. تاریخ جمع قرآن کریم، جلالی نائینی، ص124؛ پژوهشی در تاریخ قرآن، حجتی کرمانی، ص66.
2.پژوهشی در تاریخ قرآن، ص69.
3. پژوهشی در تاریخ قرآن، ص87؛ تاریخ جمع قرآن کریم، ص153.
پرسش: . 2-خداوند چرا آدمهای حسود و چشم زن را آفریده منظورم اینه که ما باید از چنین آدمهایی دوری کنیم آدمی که چشم میزنه دست خودش نیست و چرا خداوند در این مورد با بنده هاش فرق گذاشته و این با عدالت خدا منافات داره؟
پاسخ:
سعي مي شود پاسخ شما در چند محور ارائه گردد:
1. مهمترين عامل چشم زخم كه در رواياتي به آن اشاره شده است مساله حسادت دروني و زياده خواهي افراد است.(1) يعني افراد به جهت حسادت دروني، نيرويي منفي از چشم او ساطع مي شود كه سبب زيانهايي به طرف مقابل مي گردد.(2) اما نكته اينجاست كه تحقق اين عامل مهم به دست خود فرد و در اختيار انسان است.
2. در مورد چنين انسانهايي و دليل خداوند در آفرينش آنها بايد گفت: تدبير و قدرت خداوند با وجود چنين نيروئي در برخي از انسان ها منافاتي ندارد، زيرا خداوند متعال اين عالم را از روي قدرت و حكمت خود خلق نمود و نظم بخشيد، لازمه اين نظم حاكميت قانوني مستحكم و ثابت بر اين عالم مي باشد كه از آن به قانون عليت نام برده مي شود و بر اساس آن هر اتفاقي در عالم مي افتد، فقط از طريق محقق شدن علت آن اتفاق مي افتد و از طرف ديگر هر اتفاقي با محقق شدن علت آن رخ مي دهد و حتي خداوند متعال نيز هر گاه اراده كند اتفاقي در عالم رخ دهد از طريق محقق نمودن اسباب و علل آن چنين كاري را انجام مي دهد و قانون و نظم حاكم بر عالم را كه خود ايجاد نموده است نقض نمي كند.
در اين بين هم به جهت اختيار و انتخابي كه به انسان داده است و هم به خاطر تزاحم برخي از اين علل عادي با يكديگر شرايط نامطلوبي نظير شور چشمي در يك فرد به وجود مي آيد كه البته ممكن است در يك فرد نيز بدون هيچ اختياري چنين حالتي ايجاد شود و مايه امتحان خود او و يا ديگران قرار گيرد. ولي به هر حال وجود چنين قدرتي در برخي از افراد خارج از نظام حكيمانه و قدرت خداوند نمي باشد و اتفاقا خود نمادي از قدرت خداوند است كه در برخي از افراد به هر دليلي چنين تاثيري داده و از طرف ديگر از طريق ايمان و اعتقاد قلبي به ديگران قدرت خنثي سازي آن راعطا نموده است و اگر هم بر فرض از ناحیه یک انسان شور چشم آسیبی به کسی برسد، لزومی ندارد که خداوند مانع چنین اتفاقی شود؛ زیرا اگر فرد شور چشم تعمدا به دیگران آسیب برساند، همانند کسی است که با اسلحه ای که دارد به صورت پنهانی به دیگران شلیک کند و آسیب برساند؛ اگر چه قطعا برای چنین کاری در پیشگاه الهی مؤاخذه خواهد شد. اما طبق همان قانون علیت که اول کلام بیان شد و هم طبق اختیار ذاتی که خداوند به انسان عطا نموده است، لازمه چنین عالمی و چنین اختیاری این است که خداوند عملا مانع تحقق انتخاب افراد نشود و الا اختیار منتفی می شود و اگر هم فردی به صورت ناخواسته چنین آسیبی را به کسی برساند هم قابل درمان است و هم قابل پیشگیری که خداوند طریق آن را بیان کرده است. لذا همانطور كه خداوند چنين تاثيراتي مثل شور چشمي را در برخي افراد قرار داده و يا توان و ظرفيت كسب برخي از توانائي هاي غير عادي ديگر نظير سحر و جادو و ... را به انسان داده از آن طرف نيز ساير بندگان خود را بي پناه رها نكرده است و تدبير و حكمت و قدرت خداوند بر همه اين توانائي هاي محدود مسلط و حاكم است و اگر چه قدرت تاثير اين موارد در زندگي انسان غالبا ناچيز مي باشد، اما در عين حال اگر اثري هم در آن ها باشد تحت اراده خداوند مي باشد.
نتيجه اينكه اگر چه اين نيرو مخلوق خدا است و خارج از حكمت او نيست و نيز در افرادي قوي تر است، اما بايد گفت كه كنترل آن نيز به اختيار و انتخاب فرد است و خود مي تواند جلوي تاثير آن را بگيرد.
3. در آخر اشاره به اين نكته لازم است كه چشم زخم با آنكه واقعیت دارد و جای انکار نیست، اما گاهی انسان تصور می کند که اتفاق مورد نظر بر اثر چشم زخم است، در حالی که این مسئله تنها یک اتفاق بوده و ارتباطی با چشم زخم ندارد. اما برای برخی موارد خاص و امکان تاثیر پذیری از آن هم راهکارهایی مطرح شده و دفع آن در اختيار ما است مانند :
1- تکرار جمله " ما شاءالله لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم "
از امام صادق(ع) روایت شده است که:
"چشم [زخم] حق است و تو از خودت در امان نیستی، نیز نسبت به دیگران از خودت، اگر در این مورد ترسیدی بگو: ما شاءالله [لا حول و] لا قوّة إلاّ بالله العلیّ العظیم،(3) این جمله سه بار ادا شود".
2- دعا کردن فرد مقابل. امام صادق(ع) فرمود: "اگر از چیزی نسبت به برادر مؤمنت تعجب کردی، در حق او دعا کن. زیرا چشم زخم حق است".(4)
در مورد رذائل اخلاقی در انسان ها هم مهم اصلاح این امور و آزمایش انسان به این امر است مثلا در مورد حسادت دوری از این امر نسبت به دیگران، قانع بودن به نعمت الهی هر چند ناچیز و اندک باشد،راهکارهایی در رفع این حالت است.
به هرحال انسان باید بداند که بسیاری از نعمت های الهی آزمایش انسان ها است، پس اگر نعمتی در دست کسی دید، نشان لطف خداوند یا سعادت او نداند . چه بسا این نعمت به خاطر انجام ندادن شکر آن، عذاب دردناکی در آخرت برای او فراهم اورد. توجه به این امور خود راهکارهایی برای رهایی از این صفات رذیله است .
پی نوشت ها:
1. علامه طباطبایى، سيدمحمدحسين، ترجمه تفسیر المیزان، سيدمحمد باقر موسوي همداني، جامعه مدرسين، قم، 1374ش، ج20، ص68.
2. كمره اي، محمدباقر، آسمان و جهان، انتشارات اسلاميه، تهران، 1353ش، ج7 ص28 به بعد.
3. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق، ج 60، ص 26، حدیث 23.
4. همان، ص 25، حدیث 19.
پرسش: چرا در سوره کهف تعداد روزهای که اصحاب کهف خوابیدند را دقیق نگفته. مگه قرآن کلام خدا نیست چرا خدا در قرآن شبهه ایجاد می کند.
پاسخ:
«وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً »(1)
آنها در غار خود سيصد سال درنگ كردند، و نه سال نيز بر آن افزودند.
بگو خداوند از مدت توقفشان آگاهتر است، غيب آسمانها و زمين از آن او است راستى چه بينا و چه شنوا است؟ آنها هيچ ولى و سرپرستى جز او ندارند، و هيچكس در حكم او شريك نيست.
خواب اصحاب كهف يك خواب بسيار طولانى بود، اين موضوع حس كنجكاوى هر شنوندهاى را برمىانگيزد و مىخواهد دقيقا بداند آنها چند سال در اين خواب طولانى بودهاند؟
در آيات فوق شنونده را از ترديد بيرون مىآورد و مىگويد:" آنها در غار خود سيصد سال درنگ كردند و نه سال نيز بر آن افزودند"
بنا بر اين مجموع مدت توقف و خواب آنها در غار سيصد و نه سال بود.
جمعى معتقدند اين تعبير كه بجاى 309 سال، فرموده است 300 سال و نه سال بر آن افزودند، اشاره به تفاوت سالهاى شمسى و قمرى است. چرا كه آنها به حساب سالهاى شمسى سيصد سال توقف كردند، و با محاسبه سالهاى قمرى سيصد و نه سال.
تفاوت سالهاى شمسى و قمرى تقريبا يازده روز است، كه اگر آن را در سيصد ضرب كنيم و سپس بر عدد روزهاى سال قمرى كه 354 روز است تقسيم كنيم. نتيجه آن همان عدد نه مىشود (البته در اينجا كسر مختصرى مي ماند كه چون كمتر از يك سال است قابل محاسبه نيست).(2)
روایتی از امام علی (ع) نیز این مطلب را تایید می کند:
« روي أن يهوديا سأل علي بن أبي طالب (ع) عن مدة لبثهم فأخبر بما في القرآن فقال أنا نجد في كتابنا ثلاثمائة فقال (ع) ذاك بسني الشمس و هذا بسني القمر»(3)
در روايت است كه مردى يهودى از على (ع) در باره مدت درنگ اصحاب كهف، در غار سؤال كرد. على (ع) مطلبى را كه در قرآن كريم بود، برايش بيان كرد. و گفت: در كتاب ما سيصد سال آمده است. فرمود: آنچه در كتاب شماست، از روى سالهاى شمسى است و آنچه در كتاب ماست، از روى سالهاى قمرى است.
بنابراین خداوند در این آیات مدت خواب اصحاب کهف را دقيق بیان کرده است و شبهه ای ایجاد نشده است.
پی نوشت ها:
1. کهف(18)آیه25و26.
2. مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، انتشارات اسلامیه، ج12، ص 392.
3. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، انتشارات ناصر خسرو، ج6، ص716.






