سوال اول : براي داشتن يك درخت سيب بايد مراحلي طي شود
- كندن زمين
- خريدن و قرار دادن هسته سيب
- پوشاندن هسته در چاله با خاك
- آب دادن
- مواظبت كردن تا رشد كرده و به مرحله نهال برسد
- حرص كردن و نور آفتاب و آبياري و ... تا خوب رشد كند
و به من سيب بدهد
الف - آيا اين درخت سيب را خداوند متعال به من نعمت داده است؟
پس چرا به برادرم نعمت درخت سيب داشتن را نداد ؟ در حالي كه او هم دلش مي خواست درخت سيب داشته باشد
ماجرا يا كراماتي كه از بعضي اولياء الهي در كتاب ها ديده مي شود كمي با اين قضيه سيب جور در نمي آيد مثلا اينكه از شيخ جعفر مجتهدي نقل مي كنند كه 18 هزار تومان پول لازم داشتم در منزل نشسته بودم با خود گفتم تفالي به حافظ بزنم تا ديوان حافظ را باز كردم 1 هزار تومان پول بود صفحات را باز كردم و در بين هر صفحه 1 هزار تومان پول بود و 18 هزار از داخل ديوان برداشتم و ...
غرض از نقل اين قضيه در اينجا علت و سبب چه مي شود ؟
اگر خداوند 18 هزار او را در داخل ديوان برايش مي رساند آيا براي من هم در درون باغچه ام يا باغ ام درخت سيب هم مي تواند ايجاد كند .آيا داشتن اين فكر از سفاهت است ؟ به نظر شما خداوند درخت سيب براي من در باغ ام ايجاد مي كند ؟ يا جزو محالات است ؟ اين قضيه را براي بنده شرح دهيد.

ب- فارغ از قسمتهاي قبلي سوال از كدام مرحله در كاشت اين هسته سيب بايد از خدا كمك خواست تا سيب ما به شكوفايي برسد؟

سوال دوم: كسي در منزل نشسته هست و به خداوند مي گويد خدايا يراي من يك كار خوب و پول دارو آبرومند برسان. و از خانه بيرون نمي رود فقط از خدا مي خواهد . آيا چنين كسي صاحب آن كار مي شود؟
يا حتما بايد برود در آزمون هاي استخدامي شركت كند و ...؟
اگر بخواهيم دعا كنيم چگونه ايد دعا كنيم ؟
بايد بگوييم خدايا زمينه هاي داشتن كار را برايم فراهم كن؟
يا مرا در اين آزمون قبول كن؟ يا چي؟
يا متوسل شويم به آدم هايي (پارتي هايي )كه مي توانند مرا به راحتي به يك كار خوب برسانند؟
لطفا اين قضيه را براي من باز كنيد.

سوال سوم : وقتي كسي مريض مي شود آيا سفاهت است كه از همان اول متوسل شويم به ائمه عليه السلام يا خداوند متعال و به دكتر نرويم؟
اين درست است كه مي گويند دوا از دكتر و شفا از خداوند متعال؟
پس چگونه هست كه 50 سال پيش آيت الله نخودكي با 3 حبه تبات مريض كه بيماري ديابت يا قند داشته را درمان مي كرد؟ در حالي كه هنوز هم از درمان آن عاجزند.
يا اينها در اشخاص فرق مي كند؟

با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به سوال شما ذكر نكاتي لازم است.
الف - بله اين درخت را خداوند متعال به شما نعمت داده است و تمام كارهائي كه شما براي رشد آن انجام مي دهيد جزو معدات براي رشد سيب به حساب مي آيد نه علت. علت ايجادي و وجود دهنده تنها و تنها خداي متعال است(1)،‌ بنابراين است كه گفته مي شود« لاموثر في الوجود الاالله » هيچ موثر در وجودي غير از خداي متعال نيست.(2)
برادر شما اگر از اين نعمت برخوردار نمي شود به خاطر اين است كه زمينه دريافت اين نعمت را فراهم نكرده است و مانند شما به كاشتن، آب دادن و هرس كردن و ضد آفت زدن و مراقبت هاي ديگر ، نپرداخته است بنابراين از داشتن معلول آن كارها ( يعني داشتن درخت سيب ) نيز بي بهره خواهد بود.
پس خداي متعال به كسي نعمتي را مي دهد كه از طريق اسباب آن اقدام كرده و زمينه هاي دريافت آن را ايجاد كرده باشد. در همين راستا است كه در روايت مي فرمايد « َ أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً وَ جَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ ...» " خدا خوددارى و امتناع فرموده كه كارها را بدون اسباب فراهم آورد پس براى هر چيزى سبب و وسيله‏اى قرار داد و براى هر سبب شرح و گشايشى مقرر داشت و براى هر شرحى نشانه‏اى [دانشى‏] گذاشت و براى هر نشانه درى گويا نهاد، عارف حقيقى كسى است كه اين در را شناخت و نادان حقيقى كسى است كه باين در نادان گشت... " (3)
بنابراين اگر چه خدا قادر است كه امور جهان را بدون علل و اسباب فراهم آورد، چنانچه گاهى عيسى را بدون پدر ايجاد مى‏كند و آتش را بدون اسباب معمولى بر ابراهيم سرد و سلامت مى‏نمايد ولى بطور عموم و كلى عادتش بر اين جارى گشته كه امور جهان را با وسائل و اسبابى مخصوص جريان دهد و فراهم آورد.
ب -
آنچه كه در كرامات اولياء و معجزات انبياء عليهم السلام سراغ داريم ،(البته بنابر اثبات صحت و وقوع آنها ، چرا كه برخي از مواردي كه شما به عنوان مثال از آقاي مجتهدي و نخودكي اصفهاني ذكر كرده ايد اثبات نشده و قابل قبول نمي باشند) مخالف اين قانون عمومي نيست. بلكه در حقيقت استفاده كردن از اسباب و عوامل و معداتي است كه عموم مردم از آنها بي اطلاع هستند و يا از دسترس آنها خارج است. اگر فردي دعائي مي كند و به خاطر مستجاب الدعوه بودن، دعايش مستجاب مي شود و كاري را محقق مي سازد، به اين معني نيست كه از هيچ عامل و سببي در رسيدن به مقصود استفاده نكرده است، بلكه او از عاملي ديگر يعني دعا درجايگاه خودش استفاده كرده است. بله ممكن است بگوئيم كه دعا ابزار عمومي و همه گاني در اينگونه قضايا نيست. ولي بايد اين را بدانيم كه دعا در شرائط خاص و در افراد خاص ، اثرات خودش را دارد و نبايد اين اثر بخشي را ناديده بگيريم.
سبب و ابزار عمومي شفا گرفتن، مراجعه به پزشك و طبيب و استفاده كردن از داروهائي كه او براي مريض تجويز مي كند، لكن ممكن است در برخي موارد ( البته كاملا استثنائي و نه عمومي ) در شرائطي خاص به دعاي نبي يا ولي اللهي مرض مريض شفا پيدا كند و همين دعا مجراي جريان اراده الهي براي شفاي مريض باشد. در اين جا نبايد بگوئيم بي سبب اين مريض شفا پيدا كرد، بلكه بايد بگوئيم سببي خاص يعني دعا، جايگزين سببي عام يعني مراجعه به پزشك و استفاده از دارو، شده است.
ج - اگر كسي مريض شد و خواست شفا بگيرد و يا بيكار بود و خواست كاري پيدا كند و يا خواستار باغي از انگور بود و يا هر خواسته ديگري داشت، وظيفه اوليه او استفاده از اسباب عمومي و همگاني و عادي است كه در بين انسانها عموميت دارد و همه با آنها آشنا هستند. مريض بايد به دكتر مراجعه كند، بيكار بايد دنبال شغل باشد و در اين جهت تلاش كند، كشاورز بايد كشاورزي كند و .... . در برخي موارد استثنائي بله ممكن است بدون اين اقدامات و با استفاده از ابزار خاص و غير عمومي هر كدام از اين امور حاصل شود. ولي همانطور كه گفته شد. چون اين ابزار غير عمومي هستند، اين موارد كاملا استثنائي خواهد بود.
براي مطالعه بيشتر مراجعه كنيد به:
1- مرتضي مطهري، جهان بيني توحيدي، قم، نشر صدرا ، ص 102-103.
2- سيد عبد الحسين طيب ، كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ،كتابخانه اسلام ، 1362هـ.ش،‌ ص 83 به بعد.
3- پژوهشكده تحقيقات اسلامي ، فرهنگ شيعه ، قم ،‌ زمزم هدايت ‌، 1386هـ.ش ، ص 202 به بعد.
پي نوشت:
1. ر.ك: فياض لاهيجي، گوهر مراد، تهران، نشر سايه، 1383هـ.ش، ص 219-220.
2. ر.ك : ناصر مكارم شيرازي، آيات ولايت در قرآن ، قم، انتشارات نسل جوان ، 1386هـ.ش،‌ ص 253.
3. شيخ كليني، اصول كافي، تهران، كتابفروشي اسلاميه، 1362هـ.ش ، ج 1 ، ص 183.