با سلام و سپاس فراوان از بابت پاسخ به سوال قبلی بنده .
بسیار خرسندم که در این سایت ارزشمند عضو شدم .
اما سوال امروز بنده :
مدتی است که این فکر مشغلویت عجیبی برایم به ارمغان آورده است و اینکه ما مسلمانها بالاخره به مرگ ،برزخ و قیامت و حسابرسی معتقدیم حال خداوند کریم با میلیارد ها بنده ای که خودش آنها را آفریده و تا دم مرگ به آنها روزی داده است اما در کشورهای اروپایی زندگی میکنند و شاید از نظر وضعیت اجتماعی و رفاهی از ما مسلمانان از رفاهیات بیشتری برخوردار باشند اما اصلا نه دینی ،نه مذهبی ،نه اعتقادی و آنچه که ما مسلمانان به آنها معتقدیم .حال اینکه خداوند چگونه قرار است با آنها برخورد کند .آیا آنها نیز شب اول قبر دارند؟آیابرزخ آنها با ما مسلمانان در یک جاست ؟آیا در مقابل اعمالی که در دنیا انجام داده اند مسئولند یا نه ؟آیا در قیامت از آنها حسابرسی خواهد شد؟ آیا اینکه آنها به خاطر اینکه در جایی متولد شده اند و جد اندر جدشان لامذهب بوده اند آیا حسابرسی آنها با عدل الهی منافات ندارد ؟خواهشمندم جواب مرا هرچه سریعتر ارسال نمایید با تشکر
توکلی

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز و با عرض پوزش بابت تاخیری که در ارسال پاسخ ایجاد شد .
تفاوت هاي انسان ها در زمان و مكان زندگي و كيفيت هاي اين امر و ديگر امور مشابه حقيقتي غير قابل انكار و ترديد است ؛ در واقع اختلافات در زمان و مکان زندگی انسان ها امری کاملا طبیعی و منطقی و بر اساس ساختار علّی و معلولی عالم است و اشکالی بر آن نیست ، اما مهم آن است که آیا این افراد گوناگون در محیط های مختلف و با گرایشات فکری و فرهنگی و باورهای سنتی متفاوت و حتی توانایی های ادراکی متفاوت و اختلاف در دست رسی به حقیقت ادیان آسمانی ،به یک گونه مورد سوال خداوند قرار خواهند گرفت ؟
به هیچ وجه این گونه نیست و این منشأ اصلی اشتباه شما در پرسش است ؛ در واقع نکته مهمی که از آن غفلت کرده اید، این است که خداوند هیچ گاه به یک شکل و یک صورت از ما توقع عمل و انجام وظیفه ندارد؛ یکی از سنّت های الهی این است که خداوند برای همه انسان ها به اقتضای داشته ها و توانایی های فکری ، جسمی و محیطی و... ، مسئولیت‌ها و تکالیف شان را تعیین می نماید . بنا بر توانمندی ها و ابزار و عوامل موفقیت از آن ها بازخواست خواهد کرد.
این همان حقیقتی است که با تعابیر مختلف در قرآن به آن اشاره شده مانند: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» (1) هیچ کس را جز به اندازه توان او تکلیف نمی کنیم . این عدالت خداوند در مقام تشریع و تکلیف است . همچنین در مقام محاسبه و بازخواست و توقعات نیز چنین عدالتی با دقت تمام رعایت می شود : « وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئا؛ (2) ترازوهاى عدل را در روز رستاخیز مى نهیم , پس هیچ کس ستمى نمى بیند».
در آزمون دنیا شرایط مسابقه و میدان عمل و نوع تکلیف برای انسان ها یکسان نیست. زیرا کاملا روشن است که توان انسان ها در موقعیت های نابرابر، نابرابر خواهد بود . خداوند نیز بر اساس اختلافات و با توجه به عنصر اختیار در وجود هر انسان بر او تکلیف می کند تا در میدان مسابقه برای رسیدن به مقام قرب الهی به تلاش و کوشش بپردازد .
وضعیت ما در برابر درك حقيقت و معرفت به خداوند و ديگر حقايق عالم ، همچنين در برابر تکالیف الهی و توقعاتی که از ما می رود ،همین گونه است . یعنی خداوند هرگز نگفته موقعیت هایی که برای شماست، نسبت های مساوی دارند؛ بلکه خداوند نسبت های عادلانه برای آن ها قرار داده است . براي هر كس به اقتضاي همان وضعيت تعيين تكليف و مسئوليت و محاسبه اعمال رقم خواهد خورد .
اگر ظهر تابستان و در کنار تنور، شاطر و نانوا روزه بگیرد؛ روزه اش با روزه زمستان فردی که از اذان صبح تا اذان مغرب خوابیده؛ یکسان نیست.
با اين بيان واقعا معلوم نیست در فردای قیامت مومنان به ظاهر درستکار که در مناطق اسلامی یا دینی تربیت یافته اند ، اهل سعادت و نجات خواهند شد یا همان افراد به ظاهر بی ایمان و آلوده به برخی معاصی که امکانی برای کشف دین حق نداشتند و در نظر بسیاری از ما از حیطه دین و دیانت خارجند،جهنمي باشند ؛ آنچه بر ما روشن است ،آن است که خداوند عادل است . چنان که خود در قرآن فرموده ،به اندازه رشته باریک میان هسته خرما به کسی ظلم نمی نماید .(3).
به عبارت روشن تر وضعیت مسئولیت و تکالیفی که خداوند از من و شما و دیگر افرادی که در کشورهای اسلامی و در متن دین حق و شریعت واقعی رشد یافته اند ، می طلبد ، با انسان هایی که در مناطق مختلف دیگر همچون کشورهای غیر اسلامی یا اقوام بدوی و قبایل ابتدایی مناطقی چون صحراهای آفریقا یا جنگل های آمریکای جنوبی زندگی می کنند ، کاملا متفاوت است . هیچ گاه همسانی و همانندی وجود ندارد .
به این دلیل است که خداوند در قرآن مجید می‌فرماید: «هیچ طایفه ای را عذاب نمی کنیم . مگر اینکه فرستاده ای را برای شان مبعوث کرده(و حجت را بر آن ها تمام کرده) باشیم».(4)یعنی میزان و معیار در مطالبه عقیده و عمل صحیح از افراد و در نتیجه عذاب و ثواب در محاسبه این اعمال ، وجود ارشاد و هدایت و تبیین مسیر صحیح توسط پیامبران الهی و مانند آنان است .
این حقیقتی است که در روایات ما هم مورد اشاره قرار گرفته و حتی از انسان هایی نام برده شده که به خاطر تمام نشدن حجت بر ایشان در قیامت یا برزخ به نوعی مورد آزمون و محاسبه قرار می گیرند. (5) حتی بابی در این زمینه در کتاب های روایی باز شده تحت عنوان کسانی که حجت بر آنان تمام نشده است .
در هر حال از نگاه اسلام همه انسان ها ، چه مسلمان زادگان و چه کفار و پیروان سایر ادیان الهى وظیفه دارند درباره دین حق و شریعت حقیقی زمان کنونی تحقیق کنند . دستورهاى ادیان را با هم مقایسه کرده، به حقیقت دست یابند . زندگی خود را بر اساس آن تنظیم نمایند ، در نتیجه چه بسا ایمان بی تحقیق و تقلیدی بسیاری از مسلمانان هم در آخرت ثمر چندانی برای آن ها نداشته ،آن ها را با چالش و مشکلات بسیاری مواجه نماید .
در خصوص غیر مسلمانان هم همین ضرورت وجود دارد . آنان موظف به تحقیق و بررسی در خصوص عقاید آبا و اجدادی خود و دیگر ادیان موجود در جهان هستند ، اما یقینا شرایط افراد در این تحقیق برابر نخواهد بود . تفاوت موقعیت افراد در این باره به روشنی مورد ملاحظه قرار می گیرد .
اگر شرایط تحقیق و رسیدن به اسلام برای آن ها فراهم نبوده ،یا نتوانستند به منابع واقعی اسلام مراجعه نمایند، یا اصلا مسئله ضرورت تحقیق از دین برای شان مطرح نبوده ، یا پس از تحقیق (بدون هیچ غرض ، عناد و انگیزه شخصی ) به این نتیجه رسیدند که دین خودشان درست است و از طرفى به محتواى دین خود عمل کردند و بر کسى ظلم نکردند، چون حجت و دلیل بر اعتقاد خود دارند، يقينا اهل سعادت و نجات خواهند بود .
شهید مطهرى (ره) در این باره مى‏گوید: «اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه (ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند، اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر، در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند.
ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مى‏دانند. این گونه افراد، داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مى‏رود. ایشان در نهایت، از مرحوم علامه طباطبایى نقل مى‏کند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب، از حقیقت محروم مانده باشد». (6)
هرچند اگر یک فرد به اسلام و حقیقت شريعت آخرالزمان راه نیابد و به هر دليل امكان و زمينه بهره مندي از اين معارف را به دست نياورد، باز تکلیف از گردن او ساقط نبوده ، بر اساس حکم عقل و فطرت انسانی خود و همچنین براساس آموزه های دین و شریعتی که آن را بر حق می داند ، ملزم به کنترل اعمال و رفتارهای خود است . اگر چنین فردی منطبق بر این اصول به اعمالی که از نظر دین ما گناه محسوب می شود نباشد ، نمی توان او را آلوده در گناه و ابتذال قلمداد نمود .
اما در هر حال با فرض وجود تکلیف حتما محاسبه و پاداش و جزا هم مطرح خواهد بود هرچند جزییات این امر و برخی مسائل دیگر نظیر مکان برزخ آنان برای ما روشن نباشد .
جهت مطالعه بیش تر در این موضوع، به کتاب «عدل الهی» (بخش اعمال خیر غیر مسلمانان) اثر استاد شهید مطهری مراجعه نمایید.

پی نوشت ها :
1. بقره (2) آیه‌276.
2. انبیا(21)آیه 47.
3. نساء(4) آیه 124.
4. مائده (5) آیه 73.
5. بحارالانوار، ج 5، ص 289، حدیث 2و 3، « باب اطفال و ......» نشر دار الكتب الإسلاميه‏، بي تا .
6. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، 1374 ش، ج 1، ص 320 به بعد.