باسلام ایا صحبت کردن پشت استاد غیبت است منظور این است که مثلا نمره مرا اشتباه داده یا حقی از من ضایع کرده و در مورد ان با دوستان صحبت میکنیم ایا این غیبت است در تاریخ داریم که امام علی مثلا پشت سر معاویه سخنرانی کرده هر چند حرفها و رفتار مولا کاملا صحیح و بر ما حجت است در این شکی نیست لطفا دقیق فکر کنید اگر بگویید مثلا اگر استاد بشنود ناراحت میشود معاویه هم شاید ناراحت میشد

"غیبت" به كسر غين بر وزن زينت يعني پشت سر ديگران بدگويي كردن و سخن ناخوشايند گفتن است. اين تعريف ،‌شامل انواع غيبت، بهتان يا تهمت، فحش و حتي ذكر عيوب آشكار نيز مي شود. هر يك از اين ها تعريف خاصي دارند و از نظر شرعي داراي احكام مخصوصي هستند. و همه آن ها نمي توان از مصاديق غيبت حرام به شمار آورد. زيرا غيبت حرام به اين معنا است كه شخص از عيب برادر ديني اش مطلع شود و در حالي كه مي داند يا احتمال مي دهد كه اگر آن فرد از بيان عيبش مطلع گردد، ناراحت مي شود، با اين وصف آن را براي ديگري بازگو كند، خواه آن عيب و نقص در بدن شخص باشد مثل اين كه بگويي فلاني كور يا قدش كوتاه يا بلند است، يا در صفات و اقوال و اخلاق شخص باشد، مثل اين كه بگويي فلاني بد اخلاق يا رياكار است و ... اين ها غيبت حرام محسوب مي شوند.
البته غيبت موارد جواز هم دارد از اين رو براي حرمت غيبت، شرايط و قيودي ذكر كرده اند. برخي از آن ها عبارتند از: بازگو كردن عيب، نقص يا ضعف مؤمني كه براي شنونده پنهان نیست. بنا براين اگر این اشکال و عیب استاد آشكار و علني باشد و همه دانشجويان و دانش پژوهان از آن مطلع باشند، گفتن آن غيبت حرام نيست. ولي نگفتن آن بهتر است. به خصوص اگربا سرزنش و عيبجويي همراه باشد يا سبب تحقير و تضعيف موقعيت استاد گردد. زيرا در اين صورت اگر چه گناه غيبت نكرده، ولي به خاطر عيبجويي يا تحقير و تضعيف استاد مرتكب فعل حرام شده است. شرط ديگر آن كه بيان عيب و نقص براي چاره جويي و يا شكايت نزد كسي براي داوري يا تظلم و جلوگيري از آن باشد. بنا براين اگر هدف از بازگو كردن عيب و نقص ها پيش دوستان چاره جويي مثلا براي تذكر به استاد باشد اشكالي ندارد. ولي اگر صرفا مجلس گرمي باشد اشكال دارد. شرط ديگر آن كه غيبت شونده كافر يا متجاهر به فسق نباشد. اما كافر يا كسي كه علني گناه مي كند و از انجام فسق و فجور يا ظلم و ستم آشكار به ديگران ابايي ندارد، غيبت او نه تنها اشكال ندارد. بلكه گاهي به عنوان امر به معروف و نهي از منكر و آگاه كردن مردم واجب است.
عزيز گرامي شما نباید يك معلم و استاد مؤمن را - كه ممكن است در نمره دادن يا داوري اشتباه هم بكند با معاويه مقايسه نمایید . در حالي كه معاويه هم ظالم و ستمگر بود و هم متجاهر به فسق بود و هم كافر.
او همراه پدرش بيش از بيست سال با اسلام و پيامبر اكرم (ص) جنگيد و سر انجام با فتح مكه تسليم شد و هرگز ايمان در قلب او وارد نشده است. چنان كه ابن ابي الحديد سني معتزلي مي‌نويسد:
لَمَّا نَظَرَ عَلِيٌّ(ع) إِلَى أَصْحَابِ معاويةَ وَ أَهْلِ الشَّامِ قَالَ وَ الَّذِي فَلَقَ الحبّةَ وَ بَرَأَ النّسمةَ مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا الْكُفْرَ فَلَمَّا وَجَدُوا عَلَيْهِ أَعْوَاناً رَجَعُوا إِلَى عَدَاوَتِهِمْ لَنَا؛(1)
هنگامي كه حضرت علي(ع) به سپاه معاويه و لشكر شام نگريست، فرمود: سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، آن‌ها اسلام نياوردند، بلكه از ترس جان‌شان تسليم شدند. آنان هم چنان كافر بودند. اما كفر خود را پنهان مي‌داشتند تا هنگامي كه براي كفر خود ياري‌كنندگاني يافتند، آن گاه كفرشان را آشكار ساختند و به ادامه دشمني‌هاي گذشته خود نسبت به ما پرداختند.
حضرت در بياني ديگر مي‌فرمايد:
وَ قَدْ عَرَفْتُ أَنَّ معاويةَ كَتَبَ إِلَيْكَ يَسْتَزِلُّ لُبَّكَ وَ يَسْتَفِلُّ غَرْبَكَ فَاحْذَرْهُ فَإِنَّمَا هُوَ الشَّيْطَانُ يَأتِي الْمَرْءَ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ....(2)
حضرت در اين بيان معاويه را شيطان وسوسه‌گري معرفي كرده كه از پيش‌رو، پشت سر، از سمت راست و چپ، انسان را وسوسه می‌كند و به شرّ و شيطنت سوق مي‌دهد.
حضرت در پاسخ نامه معاويه مي‌نويسد: شما خاندان ابوسفيان، براى دنيا و يا از روى ترس در دين اسلام وارد شديد.(3)
پی نوشت:
1. ابن ابي‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج 4، ص 31 و ج 15، ص 116.
2 . شرح‏ نهج‌‏البلاغه، ج 16، نامه 44.
3 . همان، نامۀ 17.