سلام
یکی از دوستان مجازی من رو به شما ارجاع دادند تا سوالم رو بپرسم....راستش دغدغه ای ذهنم رو دگیر کرده که حتی گاهی حواسم رو برای مطالعه امتحانم پرت می کنه
من توی یک محیط فرهنگی و سیاسی فعالیت می کنم و یکی از مسئولین اونجا به من پیشنهاد ازدواج داد که بعد از چندین بار مطرح کردن و گذشت دوسه ماه به این نتیجه رسیدیم که می تونیم همدیگه رو خوشبخت کنیم.و من با خونواده مطرح کردم اما مخالفت شدید کردن بخاطر اختلاف سن 10 ساله و مسایل دیگه.بذاریم مسایل دیگه رو هم بگم:راستس این آقا چهارسال پیش ازدواج کرده و دوساله که جدا شده و یک دختر سه ساله داره
خودم هم دختری هستم که میشه گفت از نظر اصالت وظهر و موقعیت اجتماعی تقریبا ایده آل محسوب میشم و خواستگارای بهتر زیاد داشتم.زمانیکه با مامانم مطرح کردم کلی بامن دعوا کردن که لابد خودت یجور رفتار کردی که اون بخودش اجازه این کارو داده اما خدا شاهده خود این آقا گفتن که بخاطر سنگینی و نجابت بود که دلبسته شدن
و من هم بلاخره ایشون رو به سختی راضی کردم.با گریه.با زاری.ودیدن گریه و شکستن غرور یک مرد با شخصیت و آبرومند عذاب وجدان بدی رو به جونم انداخت اما بخاطر خونوادم مجبور بودم که خودمم ازش دل بکنم.
و بعد از یک مدت که تصمیم گرفتم دیگه به اونجا برنگردم تااینکه گفتن دیگه نگاه خواستن ندارن و نگاه خواهری خواهند داشت...و به تردید افتادم.هرچند که بیشتر شاید برای خودم سخت بود و نمی خواستم که دیگه ببینمشون.تا شاید فراموش کنم
و حالا موندم که چکار کنم...آیا برگشتنم صلاحه یا نه...؟؟؟
چون فکر نمی کنم هنوز فراموش کرده باشن.ببخشید سرتون رو هم درد آوردم
در پناه الله
با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
موضوعی که مطرح نمودید بسیار مهم است. اما این که بنده بخواهم به طور مستقیم به شما بگویم که به سرکار خود برگردید یا نه، یا با این آقا ازدواج بکنید یا نکنید، نه صحیح است و نه مورد نظر اینجانب زیرا مطمئنم که شما آن قدر عاقل و باهوش هستید که بخواهید برای مهم ترین تصمیم زندگیتان. البته در کنار مشورت گرفتن از دیگران نهایتا خودتان اقدام وانتخاب کنید. برای این کار بهتراست با همراهی هم این قضیه را از جنبه های گوناگون بررسی کنیم تا شاید در این میان جوانبی باشند که شما آنها را مدنظر قرار نداده بودید تا به امید خدای متعال بتوانید بهترین تصمیم ممکن را بگیرید.
همانطور که می دانیم ازدواج پیوند بین دو انسان و یا در واقع دو خانواده است که اجزا اصلی و اساسی آن زن و مرد هستند و هر چه قدر بین این دو تناسب و سنخیت بیشتری باشد آن پیوند و ازدواج مستحکم تر خواهد ماند.
بر اساس داده های علمی و تجربی، علت اساسی بیشتر ناهنجاری ها و ناسازگاری های زندگی مشترک بین زوجی، عدم تناسب و سنخیت و ناهماهنگی بین دو زوج در زوایای مختلف است. که زوج دروانگران و خانواده درمانگران در ادبیات تحقیق و نیز در کتابهای مختلف که با رویکردهای متفاوت نوشته شده به آن پرداخته اند.
این تناسب در خصوصیات و تشابهاتی چون رشد عاطفی و فکری، تشابه علایق و طرز تفکر، تشابه مذهبی، تحصیلاتی و طبقاتی، تشابه طرز فکر به مسایل جنسی، تشابه علاقه به زندگی و فرهنگ و آداب و رسوم بین زوجین و غیره.... می باشد.
شما باید این موضوع را در نظر داشته باشید که فرد مورد نظر شما در کل، باید معدل قابل قبولی در معیارهای مورد نظر شما کسب کند. یعنی اینکه نمره هر یک از معیارهای ازدواج را که با هم جمع کردید، او میانگین مطلوب را از نظر شما داشته باشد.
یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. فاصله سنی زیاد مثل 10سال که شما مطرح فرمودید و یا از 10 سال به بالا به دلیل این که تفاوت زمانی و یک دهه فاصله در شیوه و نحوه پارامترهای موثر زندگی، بین دو فرد وجود داشته، احتمالا مشکلات پیچیده ای برای هر دوطرف به وجود خواهد آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی، و بی حو صلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلاتی از این قبیل معضلات و آسیب هایی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده میشوند.
اما ازدواج با کسی که تجربه یک زندگی مشترک دیگر را داشته است، به خودی خود نمی تواند اشتباه تلقی شود. اشتباه وقتی پیش میآید که بدون اندیشه و در نظر گرفتن زوایای مختلف، وارد چنین زندگیای شوید و بدون آنکه به فکر بازمانده های زندگی پیشین همسرتان باشید، بخواهید آزادانه بتازید، زیرا جداشدن از همسر به نوعی فقدان به حساب می آید(فقدان از دست دادن یک رابطه) که برای فرد از نظر روحی صدمات قابل توجهی را به دنبال دارد. حقیقت این است که این نوع ازدواج ها ظرافت های خاص خودشان را دارند که در نظر نگرفتن آنها می تواند دوباره عواقب ناخوشایندی را به دنبال داشته باشد.
اگر شما تصمیم به ازدواج گرفتید نباید سعی کنید که گذشته همسرتان را پنهان کنید و یا از آن فرار کنید. بهر حال این موضوع به سراغ شما خواهد آمد. پس با آن تسویه کنید. اگر بخواهید به احساسات او بی توجهی کنید، شاید غم از دست دادن رابطه با همسر اولش تا ابد همراهش باقی بماند. بی توجهی و سرسری گرفتن مسائل فقط بهبود طرف مقابل را به تعویق می اندازد. بهتر است به او اجازه دهید تا با شما صحبت کند و بگوید که در کجای سفر غم انگیز خود قرار دارد. نباید گذشته همسرتان را به دید منفی نگاه کنید و سرکوفت بزنید. یک رابطه زمانی موفق است که هر دو طرف به راحتی بتوانند حرف های دلشان را به یکدیگر بزنند و به سادگی با هم ارتباط برقرار کنند. بدون ترس و مزاحمت.!
پذیرفتن این مطلب که نیمی از قلب همسرتان متعلق به گذشته است، کمی دشوار است و زندگی با فردی که همسر خود را از دست داده، یا رابطه ای را ناتمام رها کرده، هنری می خواهد که شما حتما باید از آن برخوردار باشید در غیر این صورت باید در انتظار تلاطمات سختی در زندگی مشترکتان باشید. در عین حال باید بدانید که داشتن فرزند و وجود او در زندگی شما بالاخره خاطراتی را تداعی می کند که به نوبه خود قابل احترام است و ربطی به رابطه دو نفره شما ندارد. زیرا همه انسان ها خاطراتی در گذشته دارند که برایشان از ارزش و اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده و دوست دارند که آنها را تا آخر عمر خود زنده نگه دارند. به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید. حتی ممکن است مقایساتی در ذهنتان به طور ناخودآگاه شکل بگیرد که آیا فرد قبلی از شما زیباتر، جذاب تر، و بامزه تر بوده؟ آیا او آشپز، عاشق، دوست و شریک بهتری بوده؟ مقایسه خوب است و کاملاً طبیعی قلمداد می شود، اما اگر این کار به درستی انجام نشود، آن وقت مانند یک سد محکم جلوی رشد رابطه شما را می گیرد. باید قبول کنید که شما و همسر اول او دو انسان کاملا مجزا هستید با خصوصیات منحصر به فرد، شاید تمام مقایسه های اشتباهی که شما در ذهن دارید، دقیقا همان ها دلیل اصلی جذب این آقا به شما بوده باشد. باید به این جنبه هم توجه کنید که بسیاری از افراد زمانی که همسرانشان می گویند: «همسر اولم» ناراحت می شوند. آیا این مسئله باعث ایجاد ناراحتی در شما می شود؟ با شنیدن این واژه از زبان این آقا چه حسی به شما دست خواهد داد؟
همراهی و موافقت خانواده ها با امر ازدواج، پشتوانه ای است که فقدان آن می تواند بستر آسیب و اختلاف را به دنبال داشته باشد که ظاهرا این طور که شما مطرح نمودید خانواده شما با این قضیه بسیار مخالفند لذا ضروری است در صورت اصرار شما بر این پیوند رضایت و همراهی خانواده را جلب نمایید.
دوست عزیز شما سن خود را بازگو نکردید اگر شرایط سنی شما طوری هست که موقعیتهای مناسب دیگری داشته باشید عجله نکنید زیرا تجربه ای که این آقا از زندگی دارند به دلیل تفاوت سنی، ازدواج، داشتن یک فرزند با تجربه شما از زندگی کاملا متفاوتند.
و اما قضیه ماندن شما بر سر آن کار، اگر فکر می کنید که نمی توانید با مسائل بالا کنار بیایید بهتر این است که کمتر همدیگر را ببینید تا نه شما بیشتر اذیت شوید نه ایشان.
و کلام آخر اینکه، اگر روزی خواستید چنین ازدواجی بکنید حتما و حتما و حتما، قصد خود را با یک مشاور قبل از ازدواج با تجربه در میان گذارید، اگر در تهران زندگی میکنید من شماره تلفن کلینیک یک متخصص در امر مشاوره قبل از ازدواج را به شما ارائه مینمایم که با توجه به تجارب بالینی زیاد می تواند شما را در امر فوق یاری بسیار نماید. و دکتر یونسی02144015879






