آینده کاملا معدوم است.
خداوند برای هدایت بشر باید علم به آینده داشته باشد.
چداوند چگونه علم به آینده دارد؟یعنی علم به شئ معدوم چگونه تعلق می یابد.

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
آينده به اعتبار علم ما كه در عالم دنيا ( عالمي مادي)قرار داريم امري معدوم است و حوادث در ظرف زمان كه امري متصرم (وپي درپي) است بدنبال هم مي آيد. اما اين بدان معنا نيست كه آگاهي ما از آينده اي كه معدوم است. ممكن نباشد چه بسيار مي شود كه ما طبق پيش فرضهايي كه داريم آينده را ترسيم مي كنيم مثلا يك پزشك حاذق با ديدن بيمار خود كه وضع مناسبي ندارد، مي تواند با علمي كه دارد از آينده نزديك بيمار خود خبر دهد با اينكه هنوز آينده نزديك محقق نشده است. پس معدوم بودن آينده مطلبي است و عالم شدن به آينده مطلبي ديگر است.
حال كه امكان خبر دادن از آينده در ظرف عالم مادي امكان پذير است. به طريق اولي در عالم مجردات( كه محدوديت عالم ماده را ندارد) اين امكان وجود دارد. چون از جمله وي‍‍‍ژگيهاي عالم مجردات اين است كه محدوديتهاي زماني و مكاني در او راه ندارد (1). لذا خداوند متعال كه خود جزءموجودات مجرد است بدون هيچ محدوديتي از حوادث با خبر است. در واقع عالم مجردات عالمي است كه درآن، آينده وحال معنا ندارد همه چيز حاضر و هميشگي است(2). در متون ديني ما يعني قرآن و روايات معصومين(ع) از همين به لوح محفوظ تعبير شده است.
لوح محفوظ ظرفي است كه حقايق به گونه اي در آن منعكس شده است و نه تنهاخداوند متعال بدان علم دارد. بلكه هر انساني كه به مقامي ويژه رسيده باشد به اذن خداوند مي تواند به اين لوح يا بخشي از آن آگاهي پيدا كند. مانند علم پيامبران و امامان معصوم كه به اندازه سعه وجوديشان از اين لوح آگاه مي شوند(3) كه البته چهارده معصوم(پيامبر خاتم وفاطمه زهرا وامامان معصوم)بيش از همه از اين لوح آگاهي دارند.(4)
البته خصوصيات اين لوح خيلي روشن و واضح نيست. اما اصل و اساس آن در معارف اسلامي آمده، چنانچه بزرگان(5) در تفسير بخشي از آيات اين چنين فرموده اند:
بر اساس آياتي همچو ن"وَ إِن مِّن شىَ‏ْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائنُهُ وَ مَا نُنزَِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُوم "( و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست. ولى ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمى‏كنيم!)(6)" وَ أَنزَلْنَا الحَْدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ " ( و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است)(7)،براي همه موجودات نزد خداي سبحان، خزاين و ريشه‌هايي است و موجودات به اندازه معيني، كه تابع مصلحت الهي است، از عالم بالا تنزل يافته و براي انسانها قابل استفاده شده است؛ به بيان ديگر، مراد از اِنزال در اين موارد، اِنزال واقعي است؛ كه به صورت تجلّي محقق مي شود، نه تجافي؛( مانند نزول برف و باران)؛ يعني چنين نيست كه با تنزّل و فروفرستاده شدن موجودات جهان طبيعت از عالم بالا، مخازن الهي از آنها تهي شود، زيرا خزاين الهي كه گاهي از آنها به ﴿أُمّ‏الكتب﴾(8) يا ﴿لوح محفوظ﴾(9) نيز تعبير مي‌شود، در معرض كاستي يا نابودي نيست، بلكه همواره ثابت است.
با بيان اين مطلب راز آگاهي انبيا و اولياي الهي(ع) از حوادث آينده و علم آنان به غيب نيز روشن مي شود كه آگاهي آنان به آن نشئه به سبب برقراري ارتباط حضوري با الواح عاليه، يعني لوح محفوظ، امّ الكتاب، كتاب مبين، و مانند آن است و معلوم شد كه آنچه در آينده اتفاق مي‌افتد از قبل با همه مبادي اختياري آن در آن الواح تنظيم شده است.اينكه برخي افراد در رؤياي صادقه، گاهي بي‌تعبير و گاه با تعبير، حقيقت آنچه را در آينده واقع مي‌شود به صورت مناسب با عالم مثال مي‌بينند نيز بر همين مبناست.(10)
پس عدم تحقق حادثه اي در آينده (در ظرف عالم دنياست) نشانه معدوم بودن آن حادثه است. اما دليل بر عدم امكان علم به آن حادثه نمي تواند باشد. چون علم ما به حادثه اي علت خاص خودش را مي خواهد كه اگر آن علت موجود بود علم نيز مي آيد مانند مثال پزشك واگر علتش نبود علم نيز نخواهد بود مانند آگاهي ما نسبت به آينده آن بيمار.
پي نوشت ها:
1.محمد تقي مصباح يزدي،آموزش فلسفه،بي جا،مركز چاپ ونشر سازمان تبليغات اسلامي،چاپ سوم،1368،ج2،ص124.
2.همان،ص147.
.3.ناصر مكارم شيرازي،تفسير نمونه،دار الكتب الاسلاميه،تهران،چاپ اول،1374،ج18،ص336 .
4.قمي،تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب،تهران، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامى.چاپ اول،1368، ج‏6، ص: 481-483 .
5.عبدالله جوادي آملي،تسنيم،اسراء.چاپ اول.بي تا،ج7،ص56 .
6.حجر(15)آيه(21).
7.حديد(57)آيه(25).
8.رعد(13)آيه(39).
9.بروج(85)آيه(22).
10.تسنيم،همان،ج8،ص351.