با عرض سلام
بنده در سال 86به تشویق فردی وارد حوزه علمیه شدم این آقا مرا بسیار تشویق کرد که بیایم حوزه این فرد از کتاب های حوزه شرح انموذج سیوطی منطق مظفر عقایدالامامیه منطق مظفر بعضی کتب اصولی وفقهی وکتاب های فلسفی از قبیل بدایه ونهایه الحکمه شرح منظومه اشارات وتنبیهات وحکمت شفا واسفار واز کتب عرفان نظری تمهید القواعد شرح قیصری بر فصوص شرح جندی بر فصوص مصباح الانس مثنوی منطق الطیر وحالا هم مشغول خواندن فتوحات است و مقامات معنوی هم دارد این آقا وقتی بنده پایه 2 بودم علاوه بر کلاس منطق وسیوطی خود حوزه به هر روز به منزل ایشان می رفتم وقبل از اینکه درس حوزه به آنجا برسد من باایشان می خواندم مشکل از آنجا شروع شد که ایشان گفتند (وقتی پایه 3 بودم ) بیا اسفار بخوانیم من قبلا باتوجه به مطالبی که از این کتاب یا از کتاب های عرفان نظری به من گفته بود مقداری علاقه مند شده بودم وقبول کردم چون کلاسهای حوزه مثلا تا ساعت 5 طول می کشید بنده باوجود خستگی یا بعضا گرسنگی که داشتم می رفتم خدمت ایشان اسفار می خواندم این نکته را یادآور شوم که چون ایشان از لحاظ مالی در مضیقه بودوشغلی ونه مدرکی داشت هر هفته حداقل 20000تومان به ایشان می دادم اما اوضاع بدتر شد چون بنده از سال دوم دبیرستان به حوزه آمده بودم واحدهای سال سوم وچهارم دبیرستان را هم (به اصرار مادرم )گرفتم پس علاوه بر دروس حوزه اسفار راهم داشتم وواحد ها ی دبیرستان (به صورت غیر حضوری)داشتم که جمعا سه مورد می شد اما اوضاع اینگونه پیش نرفت چون باعلاقه مندی شدیدی که نسبت به یادگیری زبان داشتم کلاس زبان هم به این موارد اضافه شد من به این آقا قبلا گفته بودم و چندین بار از ایشان پرسیدم که چرا ابتدا از بدایه سپس نهایه وبعد منظومه ودر آخر اسفار رانخوانیم که ایشان در جواب گفتند که مثلا منظومه خلاصه اسفار است واگر اسفار را بخوانیم بهتر است به ایشان می گفتم که همه علما ابتدا مثلا منظومه و شرح اشارات وحکمه الاشراق را می خواندند وسپس بسراغ اسفار می رفتند ایشان جواب می دادند که علما اسفار را اصل قرار می دادند وبقیه کتب را در عرض آن می خواندند وشما استعدادتان خوب است وباید اسفار بخوانید
حالا بحث روی این است که من امروز به ایشان گفتم که نمی خواهم کلاس بیایم و چند دلیل هم آوردم که چون اشتغالات درس ام زیاداست نمی توانم به درستی به اسفاربرسم
تازه بعضی از طلاب هستند که به خود درس های حوزه هم نمی رسند ولی من این همه اشتغالات دارم چطور می توانم به این همه درس برسم ولی ایشان گفت که افراد مختلف اند وبرای فردی این همه درس کم است وبرای بعضی دیگر دو روز هم زیاداست همچنین این آقا می گویند که این اسفار خواندن یک سفره معنوی است که پهن شده ونباید از سراین سفره بلند شد
همچنین گفتم که بااینکه 3سال است اسفار می خوانم باینکه هر درس را یادگرفته ام والان اواخر جلد 1هستم ولی اگر کسی از من بپرسد مثلا وجود ذهنی راتعریف کن من بلد نیستم یااگر بپرسد یک دلیل بر اصالت وجود بیار من نمی توانم که ایشان گفت که باید حالا حالا فلسفه بخوانی تا بتوانی جواب دهی بعلاوه می ترسم اگر الان ادامه ندهم سلب توفیق شود وتا آخر عمر هم نتوانم اسفار بخوانم
حالا از شما می خواهم بدون تعصب بنده را راهنمایی کنید
در ضمن الان پایه 5 در شهر خودم هستم
من تاریخ خواندن رابیشتر از فلسفه دوست دارم ازاین طرف هم فکر می کنم اگر فلسفه بخوانم دیگر نتوانم علاقه ام را که تارخ باشد دنبال کنم
با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی!
البته این مرکز در مقام بررسی وضعیت افراد خاص و اظهار نظر توصیه هایی که در زمینه های معرفتی و تحصیلی به آن ها می شود نیست؛ اما به طور کلی به دلیل مشکلاتی که برای شما پیش آمده و احیانا در آینده بروز و ظهور بیشتری داشته باشد عرض می کنیم که :
1- سیر تعلم و آموزش علوم اسلامی در حوزه های علمیه روال مشخص و معینی دارد که البته در مراحل بالاتر این امر به اقتضای گرایشات و نیازمندی ها می تواند جهت های گوناگونی داشته باشد ؛ اما در بخش عمده این سیر علمی خروج از روال طبیعی و متداول بحث همین خواهد شد که خود اشاره فرموید؛ یعنی بعد از مدت ها خواندن مباحث، از ارائه توضیحات اولیه مربوط به اصل علم عاجز می مانید.
در واقع سیر علمی همانند بازی دومینو است که افتادن مهره های بعدی متوقف بر افتادن مهره های قبلی است و هرچند اگر مهره ای اتفاقا از وسط مهره های چیده شده بیفتد و چند مهره بعد از خود را هم بیندازد، اما این سیر و حرکت درست و کامل انجام نمی شود و در نهایت مقصود و هدف اصلی حاصل نمی گردد؛ این رفتار علمی شمانیز همین گونه است و مطمئن باشید که شما را به مقصد و مقصود نمی رساند.
البته این مطلب را عمیقا باور داریم که سرعت و کندی حرکت علمی یا انتخاب منابع علمی برای افراد مختلف با استعدادها و گرایشات مختلف ، می تواند متفاوت باشد. بلکه در مواردی باید این گونه باشد، اما نه به این معنا که هنوز از مقدمات علوم اسلامی رها نشده و قبل از تسلط بر ادبیات و منطق و مبادی فلسفه قدم در مباحث عمیق و سنگین فلسفی گذاشته شود و سرنوشتی که برای شما رقم خورد حاصل شود.
2- استفاده ها و بهره برداری های معنوی از علوم مختلف و از منابع معرفتی در صورتی رخ خواهد داد که انسان زمینه ها و مقدمات این بهره مندی را در خود فراهم آورده باشد و در وضعیت ایده آل و با فراغت خاطر و آمادگی روحی و فکری مناسب بر سر این سفره بنشیند، والا نفس خواندن بی بهره یک کتاب ارزشمند هیچ ثمره معنوی و معرفتی برای فرد به دنبال نخواهد داشت و تعابیری نظیر آنچه ذکر کرده اید. ( یک سفره معنوی است که پهن شده و نباید از سراین سفره بلند شد) را صحیح و معقول نمی دانیم.
اتفاقا بر عکس این شکل اسفار خواندن اگر به تنفر و انزجار از علوم حوزوی یا عقلی و معرفتی نیانجامد لااقل شما را به نوعی خستگی و دل زدگی می کشاند که چه بسا در آینده که امکان و شرایط طبیعی و معقول خواندن اسفار هم برایتان فراهم شد نتوانید یکدل و با انگیزه به این امر اقدام نمایید.
3- خواندن فلسفه و بخصوص طی کردن مراحل عالی این علم علاوه بر برخورداری از دانش و استعداد بالا نیازمند زمینه های روحی و گرایشات درونی نیز می باشد و اگر واقعا علاقه ای به این علوم ندارید و مثلا گرایشان نقلی یا تاریخی یا تفسیری دارید به هبچ وجه پیشنهاد نمی کنیم وارد در مطالعه و تعلم این منابع عمیق شوید هرچندخواندن و مطالعه منابع اولیه فلسفی برای هر طلبه جویای معرفتی مفید خواهد بود .
4- در نهایت پیشنهاد می کنیم منطقی و منصفانه به وضعیت خود نگاهی بیندازید و به دور از رفتارهای احساسی تصمیمی منطقیو درست در مورد وضعیت تحصیلی خود بگیرید و در کنار همه اشتغالات عادب زندگی و تفریحات و تعلقات طبیعی این سن، مسیر علمی خود را معقول و درست انتخاب کرده و با سیری مناسب به خواندن علوم دینی اشتغال داشته باشید و از هر نوع افراط و بی برنامگی و فشار بی مورد بپرهیزید. موفق باشید






