سلام
با عرض سلام و خسته نباشید
شش ماه پیش به پیشنهاد یکی از دوستانم تصمیم به ازدواج گرفتم و نامزد دوستم یکی از دوستان مورد تاییدش رو حضوری به من معرفی کرد و من باب آشنایی بیشتر ما تصمیم گرفتیم که بیشتر همدیگر رو البته در جاهای عمومی مثل پارک ببینیم و با داشتن شماره های موبایل هم بیشتر با هم درباره مسایل مختلف زندگی حرف بزنیم
هر دوی ما بعد از گذشت شش ماه هم شناخت نشبی خوبی به هم پیدا کردیم و هم بهم بسیار وابسته شده ایم قصد هر دوی ما از ابتدا خیر و ازدواج بوده تا جایی که الان هم مادر من و هم خواهر این دختر از رابطه ما مطلع هستن ناگفته نماند که بعد از گذشت یک ماه من متوجه شدم که ما با هم نسبت فامیلی نیز داریم و همه چیز خیلی خوب و عاشقانه پیش رفت آنچنان که من با وجود مشکلات زیاد زندگی از زندگیم راضی و بسیار به خداوند نزدیک شده بودم
اما چندی پیش بر حسب یک کنجکاوی مردانه تصمیم گرفتم که در مورد گذشته این شخص تحقیق کنم و متاسفانه به مواردی برخوردم که برایم باور نکردنی و عجیب آمد
طی تحقیقی که من انجام دادم متوجه شدم که این شخص قبل از من با 4 نفر دیگر رابطه داشته و حتی نقل قولهایی از اینکه این دختر با این اشخاص رابطه مقعدی داشته به من رسیده است
به این دلیل این مطلب برایم عجیب است که این دختر همیشه بدنبال برداشت الگوی زندگی از قرآن است و چند بار با بیانش و مشکلاتی که بوسیله قرآن آنها را حل کرده به من ثابت کرده است در ثانی دختری محجبه با اخلاقیات خوب و دارای خانواده ای بسیار با آبرو میباشد من در مورد اون 4 نفر هم تحقیق کردم آنها آدمهای کم سن و سالی بودن(20 ساله) که از تحصیلات پایین و خصوصیات اخلاقی ضعیف و حتی بد برخوردارن و داشتن رابطه با این افراد از این دختر برایم غیر قابل باور است ولی اون افراد شخصا این حرفا رو گفته اند نامزد من نیز 20 ساله است
حالا 2 هفته از این قضیه گذشته است و من هزار و یک جور فکر در مورد گذشته این دختر و رفتارش در این مدت و خودم و آینده مون میکنم هر لحظه یک تصمیم میگیرم و منصرف میشوم به مرز دیوانگی رسیدم انقدر که 2 هفته ست خودم رو در اتاقم حبس کردم و چیزی از گلویم پایین نمیرود خواهش میکنم به من کمک کنید باور کنید نمی دانم باید چیکار کنم
با تشکر
برادر گرامی؛ قبل از پرداختن به مشکل شما لازم است مقدمتا مطالبی را خدمت شما ارائه کنیم. شما فرمودید که پس از این رابطه، نگاه شما به زندگی بهتر شد، و رابطه بهتری با خدا پیدا کردید. اما باید دانست، افزون بر خطرهایی که این گونه روابط دارد، احساسات عاشقانه غالبا برخاسته از غرایز جنسی و از آثار روانی آن است. بنابراین نباید این احساسات به ظاهر پاک و مقدس، شما را فریب دهد. یادتان باشد که جوانید و سرشار از عاطفه و در اوج غرایز جنسی. اگر ادعا کنید که در دیدارهایتان بر اساس همان عشق پاک، ضوابط دینی و اخلاقی را رعایت کرده اید و خود را به گناه آلوده نساخته اید، همین که از رابطه عاطفی با هم احساس لذت می بردید و همین که با دیدن همدیگر و حت یاد و خاطره هم تپش قلبتان شدیدتر می شد، معنایش این است که رابطه ای عادی نبوده است.
گذشته از این چون در این رابطه عاشقانه، عواطف خرج می کنید، وقتی با ازدواج به هم می رسید (اگر برسید) نخواهید توانست آن گونه که لازمه زندگی زناشویی است، عاطفه خرج هم کنید و عشق و صفا و صمیمیتی که لازمه زندگی مشترک و ستون خیمه زندگی زناشویی خواهد بود، کمرنگ خواهد شد. بهترین راه برای تشکیل زندگی مشترک، یک خواستگاری رسمی و سپس ایجاد آشنایی و صحبت های ضروری آن هم در منزل دختر و تحت نظر خانواده ایشان است. در غیر این صورت باید تبعات بعدی این گونه روابط را بپذیرید.
در ادامه به نکات ذیل توجه فرمایید
1.به نظر می رسد دارای شخصیت وابسته ای باشید. اصولا انسان های وابسته در تصمیم گیری های خود بیشتر به نظر دیگران تکیه می کنند. این افراد به آسانی به دیگران وابسته می شوند، به گونه ای که وابستگی به شخص محبوب خود را وسیله ای جهت فرار از اضطراب های زندگی می دانند. قطعا تصمیم گیری در مورد اهداف بزرگ زندگی، مانند ازدواج، مسئله ای نیست که به یکباره با پیشنهاد یکی از دوستان شما و آن هم با تکیه بر تایید نامزد دوستتان و بدون تحقیق اولیه بتوان به آن پرداخت. علاوه بر اینکه سردرگمی حاضر و تکیه بر نظر چند پسر که به قول خودتان انسانهای سالمی هم نیستند، می تواند این مطلب را تا حدودی تایید کند. شما می توانید برای اطمینان از این مسئله با مراجعه به مشاورین مراکز مشاوره و انجام تست شخصیت، به صحت یا عدم این صحت این مطلب پی ببرید. اگر مشکل وابستگی را در گوشه هایی از زندگی خود احساس می کنید، سعی کنید با بکار گیری راهکارهای مشاورین، این مشکل را برطرف کنید. یقیقنا وابستگی می تواند زندگی شما را با مشکل مواجه کند.
2.همانطور که گفتیم، تایید دوست نامزد شما به هیچ عنوان نمی توانست ملاک تحقیق جامع شما باشد. اینکه به یکباره پس از چند ماه به فکر کنجکاوی در زندگی فردی بیفتید که مدتی او را به خود وابسته کرده اید، به هیچ وجه پسندیده نیست. لذا باید بپذیرید در این امر شما هم مقصر بوده اید. البته تحقیق در مورد او اشکال ندارد. اما باید از اهلش و از مجاری خاص خودش اقدام کنید. کسانی که می شود از آن ها درباره فرد مورد نظر تحقیق کرد، عبارتند از: 1. همکاران و همکاران والدین او (در صورت شاغل بودن) 2. سرپرستان محل کار (رئیس، معاون و در صورت لزوم حراست)؛ 3. هم کلاسی ها (در صورت اشتغال به تحصیل قبلا یا فعلا)؛ 4. سرپرستان مجتمع آموزشی؛ 5. دوستان؛ 6. آشنایان و دوستان خانوادگی؛ 7. خویشان و فامیل؛ 8. همسایگان؛ 9. افراد وابسته به خانواده از جمله عروس ها و دامادها
اولویت را در تحقیقات به 6 گروه اول بدهید و بعد به ترتیب، سراغ خویشان، همسایگان وافراد وابسته به خانواده بروید تا در حد امکان، اصل مخفیانه بودن خواستگاری رعایت شود.
3.همانطور که گفته شد، اتکا به نقل قول هایی از اشخاص بدنام نمی تواند ملاک تحقیق شما قرار بگیرید. البته شما هم قبول دارید که این مطالب غیر قابل باور است. ولی باز می گویید افرادی که با ایشان رابطه داشته اند، شخصا این حرفها را زده اند. اصولا خانواده های با آبرو به گونه ای فرزند خود را تربیت کرده اند که کمتر می توان فکر نادرستی در مورد آنها کرد. چه بسا این اشخاص قصد بدنام کردن ایشان را دارند. و یا اگر بدبینانه نگاه کنیم، شاید رابطه ای جزیی با یکی از آن افراد بوده که متاسفانه، با بزرگنمایی این افراد، دختری که کوچکترین خطایی نکرده و البته از همان رابطه جزیی خود پشیمان است، را بدنام می کنند. یقینا اشتباه شما در پرسش از این افراد باعث مشکلات بعدی در زندگی مشترک شما خواهد شد. خصوصا اگر این افراد جزء همسایه ها و یا فامیل این دختر باشند. حتی فکر وجود این رابطه، لحظه ای شما را رها نخواهد کرد. بنابراین توصیه ما این است که اگر احساس می کنید نمی توانید این مسئله را به گونه ای توجیه کنید که در زندگی مشترک آینده دچار سوء ظن نشوید، هر چه سریعتر از فکر ازدواج با ایشان بیرون بیایید.
4.البته برای حفظ شخصیت و وضعیت روانی آن دختر، لازم است در مورد نقل قولها، هیچ سخنی را با او درمیان نگذارید. برای دریافت راهنمایی های بیشتر می توانید با مشاورین تلفنی این مرکز (09640 بدون پیش شماره) تماس بگیرید.






