بعضی وقت ها فکر می کنم که تمام کمک هایی که از جانب خدا برای ما ارسال می شود در واقع تلقین خود ماست و کمکی وجود ندارد. انسانی بیمار می شود و با وجود راز و نیازهای ما می میرد و ما پس از چند روزی با این موضوع کنار می آییم انسانی بیمار می شود و بس از راز و نیازهای ما زنده می ماند و سالم می شود و ما فکر می کنیم با راز و نیازهای ما اینگونه شده است! همانگونه که وقتی تاس را می اندازیم و هر وقت یک عددی می آید همانگونه یک ساختمان بزرگ هدف موشک قرار می گیرد. همانگونه که برای نجات یک فرد آنقدر به خدا نزدیک می شویم که گویی خدا ما را می بیند و حرف های ما را می شنود در صورتی که تا پیچ تلویزیون را باز می کنیم و خبری از زلزله می شنویم که هزاران نفر مردند آنموقع سرد می شوم که آن همه انسان بدون هیچ درنگی مردند آن انسان بیمار چه فرقی دارد؟؟ ما کی هستیم کجا هستیم ؟ آیا اصلا حساب می آییم در کتاب سینوهه پزشک معروف فرعون دیدم که سینوهه می گفت در زمان فرعون کسانی به شاه خیانت کردند که بت ها را می پرستیدند آنها گروهی با ایمان بودند که سینوهه با تعجب می گفت که بیمارانی بودند که با اتکا به بت ها بیماری قلبی خود را درمان کردند اما سینوهه در ادامه گفت: برای همه ی اینها توجیه بود اما توجیهی برای فردی که بیماری پوستی خود را با گردش به دور بت درمان کرد و جلوی چشمان من تاول های روی پوست او خوب شد ندارم!!!

با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی!
بحث توهمات و ذهنیت های نادرست انسان ها در طول تاریخ در خصوص موضوعات و حوادث مختلف امری غیر قابل انکار است و کم نبوه و نیستند افرادی که عوامل و حوادث گوناگونی را به علل و عوامل مختلف طبیعی یا ماورائی نسبت می دهند در حالی که هیچ رابطه ای بین این حوادث و آن علل نیست؛ اما در عین حال نباید ازیاد برد که این توهمات نادرست ارتباطی با اعتقاد مومنان و موحدان حقیقی به خداوند متعال ندارد.
در واقع ایمان به خدا هرچند ممکن است در مراحلی از تاریخ حیات بشر به نوعی توهم و تخیل خودساخته برگردد، اما در ادوار گوناگون تاریخ بشر بخصوص در زمان کنونی بخش مهمی از مومنان و معتقدان به خدا را کسانی تشکیل می دهند که در زمره عالمان و اندیشمندان روزگار خود هستند و اعتقادشان به خدا بر اساس براهین و استدلال ها و نتایج روشن عقلی بوده نه بهبود یک بیمار یا رفع یک خطر خاص در زندگی و... .
در نتیجه تنها گروهی که اعتقادشان به ماوراء عالم و به وجود خداوند ناشی از این گونه امور سطحی و غیر عقلانی است ممکن است در برابر این قبیل تشکیک های ذکر شده دچار تردید گردند، اما ایمان های برخاسته از تعقل و استدلال در برابر این شبهات ذره ای متزلزل نمی شوند .
اما در عین حال نباید فراموش کرد که در حوادث و پیشامدهای زندگی هم نمی توان همه چیز را تنها به حساب احتمالات و اتفاق متداول در امور زندگی منتسب دانست و در زندگانی بسیاری از افراد حوادثی رقم می خورد که تنها گزینه قابل قبول و عقلائی در این زمینه پذیرش موجودی عالم و آگاه و قدرت مند در وراء عالم است که به دقت این عالم را تدبیر می کند . البته این گونه امور تا حدود زیادی شخصی هستند. اما آن قدر قدرتمند و تاثیر گذار هستند که حتی بی دین و کافرترین افراد را به سمت ایمان و باور به خداوند بکشانند.
اگر مایل به بحث و بررسی براهین و ادله مربوط به اعتقاد مندی به خداوند بودید در نوبت های بعد می توانیم به این مساله و جوانب گوناگون حیات بشر و تداوم کائنات و ضرورت نیازمندی آن به حقیقتی برتر از نگاه عقل و فلسفه بپردازیم .
اما در مورد کتاب سینوهه چنان که می دانید این کتاب رمانی نوشته نویسنده مشهورفنلاندی "میکا والتری" است که سیر داساتان و جزییات آن بر اساس تخیلات نویسنده مطرح شده هرچند چه بسا در بیان جزییات تاریخی و فرهنگی این رمان از منابع مستند تاریخی بهره گرفته شده است؛ در نتیجه نمی توان مطالب ذکر شده را از اساس نادرست خواند زیرا اصولا تاثیرات خاص تلقین بر انسان حقیقتی غیر قابل انکار است و علم روز هم تایید می کند که تلقین که در حقیقت اثر بخشی قوای روح و روان آدمی بر جسم است، در مواردی اثرات غیر قابل انکاری را در جسم می گذارد (1) .
اما در عین حال این گونه امور به معنای انکار حقیقتی در وراء عالم نیست. چنان که به روشنی می توان پرسید که ساختار تاثیر گذاری روح بر بدن یا علت ایجاد شدن روح با این خواص عجیب و آفریننده همین روح و بدن کیست؟ و البته تاثیرگذاری تلقین پاسخی در خور برای این پرسش ها ندارد .
پی نوشت:
1. رک :http://www.tebyan-ardebil.ir/description.aspx?id=8872