با عرض سلام و خسته نباشید
لطفاً بفرمایید
1- اینکه انسان در محیطی زندگی کند که اسلام بوده و اسلام بیاورد و تلاشی برای شناخت آن نکرده باشد, آیا عقلانیت در اسلام او وجود دارد؟
2- اگر انسان پارمتر های تحقیق در انتخاب دین را نداند و یا سواد آنرااستفاده از نظر دیگران چه گونه است, ایا عقلانیتی در این کار او وجود دارد؟
3- با توجه به اینکه توجیه کردن مطلب علمی که مستمع آن راجع به حقیقت آن چیزی نمی داند کاری راحت است، تکلیف تحقیق در این گونه موراد چگونه خواهد بود؟

موفق باشید

سوالهاي شما را به ترتيب پاسخ مي گوييم و اميدواريم كه مورد استفاده شما قرار گيرد:
1. در مورد تفاوت وضعیت افراد در محیط های تربیتی متفاوت این حقیقت غیر قابل انکار است که شرائط و موقعیت های خاص در زندگی و رشد و تربیت هر انسانی می تواند تاثیرات به سزایی در گرایش و عملکرد او در آینده داشته باشد. حال اگر كسي در محيطي به سر مي برد كه والدين او مسلمان و جامعه نيز جامعه اسلامي است، اين فرد اگر طبق فرض شما تلاشي براي شناخت دين كامل و تحقيق در اطراف اديان مختلف و انتخاب اسلام نكرده باشد، در اين صورت قطعا عقلانيت در انتخاب او نسبت به اسلام يا وجود ندارد و يا بسيار كم است.
اما اين اسلام طبق آيات متعدد ارزشي ندارد. چرا كه خدا اعتقادي را مي پسندد كه براساس فكر و تعقل به دست آمده باشد نه از روي وراثت و تقليد. اسلام از راه های گوناگون می کوشد اندیشه بشر را از اسارت باطل برهاند . آدمی با دید باز و وسعت نظر بیندیشد و داوری کند و دین و آیین حق را برگزیند. این سخن قرآن است که می گوید: « فَبَشِّرْ عِبَاد الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب، پس بندگان مرا بشارت ده! همان كسانى كه سخنان را مى‏شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى‏كنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند».(1)
« وَ إِذَا قِيلَ لهَُمْ تَعَالَوْاْ إِلىَ‏ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ إِلىَ الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَاءَنَا أَ وَ لَوْ كاَنَ ءَابَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيًْا وَ لَا يهَْتَدُون؛ و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل كرده، و به سوى پيامبر بياييد!»، مى‏گويند:«آنچه از پدران خود يافته‏ايم، ما را بس است!» آيا اگر پدران آنها چيزى نمى‏دانستند، و هدايت نيافته بودند. (باز از آنها پيروى مى‏كنند)؟»(2)
اين آیه، انسان ها را توبیخ می کند که چگونه به راه پدران و تقلید از آنان رفتند ، شاید پدران آن ها درک نمی کردند . پس تقلید در دین از نظر قرآن محکوم است. در روایات تصریح شده که تقلید در دین، نه فقط از پدر و مادر مردود است، حتی تقلید در عقاید از شخصیت های بزرگ هم جایز نیست.(3)
اما مساله اينجاست كه اين فرض تنها فرض موجود در اين مساله نيست. حضور داشتن در محيطي اسلامي دليل بر اين نمي شود كه شخص از تحقيق در اسلام به دور باشد و بدون تفكر و از روي تقليد دين خود را انتخاب كرده باشد. بلكه افراد بسياري را مي بينيم كه در عين به دنيا آمدن در چنين جوامعي باز هم دست از تحقيق و تفكر بر نداشته و با موشكافي فوق العاده در باب دين اسلام تحقيق كردند و با قطعيت و آرامش قلب كامل آن را برگزيدند.
2. در درجه اول در مورد اين سوال بايد گفت كه مهمترين مساله در زندگي يك شخص جهان بيني او و اعتقادات متاثر از نوع نگاه او به دنياست. با توجه به اين مساله بايد اشاره كرد كه شخص بايد وقت كافي براي انتخاب مسير كامل و دين نمونه در زندگي خود را بگذارد. چطور است كه ما براي پيش پا افتاده ترين مسايل مثلا خريد يك جفت كفش كلي وقت گذاشته و تحقيق مي كنيم. اما براي اينگونه مسايل از صرف كمترين زماني ابا داريم؟ با اين حال به طور طبيعي وقتي فردي به قول شما سواد و آگاهي لازم را در مطالعات ديني نداشته باشد بايد در اين زمينه از اهل فن تحقيق و پرسش نمايد و اين عين عقلانيت است كه انسان در اموري كه در آن آگاهي كمي دارد، به اهل فن و اهل خبره مراجعه نمايد. اما نكته اينجاست كه نبايد در اصول عقايد خود از آنها تقليد نمايد يعني در عين پرسش و تحقيق لزومي به پيروي از عقايد آنها نيست و خود او بايد با كنار هم قرار دادن اقوال مختلف و نظرات گوناگون نظر و عقيده درست و كامل را انتخاب نمايد.
3. به اين قسمت سوال شما در قسمت قبل كمي اشاره شد. ابتدا اينكه شخص بايد در اين زمينه وقت و فرصت كافي را بگذارد و با عناويني از اين دست كه علم كافي نسبت به مسايل ندارد، نمي تواند از زير چنين مسووليتي شانه خالي كند. هر كدام از ما طبق آيه قرآن كه در بالا ذكر شد موظف و مكلف به تحقيق هستيم و از همين راه است كه مي توانيم راه را بر افرادي كه در صدد القاي تفكرات خود بر ما و توجيه بعضي مسايل هستند ببنديم. به علاوه اصولا در مواردي كه شخص به جاي پاسخ به سوال، با توجيه كردن سعي مي كند از جواب دادن طفره برود، تا اندازه زيادي معلوم و مشخص است و فرد مي تواند با كمي دقت و تامل به اين مساله پي ببرد.
البته اگر منظور شما این است که با توجه به اینکه بدون تحقیق پذیرش انسان بیشتر است پس عدم تحقیق برای فرد بهتر از تحقیق است، باید گفت جواب این مطلب هم در بالا گذشت. فرد مسلمان در اصول عقاید خود باید با نگاهی کاملا عقلانی به این مساله بپردازد و بدون تحقیق،عقاید او تقلیدی شده و نزد خدا اعتبار ندارد.
نتيجه اينكه پرسش و تحقيق از ديگران و اهل فن اشكالي ندارد؛ فقط شخص نبايد از عقايد آنها تقليد نمايد، بلكه بايد با مطالعه و تفكر خود راه صحيح زندگي را انتخاب كند.
پى‏نوشت‏ها:
1. زمر (39) آیه 18.
2. مائده(5) آیه 104.
3. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق، ج 23 ،ص 103.