به راستي محمد كه بود ؟ چه خصوصياتي داشت ؟ چه ويژگي هاي مثبت و احيانا منفي در شخصيت او بافت مي شد ؟ ايا او همان مردي است كه در مكه با ارامش و مهرباني و متانت موعظه ميكرد ، مردم را به خوبي ها فرا مي خواند ، و به پيروان ساير اديان احترام فراوان مي گذاشت ؛ و يا همان فرمانده اي است كه در مدينه فقط در يك روز فرمان گردن زدن و قتل عام بيش از هفتصد مرد يهودي ساكن ان شهر را داده ، اموال و زنان و دختران انها را بين خود و ديگر مسلمانان تقسيم نمود ؟ ايا او همان مردي است كه در اغاز جواني با زني سالها مسن تر از خود ازدواج كرده و ساليان دراز با او وفادارانه زيست ، و يا همان مردي است كه در سال هاي اخر عمر ، ده ها زن و دختر جوان و زيبا روي در حرمسراي خود داشته و مرتبا به تعداد انان مي افزود و صدها ايه و حديث در توجيه ان ذكر ميكرد ؟ راستي ، كداميك از رواياتي ك در مورد او گفته اند و شنيده ايم منطبق با واقعيت و كداميك خلاف حقيقت و متون اسلامي و قران است ؟ ما كه داستان ها از قدرت اعجاز فرزندان و فرزندگان و نوادگان محمد ، از هر امام و امامزاده ي مجهول النسب و حتي اقوام و خويشاوندان انها شنيده ايم ، ايا مي دانيم كه خود محمد واقعا هيچ معجزه اي نداشته است و خود او بيش از بيست بار در ايات قران بر اين مورد تاكيد داشته است ؟
پرسشي كه ارسال نموديد مطالبي است كه در سايتهاي اسلام ستيز مطرح شده و نيز پاسخ اين مطالب را مي توانيد خود در سايتهاي پاسخگويي بيابيد از اين رو در باره بخشي از پرسشتان پاسخي خدمتتان ارائه مي گردد.
پيرامون برخورد پيامبر با يهوديان بني قريظه و برای روشن شدن ابهامات و ایرادات، مطالب زیر یادآور می گردد:
1. میان پیامبر و بنی قریظه و دو طایفه دیگر یهود، پیمانی منعقد شده بود که براساس آن، تعهد کرده بودند که هرگز علیه پیامبر و یاران وی قدمی برندارند.(1) با دست و زبان به آنان صدمه ای نرسانند. (2)همچنین اسلحه و مرکب در اختیار دشمنان حضرت قرار ندهند. اگر برخلاف این رفتار نمودند، پیامبر با آنان همانند دشمن رفتار نماید. (3)
2. یهود بنی قریظه، در جریان جنگ احزاب، شهر مدینه را دچار ناامنی کردند . برای ترساندن مسلمانان، به خانه های آنان ریختند. اگر مراقبت پیامبر نبود و گروهی را برای استقرار امنیت در شهر، از لشکرگاه به داخل شهر اعزام نمی کرد، چه بسا نقشه شوم بنی قریظه عملی می شد.شهر به دست آنان سقوط می کرد. مجاهدان مسلمان را می کشتند. اموال شان را به غنیمت می گرفتند و زنان و اولاد آنان را اسیر می کردند. (4)
3. حکم تورات درباره جنگ چنین است: «هنگامی که به قصد نبرد، آهنگ شهری نمودید، نخست آنان را به صلح دعوت نما. اگر آن ها از در جنگ وارد شدند، شهر را محاصره کن. چون بر شهر مسلط گشتی، همه مردان را از دم تیغ بگذران، ولی زن ها و کودکان و حیوانات و هر چه در شهر موجود است، همه را به عنوان غنیمت بردار». (5)
4. به روایت تاریخ، مجازات یهودیان بنی قریظه بر اساس حکم تورات انجام شد. سعد با بنی قریظه همپیمان بود. بنی قریظه پذیرفتند به هر صورت که سعد داوری کند، بپذیرند. او داوری کرد مردان آنان که در توطئه شرکت داشتند، کشته شوند؛ زنان و کودکان اسیر گردند و اموال شان در اختیار مسلمانان قرار گیرد.(6)
5. پیامبر پذیرفته بود که یهود بنی قریظه با وجود خیانت بزرگی که کرده بودند، می توانستند اسلام بیاورند تا از جنایات آنان صرف نظر کند و آنان به زندگی خود ادامه دهند؛ ولی لجاجت کرده، بر دشمنی نسبت به اسلام پافشاری کردند. (7)
6. پیش از بنی قریظه، پیامبر(ص) یهودیان بنی قینقاع و بنی النضیر را بخشید؛ اما آنان رفتند و کفار قریش را تحریک کردند. آنان هم جنگ بدر و احزاب را علیه مسلمانان به راه انداختند. صدمات و خسارات زیادی به مسلمانان وارد شد. اگر مجدداً به یهودیان اجازه می دادند که از مدینه خارج شوند، باز علیه مسلمانان دست به توطئه و دشمنی می زدند.
7. گزارش ها در باره تعداد کسانی که کشته شدند، بسیار متفاوت است. برخی تعداد آنان را چهل تن ذکر کرده و برخی بیش تر. ناهمگونی آمار، درستی گزارش ها را زیر سؤال می برد. (8)
کسانی که کشته شدند، جنگجویان و توطئه گران بنی قریظه بودند، نه افراد دیگر.
8. یهودیان، در طول تاریخ سعی کرده اند که مظلوم نمایی کنند. آمار کشته های خود را که توسط مخالفان به قتل رسیده اند، همچنین چگونگی کشته شدن آنان را به صورتی جلوه دهند که نشانگر مظلومیت و مقاومت آنان در راه عقیده و ایمان باشد. بر همین اساس، در باره کشته شدگان یهود در جنگ جهانی دوم، آمار موجود بسیار متفاوت و اغراق آمیز است؛ چنان که برخی شش میلیون، بعضی هشت میلیون و حتی نه میلیون تن را ذکر کرده اند. گروهی تعداد کشته ها را در اردوگاه «آشویتس» یک میلیون و 350 هزار تن نوشته اند! در اردوگاه های دیگر، برخی نقل ها متجاوز از یک میلیون تن را ذکر کرده اند.(9)
در این که تعدادی از جنایتکاران و توطئه گران یهودیان بنی قریظه کشته شده اند، تردیدی نیست؛ ولی چند نفر و چه افرادی بودند، توسط چه کسانی و چگونه کشته شدند، جای بحث و تردید فراوانی است.
از روحیه پیامبر(ص) و عفو و بخشش حضرت، می توان برداشت کرد که سران یا جنگجویان شان (10) که تعدادشان محدود بود، کشته شده اند. در اسلام اسیران عادی را اعدام نمی کنند؛ اما کسانی که از سران دشمن به حساب می آیند یا اگر آزاد شوند، از دشمنی و جنگ دست بر نمی دارند، حاکم اسلامی می تواند آنان را به قتل برساند. یهودیان بنی قریظه که کشته شدند، جزو همین گروه بودند.
برای آگاهی بیش تر به کتاب "پیامبر و یهود حجاز"، نوشته مصطفی صادقی مراجعه نمایید.
پرسش هاي ديگرتان را در فرصت هاي ديگر ارسال نماييد.
پی نوشت ها:
1. مغازى واقدى، ترجمه دكتر محمود مهدوى دامغانى، نشر دانشگاهى، 1369 ش، چاپ دوم، ص 534.
2. جعفر سبحانی، فروغ ابديت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،1370ه ش، چاپ ششم. ج 2، ص 263.
3. همان، ج 1، ص 466.
4. همان، ص 155.
5. تورات، سفر تثنیه، فصل 20.
6. ارشاد مفید، ج 1، ص 98 ـ 99.
7. همان، ص 103.
8. مصطفی صادقی،پیامبر و یهود حجاز، قم ، مؤسسه بوستان كتاب، چاپ اول، 1382، ص 184.
9. همان، ص 183.
10. جعفر مرتضی، الصحیح من سیرةالنبی الاعظم، قم، دارالحدیث ، 1385ش، چاپ اول ، ج 12، ص 117.
----
در باره ازدواج هاي پيامبر
در آغاز توجه تان را به دو نکته جلب می کنیم:
اوّل: نگاهی کوتاه به فرهنگ ازدواج در جزیره العرب در زمان پیامبر:
1ـ عرب های جاهلی نسبت به دختر، بلکه جنس زن بی علاقه بودند، چون در محیطی که دائم مردم با هم به جنگ و خونریزی مشغول بودند . هر کس هر قدر که می توانست، به دیگران ظلم روا می داشت، خوف داشتند که در جنگ، دختران اسیر شوند و باعث ننگ آن طایفه گردند، نیز به جهت وضع بد اقتصادی و این که دختران به فحشا رو آورند و ... به دختر علاقه ای نداشتند، بلکه دختر داری را ضد ارزش می شمردند و به زنده به گور کردن دختران رو آوردند.
2ـ چون جنگ و خونریزی در آن محیط امری متداول بود، و عرب جاهلی با اندک بهانه ای یک دیگر را می کشتند، حاصل به هم خوردن تعادل جمعیتی بود و نسبت زنان به مردان افزایش چشمگیری پیدا می کرد (چون مردان به جنگ اقدام می کردند، نه زنان و کشته ها از مردان بود) که گزینه «چند زن داشتن» را برای رهایی از مشکل عدم تعادل جمعیتی پذیرفتند. این مشکل در اکثر نقاط از جمله در ایران هم وجود داشت، لیکن در عربستان بیش تر بود.
3ـ در آن وضع ناگوار اقتصادی، زن گرفتن از یک خانواده و قبیله نوعی کمک به آنان محسوب می شد، به همین جهت مشرکان قریش به دامادهای پیامبر فشار وارد می کردند که دختران پیامبر را طلاق دهند. (1)
4ـ در محیطی که نا امنی و جنگ و خونریزی آسایش را از همگان ربوده بود، ازدواج مهم ترین عامل بازدارنده از جنگ به شمار می آمد.
5ـ در آن وضع زن بیوه اگر شوهر نمی کرد، خوشایند نبود، بلکه زشت شمرده می شد. به مجرد آن که شوهر می مرد، یا از وی طلاق می گرفت و عدّه وفات یا طلاق سپری می شد، شوهری دیگر گزینش می شد، مانند «اسماء بنت عمیس» که اوّل همسر جعفر بن ابی طالب شد، بعد از شهادتش به عقد ابوبکر در آمد و بعد از درگذشت ابوبکر همسر امام علی (ع) شد. این شیوه در آن فرهنگ متداول بود. (2)
نکته دوم: نگاهی گذرا به ازدواج پیامبر.
1ـ پیامبر در 25 سالگی با حضرت خدیجه که چهل سالش بود و قبلاً یک یا دوبار شوهر کرده بود و با مرگ شوهر بیوه شده بود، ازدواج نمود، و به مدت بیست و پنج یا بیست و هشت سال با وی زندگی کرد و همسر دیگری نگرفت. (3)
2ـ همه همسران پیامبر (جز عایشه) بیوه بودند. آنان پیش از آن که به همسری پیامبر در آیند، یک یا دوبار شوهر نموده بودند و بعد از درگذشت و یا شهادت شوهر و انقضای عدّه به عقد پیامبر در آمدند.
3ـ عمده ازدواج های پیامبر در شرایط سخت و دشوار جنگی صورت گرفته بود، مانند شکست مسلمانان در جنگ اُحد که وضع مسلمانان بسیار ناراحت کننده بود.
4ـ پیامبر از قبایل مهم عرب مانند تیم، عدی، بنی امیه، نیز یهودیان مدینه همسر انتخاب کرد، ولی از قبایل انصار زن نگرفت.
دقت در این امور به ما می فهماند که ازدواج های پیامبر نه در پی ارضای خواهش های نفسانی، بلکه در جهت اهداف عالی بود که ذیلاً بیان می شود.
اوّل:
اگر چنین بود، می بایست در سنین جوانی به این امر مبادرت می کرد، نه در سنین پیری و آن هم در شرایط سخت و دشوار.
دوم:
اگر خوشگذرانی انگیزه حضرت بود، می بایست جهت گیری هایش در گزینش همسر، این ادعا را اثبات کند. حضرت دنبال زنان زیبا و جذّاب از جهت امور جنسی و جوانی نبود، حتی به خواستگاری برخی از زنان مانند «ام سلمه» رفت. او تعجب نمود در این سن و سال که کسی حاضر نمی شود با او ازدواج کند، چرا پیامبر دنبال زنان جوان نمی رود و به خواستگاری او کسی را فرستاده است.
سوم:
آنانی که با انگیزه کامیابی جنسی به ازدواج های متعدد رو می آورند،ماهیت زندگی آنان به گونه ای دیگر است. آنان به زرق و برق ظاهری زندگی، لباس و زینت زنان و رفاه و خوشگذرانی رو می آورند؛ در حالی که سیره و زندگی پیامبر خلاف این را نشان می دهد. پیامبر در برابر خواست همسران خویش در مورد زرق و برق زندگی، آنان را مخیّر کرد که یا ساده زیستی را برگزینند و به عنوان همسر پیامبر باقی بمانند و یا از حضرت طلاق بگیرند و بروند دنبال زرق و برق زندگی.
علامه طباطبایی در این باره می نویسد: داستان تعدّد زوجات پیامبر را نمی توان بر زن دوستی و شیفتگی حضرت نسبت به جنس زن حمل نمود، چه آن که برنامه ازدواج حضرت در آغاز زندگی که تنها به خدیجه اکتفا نمود و هم چنین در پایان زندگی که اصولاً ازدواج بر او حرام شد، منافات با بهتان زن دوستی حضرت دارد. (4)
چهارم:
دو تن از زنان پیامبر کنیز بودند. اگر هدف پیامبر از ازدواج لذت بردن از آنان بود، این دو چون کنیز بودند، بدون ازدواج، پیامبر می توانست از آنان بهره مند شود. با این تحلیل ازدواج بی فایده بود.
بنا بر این اهداف و حکمت های ازدواج پیامبر را می بایست در اهداف بلند و ارزشی جستجو نمود که مهم ترین آن بدین شرح است:
1ـ هدف سیاسی ـ تبلیغی:
یکی از اهداف ازدواج های پیامبر سیاسی - تبلیغی بود؛ یعنی با ازدواج موقعیتش در بین قبایل مستحکم گردد و بر نفوذ سیاسی و اجتماعیش افزوده شود و از این راه برای رشد و گسترش اسلام استفاده نماید.
حضرت به خاطر دست یابی بر موقعیت های بهتر اجتماعی و سیاسی، در تبلیغ دین خدا و استحکام آن و پیوند با قبایل بزرگ عرب و جلوگیری از کارشکنی های آنان و حفظ سیاست داخلی و ایجاد زمینه مساعد برای مسلمان شدن قبایل عرب، به برخی ازدواج ها رو آورد.
در راستای این اهداف پیامبر با عایشه دختر ابوبکر از قبیله بزرگِ «تیم»، با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدی»، با ام حبیبه دختر ابوسفیان از قبیله بنی امیه، ام سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی اسد، میمونه از بنی هلال و صفیه از بنی اسرائیل پیوند زناشویی برقرار نمود.
در آن محیطی که جنگ و خونریزی و غارتگری رواج داشت، بلکه به تعبیر «ابن خلدون» جنگ و خونریزی و غارتگری جزو خصلت ثانوی آنان شده بود،(5) بهترین عامل بازدارنده از جنگ ها و عامل وحدت و اُلفت، پیوند زناشویی بود.
«گیورگیو» نویسنده مسیحی می نویسد: محمد ام حبیبه را به ازدواج خود در آورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه پیامبر با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان وسایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد. ام حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده های مکه شد. (6)
2ـ هدف تربیتی:
پیامبر حمایت از محرومان و واماندگان را جزء آیین نجات بخش خویش قرار داد. قرآن مردم را به حمایت از واماندگان و محرومان و ایتام فرا می خواند. پیامبر در مناسبت های مختلف مردم را به این کار خداپسندانه تشویق نمود. در عمل برای مردان بیچاره و وامانده در کنار مسجد «صفه» را بنا نهاد. حدود هشتاد نفر از آنان را در آن جا سکنی داد.
حمایت عملی و صفه نشینی مربوط به مردان بود، اما درباره زنان با توجه به موقعیت آنان، این گونه راه حل برای رهایی آنان از مشکلات پسندیده نبود، بلکه رسول خدا برای زنان راه حل دیگری را در نظر گرفت. حضرت از فرهنگ مردم و راه حل چند همسر داری که بازتاب شرایط اجتماعی بود، بهره جست . مردان مسلمان را تشویق نمود که زنان بی سرپرست و یتیم دار را به تناسب حال شان، با پیوند زناشویی به خانه های خویش راه بدهند، تا آنان و یتیمان شان از رنج بی سرپرستی و تنهایی و فقر مالی و عقده های روانی رهایی یابند؛ خود نیز در عمل به این کار تن داد تا مسلمانان در عمل تشویق شوند و در مسیر رفع محرومیت واماندگان قدم بردارند.
پیامبر با زنان بیوه ازدواج نمود. آنان را به همراه فرزندان یتیم شان به خانه خویش راه داد، تا هم خودش به قدر توان در زدودن مشکلات گام برداشته باشد و هم الگوی خوبی برای مردم در این امر باشد.
3ـ هدف رهایی کنیزان:
اسلام با برنامه ریزی دقیق و مرحله به مرحله در جهت آزادی اسیران گام برداشت. رسول خدا از شیوه های خوب و متعدد برای آزادی اسیران بهره جست که ازدواج از جمله آن ها است. جویریه و صفیه کنیز بودند. پیامبر این دو را آزاد کرد و سپس با آن دو ازدواج نمود، تا بدین وسیله به مسلمانان بیاموزد که می شود با کنیز ازدواج نمود. اوّل او را آزاد نمود و سپس شریک زندگی قرار داد. در ازدواج پیامبر با جویریه بسیاری از کنیزان آزاد شدند.
توضیح: جویریه در غزوه بنی مصطلق اسیر شده بود. در سهم غنیمتی رسول خدا قرار گرفت. حضرت وی را آزاد کرد و سپس با وی ازدواج نمود. کار حضرت برای یارانش الگوی خوبی شد. تمامی اسیران غزوه بنی مصطلق که حدود دویست تن بودند،آزاد شدند.
«گیورگیو» دانشمند مسیحی می نویسد: محمد با جویریه ازدواج کرد. یارانش این عمل را نپسندیدند و آن را با تعجب می نگریستند. فردای آن روز کم کم اسیران خود را آزاد کردند، چون که نمی توانستند بپذیرند که بستگان همسر پیامبر برده آنان باشند. (7)
برای آگاهی بیشتر به کتاب «همسران پیامبر، پرسشها و پاسخها»، حسن عاشوری لنگرودی، مراجعه نمایید.
پی نوشت ها :
1. ذخائر العقبى ،احمد بن عبد الله الطبری، ص 162، 1356، مکتبة القدسی لصاحبها حسام الدین القدسی - القاهرة.
2. المحبر ،محمد بن حبیب بغدادی، ص442، ذی القعدة 1361، مطبعة الدائرة.
3. اسد الغابه ،ج5،ص72، ابن الأثیر ناشر ،دار الکتاب العربی - بیروت - لبنان ؛ معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص79 ، تصحیح و تعلیق: علی أکبر الغفاری، 1379 - 1338 ، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة.
4. سید محمد حسین طباطبایی، فرازهایی از اسلام، ص 174، موسسه نشر اسلامی جامعه مدرسین قم.
5. مقدمه ابن خلدون (ترجمه)، ج 1، ص 286، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی تهران ، 1362.
6. محمد پیغبری که از نو باید شناخت، كنستانتين ويرژيل گيورگيو ، ص 207، مترجم: ذبيحالله منصوري ، نگارستان كتاب.
7. همان، ص 181.
--------
ساير پرسشهايتان را مي توانيد در بخش جستجوي سايت اين مركز بيابيد چنانچه مورد خاصي باقي ماند مي توانيد براي ما ارسال نماييد.






