دانش آموزی می پرسد:علت خلقت انسان چیست؟
معلم پاسخ می دهد که: علت خلقت انسان پرستش خدا است
دانش آموز می پرسد : پرستش کنیم که چه شود؟
معلم پاسخ می دهد: تا انسان رشد پیدا کند.
دانش آموز سوال خود را ادامه می دهد : رشد کنیم تا چه شود؟
معلم پاسخ می دهد: تا به تقرب خدا برسیم و....
در این گونه سوال و پاسخ ها بهترین روش و بهترین پاسخ برای این نمونه سوالات مکرر که بعد از هر پاسخی مجدداً مطرح می شود : که چه شود ؟ و چه فایده ای دارد و..
باید چه برخورد با سوال کننده بدهیم تا قانع شود ؟
لطفا جواب خود را به گونه ای مطرحج کنید که بتوان در جمع خانوادگی و یا در کلاس درس مطرح شود. با کمال تشکر .

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی؛
به چند نکته توجه فرمائید:
1.همه افراد بخصوص کسانی که نظیر شما درون خانواده موقعیت خاصی دارند و یا به جهت داشتن کسوت معلمی بویژه در دروس دینی و معرفتی، در بین دانش آموزان به عنوان مرجع پاسخ گوئی به پرسش ها و شبهات اعتقادی و دینی شناخته می شوند لازم است قبل از این که خیلی جدی خود را در معرض سؤال دیگران قرار دهند خارج از چارچوب تعلیمات آکادمیک و رسمی به مطالعه جدی در زمینه شناسائی شبهات رایج در بین مخاطبین و به دست آوردن پاسخ های متعدد و مناسب با مخاطبین مختلف خود را از قبل آماده نمایند. تا در شرایطی مشابه آنچه در سؤال مطرح فرمودید گرفتار نشوند. که در این زمینه به چند منبع مناسب جهت ارجاع در انتها اشاره می شود.
2.همه افراد،حتی بزرگان و علما و اهل فضل جز موارد خاص غالبا به لحاظ حافظه ای به گونه ای نیستند که همیشه و در همه لحظات پاسخ هر پرسشی را آماده در ذهن داشته باشند و لذا در بسیاری از موارد اساتید در پاسخ سؤالاتی که پاسخ آن را نمی دانند به راحتی می گویند :«بلد نیستم و یا فعلا جوابی ندارم ،اجازه دهید مطالعه کنم و یا سؤال کنم بعدا جواب می دهم » لذا در برخی مواقع که از دادن پاسخ عاجز هستیم و یا فراموش کرده ایم نباید بی جهت افراد را با پاسخ های غیر علمی سرگرم کنیم و به اصطلاح عامیانه، بپیچانیم، و ضمن پذیرش ضمنی سؤال، پاسخ را به وقتی دیگر و یا مطالعه بیشتر موکول کنیم، که در این رفتار ثمرات علمی و اخلاقی و آموزشی فراوانی هم برای خود ما و هم در مخاطبان ما خواهد داشت،البته در برخی موارد مثل دانش آموزان لازم نیست صریحا گفته شود «نمی دانم » لکن از جواب نادرست نیز باید پرهیز شود. البته از همین سؤال شما پیداست که خود شما نیز به این نکته توجه دارید.
3.در مورد دلائل و حکمت خلقت انسان با توجه به آیات قرآن و روایات اهل بیت و همچنین دلائل عقلی و فلسفی ،مباحث زیادی مطرح گشته که پرستش خداوند تنها یکی از این نکات می باشد که در برخی از آیات قرآن به آن تصریح بیان شده است.(1) اما معنا و تفسیر این آیه قرآن حصر دلائل و حکمتهای دیگر خلقت انسان نمی باشد و موارد دیگری نظیر کسب معرفت، رسیدن به کمال و سعادت، متجلی شدن صفات الهی در وجود انسان و ...(2) نیز وجود دارد که برخی از آنها از تفسیر دقیق همین آیه مورد اشاره به دست می آیند، لذا لازم است به همه دلائل تسلط داشت و متناسب با شرایط مخاطب به آنها منتقل نمود.
4.اگر چه در بیان پاسخ این گونه پرسش ها به افردا بخصوص قشر دانش آموز اشاره به مواردی که منفعت خود فرد را در نظر دارد خوب است. لکن باید به تدریج به مخاطبین به جای یک نگاه منفعت محور ،آموزش داد که انسان جزئی از یک نظام هدفمند می باشد که نباید برای تحلیل همه حوادث منافع فوری شخص خود را ملاک تحلیل قرار دهد. بلکه توجه به محوریت خداوند در نظام خلقت به عنوان خالق و ریشه و اساس همه حرکت ها ضروری است، و اگر هم به انسان به عنوان اشرف مخلوقات توجه می شود،باید به منافع حقیقی و ماندگار و عمومی انسان توجه شود که همان سعادت حقیقی و ابدی می باشد.
5.قرآن کریم برای مواجهه با افراد مختلف و پاسخ گوئی به پرسشگر راهکار ها و نکات اساسی را بیان می نماید که می توانید با توجه به تفاسیر و به کار بردن این نکات موفقیت بیشتری داشته باشید.(3) ولی به هر حال توجه داشته باشید که همواره قانع کردن مخاطب توسط شخص شما نباید هدف قرار گیرد. بلکه در برخی مواقع که احساس می کنید مخاطبان به ویژه دانش آموزان مطلبی را از شما نمی پذیرد می توانید به راحتی با ارجاع دادن آنها به مراکز علمی و پاسخگوئی نظیر همین مرکز هم به آنها دنبال کردن پرسش هایشان را بیاموزید و هم زمینه را دریافت پاسخ برای موارد دیگر که شما در دسترس آنها نیستید آماده سازید.
پی نوشتها:
1.ذاریات (51) آیه 56.
2.علامه طباطبائی ، تفسیر المیزان ،ترجمه موسوی همدانی، ج 18 ،ص 579،دفتر انتشارات اسلامی ،1374ش.
3.آیت الله مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه ،ج 11 ص 455،دارالکتب الاسلامیه ،1374ش،(ذیل آیه 125 سوره نحل(16).