من در یک دوراهی بزرگ قرار گرفته ام.بچه ی مذهبی هستم وخیلی به مطالعه ومراقبه وتلاش در راه خدا علاقه دارم،بنده حتی از فحش دادن نیز دوری میکنم.
چند وقتی است که به بحرانی دچار شده ام وفکر میکنم مبادا راهی که انتخاب کردم را نتوانم تا انتها بروم،دراین مسیر باسرزنشهای دوستانم روبرو میشوم حتی آن دوستانی که درمسجد هستند وبه من میگویند که تند میروی ودرآینده چپ میکنی.مشکل من این است که حاضرنیستم حتی یک گناه کوچک انجام دهم واین باعث کناره گیری دوستانم از من شده.من کسی را پیدانمیکنم که درد مرا بفهمدوبتواندبا روحیات من کنار بیایدوبهترین دوستم شود.آیامن به خودم سخت میگیرم باید بادیگران راحت تر باشم وحرفهای لغو بزنم تا از من دوری نکنند
برادر گرامی! علت أصلی که دوستان و آشنایان از شما دلگیر شده و رهایتان کرد ه اند و باعث رنجش و دوری آنها شده است، امکان دارد دو أمر باشد:
1. افراط و خشک برخورد کردن در مسایل مذهبی: ممکن است که دوستانتان از برخورد خشک و بی روح شما ناراحت باشند و انتظارشان از یک فرد مذهبی، اخلاق و رعایت اعتدال باشد.
2. دور بودن و توجه نداشتن به مسایل مذهبی توسط دوستانتان: وظیفه شما این است که تمام مسایل دینی را که از طریق قرآن و أهلبیت(ع) رسیده را انجام دهید و مبتلا به هیچ گناهی نشوید و در أمور واجب نهایت دقت را داشته باشید. انجام واجبات و ترک محرمات را سر لوحۀ أعمال خود قرار دهید و در این امور با کسی، ذره ای تعارف و خجالت نداشته باشید و ناراحتی دیگران ملاک نیست. ولی توجه به این نکته داشته باشیدکه نگاه دوستان به شما به عنوان فرد مذهبی، خشک و بی روح نباشد. نگاه ها به شما به عنوان الگوست و این امر می طلبد که با تمام لطافت و مراقبت خود، به دیگران هم توجه کنید و دقت در رفتار خود داشته باشید و با اخلاق حسنه، آنها را هم به مسایل معرفتی نزدیک کنید.
توصیه به اعتدال و میانه روی در انجام مسائل دينى:
اعتدال و ميانه روى، زيربناى تعليم است، به گونه اى كه در همه دستورات و مقرّرات آن، از هرگونه افراط و تفريط جلوگيرى به عمل آمده است؛ در عبادت، تحصيل علم، خوردن، پوشيدن، رفاقت، دشمنى و در ساير شئون زندگى، همه جا ميانه روى توصيه شده است. با میانه روی، علاوه بر لذت بردن خودتان از مسایل دینی، مایۀ تشویق دیگران در اجرای دین باشید.
اصل تعادل از اصولى است كه در قرآن كريم بدان عنايت شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد : «وَ لَذلِكَ جَعَلناكُمْ اُمَّةَ وسطاً»(1) ما شما را امّتى ميانه و معتدل قرار داديم. همچنين در حيات سراسر نورانى پيامبر اكرم و ائمّه هدى، در تمامى اعمال و رفتارشان مى توان تعادل را مشاهده كرد. شما هم از الگوی خود، میانه روی را در اعمال خود به دیگران نمایش دهید.
امام على(ع) درباره پيامبر(ص) مى فرمايد:" «سيرتُه القصد»(2) سيره آن حضرت تعادل و ميانه روى بود.
انسان موجودى است چند بعدى و چند كانونى. اسلام نيز، كه دين جامع و كاملى است، به تمام نيازهاى انسان توجه كرده است. براى رشد، تعالى و كمال بشر، لازم است همه ابعاد انسان به صورت هماهنگ و متعادل رشد و تكامل يابد تا انسان حقيقى پرورش يافته، انسانيّت او تحقق يابد.
عدم توجه به تمام ابعاد وجودى انسان و يا توجه بيش از حد به يك بعد و ناديده گرفتن ابعاد ديگر، جامعيت و وحدانيت وجود آدمى را ناديده گرفته، انسان را يك بعدى و تك ساحتى مى سازد. اگر انسان را فقط در يك بعد ببينيم، در حقيقت، موجبات مرگ و نابودى شخصيت انسانى او را فراهم كرده ايم. متأسفانه بيش تر انسان ها و بسيارى جوامع فاقد اين اصل در زندگى بوده و هستند و در دام افراط و يا تفريط غلطيده اند و از مسير صحيح و تعادل و تكامل خارج شده اند. ريشه بسيارى از انحرافات فردى، اجتماعى، اخلاقى و روانى را مى توان در عدم رعايت اصل تعادل جستجو كرد.
دوست گرامی! ميانه روى در عبادت هم بايد مراعات شود. درست است كه توصيه ها و تشويقهاى پيشوايان دين هر انسانِ محبّ پروردگار را به انجام عبادات راغب مى گرداند، اما توانايى ها و آمادگى هاى روحى خود و دیگران نيز شرط است. اگر شما با تحميل عبادت بر خود و دیگران، لذّت عبادت را از خويش و دیگران سلب كنید و خود را در آن به تكلّف اندازید، نه عبادت شما عبادتى سالم محسوب مى شود و نه دیگران از عبادت بهره معنوى مى برند.
امام جعفرصادق(ع) مى فرمايد:"در جوانى، سخت مشغول عبادت بودم. پدرم به من فرمود : فرزندم ، زياد خود را خسته مساز ، كم تر از اين مقدار هم مى توانى انجام دهى. به درستى كه خداوند اگر بنده اى را دوست داشته باشد، به عبادت اندك او راضى خواهد شد.
هم چنين ابوبصير از امام صادق(ع) روايت كرده است:" زمانى كه به همراه پدرم به حج مشرف شده بودم روزى با پدرم طواف مى كردم، در حالى كه جوان بودم سخت مشغول عبادت بودم و عرق مى ريختم. در اين حال پدرم از كنارم عبور مى كرد، مرا ديد و فرمود : جعفر! فرزندم! اگر خداوند بنده اى را دوست داشته باشد، او را به بهشت مى برد و از او به عبادتى اندك خشنود مى شود.
فجيع عقيلى مى گويد : امام حسن(ع) به من فرمود: هنگامى كه پدرم در حال احتضار بود، وصيت كرد: در عبادت ميانه رو باش و آنچه را هميشه مى توانى انجام دهى و در توان توست، انجام ده ( نه آنچه را كه تاب و توان آن را ندارى.)
پی نوشت ها:
1. بقره(2) آیۀ ۱۴۳.
2. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار (ط-بیروت) ج16، ص379، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.






