به نام خدا
سلام
بنده 24سال سن دارم و ادم مذهبی هستم و نمازهایم را به جماعت و در مسجد میخوانم ولی بعد از اتفاقی که در ادامه میگویم (در نیامدن اسمم در حوزه)افتاد نمیدانم چه شد چه گناهی مرتکب شده ام که توفیق نماز شب از من گرفته شد .توفیق نماز جماعت صبح در مسجد نیز از من گرفته شده و دقیقا با صدای اذان صبح بیدار میشوم .
بنده فوق دیپلم کامپیوتر هستم و از کودکی تا به العان نتوانستم به حرفه خاصی علاقه زیادی پیدا کنم جز یادگیری علوم اسلامی. در دانشگاه پیش میامد که توجهم به کتب دینی خیلی بیشتر از کتب رشته دانشگاهیم است و به امید اینکه به حوزه بروم حتی درسم که علاقه زیادی به ان نداشتم بهتر شد و با نمراتی خیلی خیلی بهتر از قبل قبول شدم و در موقعه ای که برنامه ریزی کرده بودم به امید خدا مدرکم را گرفتم بعد از گرفتن فوق دیپلم ثبت نام کردم برای حوزه ولی اسمم در نیامد .
سر در گم شده ام عقیده و هدف من این بود که از طریق علم به اسلام و مسلمین خدمت کنم و به خواطر علاقه ای و هدفم که به علوم اسلامی دارم خواستم که به حوزه بروم ولی نشد و العان نمیدانم که چکار کنم. افسرده و غمگین شده ام ، مادرم میگوید که اگر لیسانس بگیری لااقل برای کار پیدا کردنت خوب است ولی حال العان من جوری است که واقعا نمیدانم چه کنم.
به خودم میگویم که حتما چون لیاقت نداشتی و یا در اینده ممکن بود که ادم بدی بشوی به خواطر همین خداوند نگذاشت که طلبه شوی و الحمد الله که اسمت در نیامد چون دیده ایم خیلی ها که با اسم دین ضربه به دین زده اند.دیده ام خیلی ها که تا پایه های بالا درس خوانده اند و بعد از حوزه بیرون امدند و شاید تو هم مثل انها میشدی .
العان بنده. فوق دیپلم کامپیوتر که علاقه چندانی به ان ندارم مانده ام که چگونه زندگی خود را ادامه بدهم از طرفی مسیری که انتخواب کرده بودم بسته شد و امید جز مدد خداوند نداشته و ندارم واقعا دیگر عقلم کار نمیکند نذر کردم دعا کردم ولی هنوز درماندام.
دستم به کار نمیاید.
میخواهم زبان یاد بگیرم فکر میکنم که یاد گیری علوم دین مهمتر است و زیاد همت نمیکنم میخواهم نرم افزارهای کاربردی را یاد بگیرم فکر میکنم که یاد گیری احکام مهمتر است و دست میکشم به خود میگویم که یک کار ساده پیدا کنم و بیشتر وقت خود را برای یاد گیری علوم اسلامی قرار دهم و دوست دارم که عارف بلله شوم و به خدا برسم و هر وقت که خواستم که علوم ریاضی یا فیزیک و... را یاد بگیرم به نظرم میرسید که علوم دین بهتر است و اینها به چه درد من میخورد و همت خواصی نمیکردم .
میدانم که طرز فکرم ایراد دارد ولی نمیدانم چگونه راه مستقیم را پیدا کنم
ببخشید نوشته به درازا کشید ولی خواستم مفصل باشد که مرا بهتر راه نمایی کنید.
اجرتان با امام حسین علیه السلام.
لازم است بدانید:
برای عارف بالله شدن لازم نیست حوزه بیایید مگر هرکس در حوزه هست عارف است؟!
همچنین اگر قرار باشد همه سراغ علوم ديني بروند،آیا اجتماع دچار مشكل نمي شود؟ هر دانش و فنی که مورد نیاز بشر است،مسلمانان تکلیف دارند آن را برای رفع نیاز جامعه بیاموزند. علاوه بر این همه علوم زیر بنای الهی دارند، چنان که اگر دستور عمل های پزشکی پیامبر اسلام و ائمه (ع) جمع آوری شود،چند کتاب قطور می شود.
دیگر اینکه خاصيت زندگي اجتماعي اين است كه هر كس به بخشي از امور اجتماع بپردازد تا مشكلات يكديگر را حل نمايند.
كسي هم كه به حوزه علميه براي تحصيل علوم ديني مي رود ، مي خواهد براي حل مشكل جامعه قدمي بردارد تا مردم در امور شرعي مشكلات خود را حل نمايند.
خداوند در قرآن مي فرمايد:
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون؛شايسته نيست مؤمنان همگى (به سوى ميدان جهاد) كوچ كنند. چرا از هر گروهى از آنان، طايفهاى كوچ نمىكند (و طايفهاى در مدينه بماند)، تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهى يابند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود، آن ها را بيم دهند؟! شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى كنند.(1)
طبق اين آيه گروهی سراغ علوم ديني بروند، كفايت مي كند.
شما هم برای تخصص خود اقدام کنید و ادامۀ تحصیل بدهید در عین حال متعهد نیز باشید تا رضایت خدا را در همین کار خود بیابید.توجه به این نکته بکنید که چون دروس حوزۀ علیمه مدت زیادی طول می کشد و سالیانی باید تلاش کرد تا به ثمر بنشیند،تجربه نشان داده اکثر کسانی که با سن بالا به حوزه آمده اند بعد از چند سال خسته شده و حوزه را بی ثمر می پندارند و شاید شما هم اگر به حوزه می آمدید، با توجه به سن تان که باید خود را آمادۀ ازدواج و تشکیل خانواده نمائید،در زمرۀ این افراد قرار می گرفتید. پس خدا را شاکر باشید و نگرانی و افسردگی را از خود دور کنید و بیهوده زندگی خود را ویران نکنید.
آنچه براي انسان مهم است، بندگي خدا و پاك بودن و پاك زيستن است كه اين براي همه مهياست؛ هركس كار خود را درست انجام دهد و وظيفة بندگي خود را به جا آورد ،سعادتمند خواهد شد. مگر ندیدی قرآن می فرماید:« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير؛گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست. خداوند دانا و آگاه است.(2)
آنچه ملاک است تقواست، نه علم یا هر چیز دیگر،چه بسا انسان هایی که وارد حوزه نشدند. اما گوی سبقت را از بسیاری از حوزویان ربودند،امثال شیخ رجبعلی خیاط،حاج اسماعیل دولابی،سید هاشم حداد و جعفر آقا مجتهدی و کربلایی کاظم و... مگر در حوزۀ علمیه تحصیل کرده بودند؟!
انسان ،هر کجا باشد، باید در زندگی،تقوا را سرلوحۀ خود قرار دهد. اگر چنین کند، سعادت دنیا و آخرت را با هم خواهد داشت.
به کتاب جهاد اکبر امام خمینی مراجعه نمایید.
موفق باشید.
پي نوشت ها:
1.توبه(9)آیه121.
2.حجرات(49)آیه13.






