خدا به واسطه عليم بودنش به سرنوشت همه انسانها آگاه است و از قبل ميداند كه چه كسي راه درست را انتخاب ميكند و چه كسي راه غلط را پس امتحان الهي چه سودي براي خدا دارد و چه ارزشي دارد وقتي از قبل ميداند كه نتيجه امتحايست و چه كسي مردود و چه كسي قبول است ؟
البته توجه داشته باشيد كه منظور من قسمت الهي بودن امتحان الهي است خواهش ميكنم در مورد فلسفه امتحان الهي براي بشر توضيح ندهيد.
با كمال تشكر
علم و آگاهی خداوند از اعمال و کردار انسان و همه موجودات، حقیقتی است قطعی و مسلم؛ اما با اين وجود، سؤال شما در صورتی جا دارد که علت آفرینش انسان و آزمایش او را، آگاه شدن خداوند از عاقبت کار آدمی بدانیم؛ در حالی که این فرض، اصلاً صحیح نیست؛ زیرا فیض و رحمت گسترده الهی، اقتضا می کند که هر موجودی که قابلیت دریافت هستی داشته باشد، از طرف خداوند آن را دریافت نماید و در مسیر کمال قرار بگیرد .
در این میان، موجودی مانند انسان نیز قابلیت دریافت فیض هستی از طرف خدا دارد. موجودی که می تواند با اختیار خود به راه کمال و سعادت ابدی برسد، یا از اختیار خود سوء استفاده نموده و به دره سقوط و تباهی بیفتد، علم خداوند این موجود را از دریافت فیض وجود محروم نمیکند بلکه خداوند حق انتخاب هر مسیری را به انسان می دهد :« إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً؛(1) راه را به او نشان دادهايم. يا سپاسگزار باشد يا ناسپاس» .
اما در مورد اين كه چرا انسان بايد به نوعي مورد آزمون و امتحان دنيا قرار بگيرد و چرا نتيجه همان ابتدا در اختيار او قرار نگرفت ؟ باید گفت اين امر با فلسفه آفرينش همخوان نبود، زيرا اگر بنا بر اين بود كه بني آدم بدون هيچ آزمون و رنج و مشقتي از ابتدا به نتيجه مطلوب مي رسيدند، هدف آفرينش آن گونه كه پاسخ داديم ،محقق نمي شد. انسان كمالي كه لايق آن بود ،با سعي و كوشش خود به دست نميآورد . رسيدن به بهشتي بدون تلاش و كوشش و آزمايش و كامل نمودن خود ارزشي نداشت حتي لذت لازم را به دنبال نداشت .
در واقع فلسفه آفرینش و شکوه داستان خلقت با زندگي انسان ها در نعمت بهشت رقم نمي خورد، بلكه اين امر با بهشتي شدن اختياري بشر حاصل مي شود . زیبایی و شکوه داستان به آن است که همه افراد به طور مساوی از فرصت خود بهره ببرند و هیچ کس نداند که چه نتیجه ای در برابر او قرار دارد .
خدا کسی را جهنمی و کس دیگر را بهشتی نمی کند. فرجام بهشت یا دوزخ برای انسان از مقوله «شدنی ها»ست؛ یعنی باید به دنیا بیاییم تا بهشتی یا جهنمی«بشویم»؛ ظرف وجود ما با حضور در دنیا و طی مراحل علمی و عملی و گذر از فراز و نشیب ها شکل می گیرد .پاكي اوليه همه انسان ها ارزشي ندارد ؛ بنابراین تا به دنیا نیاییم، پاداش و کیفر معنا پیدا نمی کند. اين گونه است كه علم پيشين الهي، ضرورت و حكيمانه بودن اين خلقت و حضور و آزمون را منتفي نمي سازد .
خدا انسان را موجودی مختار خلق نموده و امکان انتخاب مسیر صحیح و ناصحیح را هم به او داده ؛ انسان است که می تواند در این صحنه آزمون سرنوشت خود را مطابق اراده و آزادی ذاتی که در اختیارش قرار گرفته ، رقم بزند . در نتیجه هر سرنوشتی که پیش رویش قرار بگیرد ، به خودش مربوط است . اين همه زيبايي آفرينش است كه در اين نگاه حتي جهنمي شدن جهنميان زيبا و با شكوه است .
به عبارتي روشنتر امتحان الهي با امتحانهاي انساني فرق دارد انسانها امتحان ميگيرند براي كشف ميزان دانايي و توانايي افراد ولي امتحان الهي رشد يافتن افراد است كه در سايه اين امتحان شخص رشد مي يابد مثل رشد دانه گندم در خاك كه زحمت دانه گندم در خاك باعث تبديل شدنش به گياه ميشود سختي انسان در دنيا و امتحان او باعث رشد او و انسان شدن او ميشود
اگر بخواهيم يك مثال دنيايي بزنيم امتحان الهي مثل ورزش است كه مسابقه براي تمرين كردن است كه گرچه برد و باخت دارد ولي نتيجه اش ورزيده شدن انسانهاست (البته مثال براي تقريب به ذهن است و تطبيق كامل ندارد ي)
به علاوه كه جهنميان در حقيقت در عذاب خداوند و در آتشي كه او برافروخته است نمي سوزند، بلكه در ثمره مستقيم اعمال و رفتارهاي خود عذاب مي شوند . در آتشي كه خود با اعمال و رفتار و عقايد ناپسند خويش برپا كرده اند معذبند ، هر چند كه ايشان هم در اكثر موارد بعد از پاك شدن از آلودگي هاي شان پاك شده و به بهشت مي روند و همه آنچه ذکر شد تجلی عدالت خداوند در حق بندگان است .
البته اگر مشکل در صدق اختیار و حق انتخاب واقعی برای بشر با فرض آگاهی قبلی خداوند از نتیجه باشد باید گفت :
علم و آگاهی خدا از آینده انسان و سایر موجودات عالم هیچ ربطی به اعمال و افعال انسان و موجودات دیگر و اختیار آنان ندارد . این که خدا میداند در آینده فلان شخص چه خواهد کرد و چه نخواهد کرد، تأثیری در عمل فرد ندارد. این امر مانند آگاهی پزشکی است که به طور قطع میداند فلان بیمار در آینده دچار فلان وضعیت جسمی خواهد شد ، یا با توجه به وضع فعلی اش روند بهبودی یا پیشرفت بیماری اش به کجا منتهی می گردد، دانستن این مسایل از طرف پزشک تأثیری در به وجود آمدن یا نیامدن بیماری و روند خاص پیشرفت یا درمان آن ندارد.
آیا اگر معلمی از قبل بداند که کدام دانش آموز در امتحان نمره بدی می آورد ، در امتحان او تاثیری خواهد داشت؟ مسلما خیر، زیرا نتایج ضعیف دانش آموز معلول علت های خاص خود مانند کاهلی و تنبلی است که اطلاع قبلی معلم ربطی به آن ها ندارد؛ به همین شکل علم خداوند به حوادث آینده هم ما را مجبور به حرکت به سمت همان اهداف نمی کند.
خداوند به تمام حوادث و کارهایی که در جهان انجام می شود، آگاهی دارد .از جمله کارها، چیزهایی که انسان انجام می دهد، اما آگاهی خداوند از اعمال انسانی با قید اختیار است، یعنی خدا می داند که انسان با اختیار خود این کارها را انجام می دهد و این امر به هیچ وجه موجب جبر نمی شود .
پي نوشت :
1.انسان(76)آيه3.






